در جزوه «فلسفه علوم اجتماعي» ابتدا مباني هستيشناختي، معرفتشناختي و روششناختي سه پارادايم اصلي علوم اجتماعي مدرن معرفي ميشوند. در ادامه به نگاه پستمدرن ميشل فوكو و عناصر اصلي انديشه او توجه ميشود.
جزوه « فلسفه علوم اجتماعي» درسگفتاري از آقاي دكتر سيد سعيد راستخديو درباره مباني كلي حاكم بر رويكردهاي مختلف علوم اجتماعي است. اين درسگفتار حاصل سلسله جلسات سطح ۳ پانزدهمين دوره آموزشى- تربيتى «والعصر» مىباشد كه به همت مؤسسه علمي- فرهنگي سديد پس از پيادهسازى و ويرايش در اختيار علاقهمندان قرار گرفته است.
در بخشي از مقدمه اين جزوه آمده است: «در نگاه پارادايمي، هر پژوهش علمي در حوزه علوم اجتماعي، مسبوق به برخي مباني كلي است. در علوم اجتماعي مدرن، سه پارادايم كلي را ميتوان مشخص كرد: پارادايم پوزيتيويسمي، تفسيري و انتقادي.
پوزيتيويستها، رويكردي نهادي به امور اجتماعي دارند و انسانها را موجوداتي ميپندارند كه در روابط ساختاري و نهادي نسبتاً ثابت جامعه محصورند. از نظر آنها، شخصيت انسان در محيط اجتماعي او شكل ميگيرد؛ آنها به دنبال كشف روابط علي ميان پديدههاي اجتماعي هستند و در اين مسير، از الگوهاي كمي و رياضياتي استفاده ميكنند.
تفسيرگرايان، انسان را موجودي مختار و آزاد ميدانند. از نظر آنان، موطن واقعيتهاي اجتماعي، ذهن كنشگران جامعه است؛ كنشگران با كنشهاي خود، واقعيتهاي اجتماعي را به طور پيوسته بازتوليد ميكنند و بالطبع، واقعيتهاي اجتماعي، هيچگونه پايداري و ثباتي ندارد. براي فهم معناي كنشهاي كنشگران اجتماعي، بايد همدلانه با آنها زندگي و به دنياي ذهني آنان رسوخ كرد. به اين منظور، روشهاي كيفي از قبيل مشاهده مشاركتي براي تفسيرگرايان اولويت بيشتري دارد. اصحاب رويكرد انتقادي، هرچند انسان را يك موجود كاملاً طبيعي و مانند ساير پديدههاي طبيعت نميدانند، اما معتقدند روابط علي بر پديدههاي انساني نيز حكومت دارند. همچنين از نظر آنان ساختارهاي متضاد و پنهاني وجود دارد كه زندگي كنشگران را تحت تأثير قرار ميدهد و معمولاً توده مردم از آن آگاه نيستند.» گفتني است اين جزوه از پايگاه اينترنتي سديد به آدرس http://sadid. basijisu. com/ قابل دريافت و دسترسي است.