کد خبر: 736292
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۷:۲۸
ناهمخواني خرده‌فرهنگ‌ها در شهرهاي بزرگ مشكل‌ساز شده است
از ابتداي صبح كه پاي در كوچه و خيابان مي‌گذاريم تعاملاتمان با ديگر شهروندان آغاز مي‌شود.
محمد رضا ‌هاديلو

از راننده تاكسي و اتوبوس و مردم كه به صورت مستقيم و چهره به چهره با آنان در ارتباطيم گرفته تا تبليغات و مناظر شهري و حتي زشتي‌ها و زيبايي‌هايي كه حاصل دست يك يا چند نفر است و به صورت غيرمستقيم بر روح و روانمان تأثير مي‌گذارند. اما آنچه در هر كنش و واكنشي در سطح شهر مؤثر است، ابتدا فرهنگ شهروندان است. فرهنگي كه بتواند زندگي در اين محيط و شرايط را مديريت كرده و ارتباطات مطلوبي را ارائه كند. به عبارت ديگر «فرهنگ شهر‌نشيني».

امروز مردم با توجه به امكانات و تسهيلات به زندگي شهري روي آورده‌اند اما نبايد فراموش كرد زندگي در چنين محيط‌هايي مقيد و محدود به يك سلسله آداب و رسوم، موسوم به آداب زندگي اجتماعي يا فرهنگ شهر‌نشيني است. كساني كه از اطراف و قريه‌ها به زندگي شهري روي مي‌آورند با فرهنگ شهر‌نشيني آشنا نبوده يا كمتر به آن توجه مي‌كنند، كه اين خود باعث بروز مشكلاتي براي شهرها مي‌شود، حاشيه‌هاي تهران و ديگر شهرهاي بزرگ از جمله اين نقاط هستند كه ساكنانش خود را شهري مي‌دانند اما كمترين اطلاعاتي از قوانين و فرهنگ شهرنشيني ندارند.

‌چه كسي شهرنشين است

بياييد كمي ملموس‌تر در مورد فرهنگ شهرنشيني صحبت كنيم. خوشبختانه يا متأسفانه تك‌تك شهرنشينان فكر مي‌كنند كه بر آداب و رسوم شهر‌نشيني واقف و فرهنگ آن را از بر هستند و در رفتارهايشان مطابق با آن پيش مي‌روند.

سال‌هاست كه مسئولان شهري از شهروندان مي‌خواهند كه زباله‌هايشان را رأس ساعت 9شب به بيرون از منازلشان انتقال دهند تا مأموران شهرداري نسبت به جمع‌آوري آنها اقدام كنند. به نظر شما چند درصد مردم اين كار را مي‌كنند؟ بارها و بارها گفته شده در سوار و پياده شدن به اتوبوس و مترو حق تقدم را رعايت كرده و به حقوق ديگران احترام بگذاريد. چند درصد مردم در زمان شلوغ بودن اين وسايل ‌ نقليه واقعاً اجازه مي‌دهند تا به نوبت هر كس سوار و پياده شود و از هل دادن خودداري مي‌كنند؟ اگر خوب به سطح شهر نگاه كنيم مي‌بينيم سطل‌هاي زباله در فواصل خوبي از هم قرار دارند، اما واقعاً همه افراد حين حركت در شهر چه به صورت پياده و چه سواره، زباله‌هايشان را درون اين سطل‌ها مي‌ريزند يا «شهر ما خانه ما» را فقط در حد يك شعار مي‌بينند؟

در تعاملات روزانه و در برخورد با يكديگر از چه چيزهايي ناراحت شده و از كوره در مي‌رويم؟ آيا هميشه حق با ماست؟ آيا اصل موضوعي كه به خاطرش جنجال كرده‌ايم، ارزش اين كار را داشته است؟

به عقيده كارشناسان هر وقت كاري مي‌كنيم كه چه از نظر فيزيكي و چه روحي و رواني به افراد ديگر جامعه صدمه مي‌رسد يا زيبايي‌هاي سمعي و بصري شهر از بين رفته و حقوق ديگران پايمال مي‌شود، به اين معناست كه ما بي‌فرهنگيم و فرهنگ زندگي در اين نقطه از كشور را نداريم. امروزه اساسي‌ترين و آشكارترين قوانين مربوط به شهروندي در جامعه‌اي چون ايران، احترام به حقوق ديگران، وقت‌شناسي، عدم ايجاد مزاحمت در قالب انواع مختلف آن، حفظ محيط‌زيست، ايجاد فضا و محله‌اي سالم، پيشگيري از هرگونه آلودگي‌ها از نوع محيطي، صوتي و...، مشاركت در اداره شهر و جلوگيري از تخريب اموال عمومي است كه بايد با ايجاد زمينه‌هاي فرهنگي جديد و دقت لازم در اجراي قوانين، بنياد قوانين شهروندي را هرچه بيشتر تقويت كرد.

‌قوانين محصوركنندگان سازنده

وقتي قوانين وضع شدند بدين معنا بود كه بايد از آزادي‌هاي شخصي و قومي خود كم كرده و آزادي‌هاي اجتماعي را به رسميت شناخته و از آنها تخطي نكنيم. البته در اين ميان تشكيل دولت‌ها نيز يك نظم، قانون و هنجار اجتماعي را بر جامعه شهري تحميل مي‌كرد و روابط سنتي، قوانين و اصول حاكم بر مناسبات ايلي بايد جاي خود را به قوانين مدني و شهري بدهند بدين ترتيب دولت‌ها جاي شيوخ، قبايل و سنن مذهبي را گرفته و روابط اجتماعي را شكل دادند. دكتر سليمان صفري جامعه‌شناس با بيان اينكه منظور از فرهنگ شهر‌نشيني مجموعه‌اي از ارزش‌ها، هنجارها، نهادها، فضاها، امكانات، مقررات و آدابي است كه به زندگي در جامعه شهري نظم و تعادل مي‌بخشد، مي‌گويد: «از اين منظر فرهنگ شهرنشيني امروزه بخش مهمي از فرهنگ عمومي هر جامعه را تشكيل مي‌دهد كه كيفيت آن نقش اساسي در فرايند توسعه پايدار، كيفيت زندگي، سلامت و شادابي عامه مردم دارد. از طرف ديگر تبديل ساكنان شهر به شهروندان تمام عيار مستلزم ايجاد گسترش فرهنگ شهرنشيني است.» وي ادامه مي‌د‌هد: «يكي از ويژگي‌هاي شهرهاي بزرگ، گرد آمدن بيشماري خرده فرهنگ‌هاي متفاوت در آنهاست كه موضوعي ويژه براي رشته جديد انسان شناسي شهري به شمار مي‌آيد. اين خرده فرهنگ‌ها را مي‌توان از جنبه‌هاي مختلف نظير خرده فرهنگ‌هاي حرفه‌اي و طبقاتي، خرده فرهنگ‌هاي قومي و نژادي، خرده فرهنگ‌هاي محله‌اي و دسته‌هاي جوانان و خرده فرهنگ‌هاي اجتماعي مانند روشنفكران و دانشجويان طبقه‌بندي كرد. شدت مهاجرت و جهت آن از روستا‌ها به شهرها و از شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ سرانجام سبب پديد آمدن تركيب‌هاي قومي بسيار گوناگوني در اغلب شهرهاي بزرگ شده است كه گاه تنش‌هاي شديدي را ميان آنان به وجود مي‌آورد. همزيستي اقوام متعدد با شيوه‌هاي زندگي و سليقه‌هاي بسيار متفاوت در شهرهاي بزرگ نمي‌تواند بدون پيامد‌هاي اجتماعي باشد.»

شايد در حال حاضر و با اين شرايطي كه وجود دارد يكي از راه‌هاي ساماندهي فرهنگ شهرنشيني در ايران استفاده از تجارب كشورهاي ديگر باشد. دراين‌باره نبايد خود را سرزنش كنيم كه چرا ما با فرهنگ غني و باسابقه‌اي كه داريم بايد از جوامعي درس بگيريم كه حتي يك دهم فرهنگ و تاريخ ما را ندارند. استفاده از تجربه ديگران به هيچ‌وجه نكوهيده نيست اگر تجربه را نوعي علم بناميم. علمي كه در اسلام نيز فراگيري آن بسيار توصيه شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار