دوروزنامه پیام اردبیل: جرم کوچکی دارد و کار بزرگی میکند، مانند فلفل ریز است و تیز، همان که سرخ است و هم سرِ سبز را بر باد میدهد، هم مار را از سوراخ بیرون میکشد، هم زخمش از زخم شمشیر بدتر است، هم مرهم زخمی میشود. عاقلان، پشت عقل مینهندَش و افسارش را به دست عقل میدهند و جاهلان آن را پیشاپیش عقل به حرکت در میآورند. چونان قلمی است که بر روح و جان آدمی مینگارد. انگلیسیها به آن میگویند «tongue»، عربها «لسان» مینامندش و فارسها، «زبان.»
زبان به قلمی میماند که دو سر دارد. هم بهترین عضو آدمی است و هم بدترینِ آن. میتواند دلی را برنجاند و خط و نقشی زشت بر روح آدمی بنگارد و یا دلی را تسلی داده و یادگاری زیبایی در جان آدمی به جای نهد. سَر آزاردهندهاش را تحت عنوان زخم زبان میشناسیم. همه ما طعم تلخش را چشیدهایم و کمتر کسی است که زخم زبان نزده باشد. غافل از اینکه این عمل به ظاهر کوچک چه تاثیر عمیقی در عالم هستی دارد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند: «خداوند متعال، مومن را از عظمت، جلال و قدرت خود خلق کرده است. هر کس به مومن طعنه زند به خدا طعنه زده است.»
عموم مردم زخم زبان را عبارت از طعنه زدن و سرزنش کردن میدانند. اما در حقیقت، مصادیق گوناگونی دارد. خداوند علاوه بر اینکه در سورههای مختلف قرآن کریم، با بیان مصادیق مختلفِ زخم زبان به مذمت و عاقبت آن اشاره کرده است، سوره مبارکه هُمزه را به طور ویژه بدین آفت، اختصاص داده است: «واى بر هر کسى که بسیار عیب جویى کرده، طعنه می زند!»
کلمه همزه به معناى کسى است که بدون جهت به دیگران طعنه مى زند و همزه کسی است که عیب جویى و خرده گیری هایى مى کند که در واقع عیب نیست. طبق تفاسیر میان همزه و لُمزه تفاوتی وجود دارد. همزه به کسى گفته میشود که در غیاب مردم عیب جویی مى کند و طعنه میزند؛ اما لمزه کسى کسی است که در مقابل خود شخص طعنه میزند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان مینویسد: «همزه کسى را گویند که همنشین خود را با سخنان زشت آزار دهد و لمزه آن کسى است که با چشم و سر علیه همنشین خود اشاره کند و به اصطلاح فارسى تقلید او را در آورد.»
با توجه به این معنا، تمسخر کردن، انتقاد مخرب، غیبت و تهمت، گمانهای بد، عیب جویی، منت نهادن، تحقیر کردن، بیاحترامی و هر آنچه که از طریق زبان، قلم یا اشاره کردن موجب آزار افراد میشود، مصادیق زخم زبان به شمار میروند.
اما حکمت نهی شدید خداوند از این اخلاق ناپسند چیست؟ یکی از دلایل آن تاثیر کلمه یا کلام در دایره هستی است، چرا که کلمه تنزل یافته معانی از عوالم غیبی است و البته بحث از آن از حوصله این مقاله خارج است. اما دلیل محسوس و عمده آن تبعاتی است که در فضای فردی، اجتماعی، خانوادگی و سرنوشت انسان و جامعه دارد که به طور اجمالی بدان اشاره میکنیم.
زخم زبان و نابودی انسان
انسان برخوردار از روح و جسم است. هر گونه آزاری که به او برسد، در حقیقت باعث آزار روح اوست. برخی اذیتها و دردها به واسطه جسم موجب ناراحتی روح است. مانند صدمه دیدن یکی از اعضاء بدن یا بیماریهای جسمی. این گونه صدمات در کوتاه مدت بهبود یافته و مقطعی است. لذا روح، رنج زیادی نمیکشد. اما برخی رنجها به طور مستقیم روح را هدف قرار میدهد. اثر این رنجها تا دراز مدت در روح باقی میماند و بسیاری از آنها هیچگاه از بین نمیروند. زخم زبان از آن دست رنجهایی است که روح و جان انسان را به آتش میکشد.
کسی که مورد هدف زخم زبان قرار میگیرد، علاوه بر اندوه زیادی که تحمل میکند، بنا به میزان تاثیر زخم زبان و شدت و تکرار آن ممکن است به آسیبهایی چون عدم خودباوری، عدم اعتماد به نفس، استرس، انزوا و... دچار گشته و در زندگی فردی و اجتماعی دچار مشکل شود. از سوی دیگر گوینده نیز از تبعات آن در امان نیست. او علاوه بر اینکه از اجتماع طرد میشود، رذیلهای عذاب آور را در روح خود تثبیت کرده است.
طبق نظر ابن سینا در موضوع نفسشناسی اسلامی، تکرار اعمال نیک یا زشت باعث میشود که آن عمل برای انسان ملکه شود. این ملکه بنا بر نوع عمل، میتواند رذیلت یا فضیلت باشد. انسان به واسطه این فضایل و رذایل است که در آخرت به عذاب یا پاداش اخروی نائل میشود. سنگینی این عمل و منفور بودن آن به اندازهای است که خداوند هلاکت و افتادن انسان را در حُطَمه، یعنی آتشی که باطن آدمی را میسوزاند، به عنوان عذاب آن در نظر گرفته است. بنابراین مهمترین آفت زخم زبان نابودی انسان است.
زخم زبان و گسستگی خانواده
یکی از آثار مخرب زخم زبان و طعنه زدن، تخریب کانون گرم خانواده و اختلال در روابط خانوادگی است. عدم کنترل زبان علاوه بر ایجاد سردی روابط بین همسران، پدر و مادر و فرزندان و نیز ایجاد محیطی ناامن به لحاظ امنیت روحی خانواده، باعث از بین رفتن ارتباط اعضاء خانواده با اقوام و آشنایان نیز میشود. زمانی که بدگویی، توهین، نیش و کنایه، تحقیر، منت گذاشتن و... عادت هر روزه افراد خانواده به خصوص والدین باشد، سردی روابط، دلخوری و اندوه بر خانواده حاکم میشود و قلوب افراد خانواده روز به روز با یکدیگر بیگانه شده و از هم دور میشود.
ریشه بسیاری از کینهها و دشمنیهای میان اقوام و آشنایان نزدیک، زخم زبانهایی است که در شکلهای مختلف خود بروز یافته و موجبات کدورت، دلخوری و کینه را فراهم میآورد. چنانچه مشاوران خانوادهها این رفتار را دلیل عمده اختلافات خانوادگی عنوان میکنند. مرضیه مشتاقی، روانشناس و مشاور خانواده درباره تاثیر زخم زبان میگوید: «زخم زبان، نیش و کنایه به طور مستقیم روان فرد را تحت تاثیر قرار میدهد؛ بدترین شکل این است که تکرار نیش و کنایه زدن در فرد به صورت عادت درآید و باعث دور شدن اطرافیان از جمله خانواده، دوست و مهمتر از همه، همسر از فرد کنایه زننده شود.» سیما فردوسیپور نیز در این باره میگوید: «بیشتر این افراد نمیدانند با این عمل چقدر شخصیت خودشان را پایین میآورند و اگر این طرز صحبت بین همسران باشد، میتواند آسیبهای جبران ناپذیری را به زندگی مشترک وارد کند.»
تاثیر تربیتی زخم زبان
یکی از مصادیق زخم زبان، سرکوفت زدن، سرزنش کردن و مقایسه کردن است. سلاحی که برخی والدین، مربیان و اساتید برای تنبیه فرزندان یا دانشجویان به کار میگیرند. اما این عمل علاوه بر اینکه باعث رنجش فرزندان، عدم خودباوری و اعتماد به نفس در آنان، انزوا و گوشه گیری، اختلال در روابط اجتماعی، اختلال در ارتباط با دوستان و... میشود، علاقه و رابطه صمیمی بین فرزند با پدر و مادر یا معلم را از بین میبرد و مقدمهای برای بروز کینه، حسادت، دشمنی و... در دل او میشود. بنابراین نه تنها در تربیت موثر نیست، بلکه آثار سوء بسیاری در بر دارد.
اختلال در روابط دوستانه
اغلب انسانها از فردی که مدام تمسخر میکند و بدگویی و نیش و کنایه را عادت خود کرده کناره گیری میکنند. بنابراین دافعه شدید مهمترین اثری است که زخم زبان ایجاد میکند و زخم زبان زننده رفته رفته دوستان خود را از دست داده و به موجودی منزوی و تنها مبدل میشود. امام صادق علیه السلام به عنوان راهکاری اخلاقی در برخورد با این افراد و نیز جلوگیری از حاکم شدن چنین رفتارهایی توصیه میکنند: «نمیتوان مسخره کننده مردم را به عنوان یک دوست مطمئن و صادق انتخاب کرد.»
زخم زبان و نابودی جامعه
هر یک از مصادیق زخم زبان باعث دوری قلوب انسانها از یکدیگر شده و انسان که موجودی اجتماعی است را از جامعه جدا میکند. وقتی دوستان، آشنایان، هم کلاسیها، همکاران، مسئولان و... با زبان توهین، افترا، تمسخر، طعنه و از همه مهمتر غیبت کردن با هم ارتباط پیدا کنند، دلهایشان از یکدیگر دور میشود و حتی اگر در کنار یکدیگر باشند، فاصلهای عمیق بین آنها وجود دارد. لذا جمعها از هم میپاشد، حرکتهای اجتماعی آن گونه که باید به مقصود و مطلوب خویش نمیانجامد و نوعی بدبینی میان افراد رایج میگردد. خداوند در سوره حجرات به تبعات اجتماعی زخم زبان اشاره کرده و مومنین جامعه را از مصادیق مختلف آن به شدت نهی میکند.
زخم زبان رسانهای
متاسفانه رد پای آفات سوء زبان در رسانههای دیداری و شنیداری هم بسیار به چشم میخورد. قلم نویسندگان و بیان سخنگویانی که نه تنها ابایی از به کار گیری مصادیق مختلف زخم زبان ندارند، بلکه در این باب کم فروشی هم نمیکنند! انتقاداتی که با تخریب شخصیتی افراد همراه است. برنامههای صوتی و تصویری اعم از طنز و خبر و... که به طور مستقیم به تمسخر و کنایه زدن به افراد حقیقی و حقوقی با الفاظ رکیک و حرکات زشت میپردازند. رفتارهایی که نه تنها شایسته رسانه اسلامی نیست، بلکه باعث رواج آنها و عادی جلوه دادن آفات زبان در جامعه میشود. زخم زبان ناشی از بیدینی و بیایمانی افراد است و چنانچه رسانهها از این ابزار استفاده کنند، در حقیقت بیدینی، بیایمانی و بیاحترامی را رواج دادهاند و خود را نزد مردم بیاعتماد، بیحیا و سخیف جلوه میدهند.
انسانی که به خداوند باور دارد، هیچگاه بنده او را نمیرنجاند و در صورتی که از روی غفلت کسی را با زبان برنجاند، از خداوند و بنده او طلب مغفرت میکند. از همین روست که ائمه معصومین علیهم السلام، عالمان اخلاق و عرفای بزرگ همواره به تهذیب و تطهیر زبان تاکید فراوان کرده و سکوت را بهترین و حکیمانهترین سخن میدانند. چرا که آفات زبان مسیر سیر و سلوک را دشوار میسازد.
علامه حسنزاده آملی در خصوص نخستین مرحله تهذیب نفس و طهارت درون به عنوان لازمه سیر و سلوک میفرمایند: «براى طهارت باطن، نخست باید دوام طهارت ظاهرى را حفظ کرد و طهارت بدن را مراعات نمود، اعضاء و جوارح ظاهرى باید کنترل شود. زبان آفت بدى است، انسان باید سعى کند چانهاش را با عقل بگرداند! همان طور که دهان،گاه مجراى غذاى آلوده به معده است همین دهان و زبان، مجراى غذاى آلوده به جان نیز هست.»
سلاحی داریم با نام کلمه که بر زبان، قلم، اشارات چشم و... جاری میگردد. دست خودمان است. میتوانیم آن را جولانگاه وسوسهها و کلامهای شیطانی گردانیم و چهرهای زشت در عالم از خود بر جای نهیم یا قادریم از بیانات رحمانی و نیکو استفاده کرده و نگارنده زیباییها در هستی باشیم.