
نفس و جان، خالي از صفات و خصلتهاي نيك و بد است و نفس امانتي در اختيار
انسان است و با برخورداري از قدرت انتخاب و اختيار، رستگاري و شقاوت خويش
را كه بسته به نوع گزينش و عمل اوست رقم ميزند. كسي كه به بيماري حب دنيا
مبتلا ميشود بسياري از مشكلات و گرفتاريهاي گوناگون را براي خود و جامعه
رقم ميزند و پيامدهاي اين بيماري به مراتب سختتر و مهلكتر از خود بيماري
است. آناني كه از خوردن دنيا سير نميشوند عاقبت خودشان طعمه دنيا
ميشوند.
حريص، فقير و حقير استافراد
حريص از آنجايي كه اشتهاي سيريناپذيري دارند هميشه احساس فقر و نياز
ميكنند. چنانكه امام علي (عليهالسلام) ميفرمايند: الحريص فقيرو لو ملك
الدنيا بحذافيرها: «شخص حريص فقير است، اگرچه مالك تمام دنيا شود، يعنى
حريص اگر ثروت تمام دنيا را به دست آورد و مالك تمام جهان شود باز هم
نيازمند است.
اين افراد خمس نميپردازند چون گويا چيزي مازاد بر مصارف و
مخارج خود ندارند، زكات نميدهند چون كسي را حقيرتر از خود نميدانند تا
به آن كمك كنند، به ساختن مدرسه و مسجد كمك نميكنند چون خانه خود را
نيازمندتر از آنها و خرابتر ميدانند، با دوستان و آشنايان رفتوآمد
نميكنند، به خاطر اينكه صلهرحم را مانعي براي زيادخواهي خود ميدانند.
اين افراد فكر ميكنند كه حرص زدن آنها باعث ميشود كه روزيشان زياد شود و
اين كمك كردنها از روزي آنها ميكاهد و غافل از اين هستند كهإِنَّ
اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ: «خداست كه خود
روزىبخش نيرومند و استوار است». در اين باره امام حسين (عليه السلام)
ميفرمايند: لَيْسَتِ الْعِفَّةُ بِمَانِعَةٍ رِزْقاً وَ لَا الْحِرْصُ
بِجَالِبٍ فَضْلًا وَ إِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ وَ الْأَجَلَ مَحْتُومٌ وَ
اسْتِعْمَالَ الْحِرْصِ طَالِبُ الْمَأْثَم: «نه خوددارى از حرام و
ناپسند، مانع روزى مى شود و نه حرص روزىِ بيشتر مى آورد كه روزى تقسيم شده و
اجل حتمى است و حرص به سوى گناه مىكشد».
حرص و آز شخصيت انسان را در
هم كشيده و ارزش او را در انظار مردم پايين ميآورد. چنانكه امام علي
(عليهالسلام) ميفرمايند: الحرص ينقِصُ قدرالرجل و لا يزيد في رزقه،
الحِرصُ لا يزِيدُ في الرِّزقِ و لَكِن يذِلُّ القَدرَ: «آزمندي بر روزي
نميافزايد، بلكه از ارزش آدمي ميكاهد، آزمندي منزلت مرد را ميكاهد و
روزي او را زياد نميكند و يكي از عوامل باعث پايين آمدن منزلت انسان و از
بين رفتن حيا است».
مولاي متقيان علي (عليه السلام) در حديث ديگري
ميفرمايند: لا حياء لحريص: «حريص حيا ندارد». همانطور كسي كه حيا ندارد و
شهوت جنسي بر او غلبه كرده است براي اينكه بتواند اين ميل را ارضا كند تن
به هرگونه ذلت و خواري ميدهد. انسان حريص چون حيا ندارد از آبروي خود
نميترسد. تنها چيزي كه فكر ميكند دنياي خودش است و به همين خاطر تن به
هرگونه ذلت و خواري ميدهد تا بتواند كمي از عطش خود به اين دنيا را فروكش
كند و نه رعايت حلال و حرام ميكند و نه به حقوق ديگران احترام ميگذارد و
دامن خود را به هر گونه گناهي آلوده ميكند.
حرص بدبختي ميآوردامام
علي (عليهالسلام) در حديثي ميفرمايد: «كَثرَةُ الحِرصِ تُشقِي
صَاحِبَهُ، وَتُذِلُّ جَانِبَهُ. حرص زياد، آزمند را بدبخت و خوار
ميسازد».
آيهاي كه اشاره به حريص بودن يهود ميكند
ميفرمايد:لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ
الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ
وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِيرٌ
بِمَا يَعْمَلُونَ: «هر آينه آنان- جهودان- را آزمندترين مردم به زندگى
دنياخواهى يافت و حتى آزمندتر از كسانى كه مشرك شدهاند هر يك از آنها دوست
دارد كه هزار سال عمرش دهند و حال آنكه اين عمر دراز اگر هم داده شود،
دوركننده او از عذاب نخواهد بود و خدا به آنچه مىكنند بيناست».
شخص
حريص به جهت جمع كردن اموال و ثروت و به معناي ديگر در قبضه كردن دنيا
يكسره در تلاش و تكاپو است و آرامش ندارد. يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ
يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ: آنها براي گردآوري ثروت بيشتر يا به خاطر ترس از
مجازات الهي كه به جهت ستمهايي كه در جمعآوري ثروتهاي حرام يا خونريزي
بيگناهان مرتكب شده بودند، آرزوي چنين عمر طولاني ميكردند.
حب دنيا آدمي را حريص ميكنديكي
از عوامل حرص، حب دنياست. اگر اين محبت در دل رخنه كند، به طور يقين يكي
از آثار آن حرص است. اميرالمؤمنين (عليهالسلام) ميفرمايند: مَن لج
قَلبُهُ يحب الدنيا. التاط منها بثلاثها، هَمَّ لا يحبُّهُ، حِرصٍ لا
يترِكهُ، اَمَلٍ لا يدرِكه: كسي كه قلب او با حب دنيا پيوند بخورد، همواره
دلش بر اثر اين محبت داراي سه چيز است: اندوهي رها نشدني، حرصي جدانشدني و
آرزوي بيپايان.
حريص به خدا بدگمان ميشود
از ديگر عوامل حرص،
بدگماني به خداست، زيرا حريص خدا را آنچنان كه بايد، باور ندارد و به همين
خاطر توكل به خدا را از دست داده است. رسول خدا (صليالله عليه و آله و
سلم) به امام علي(ع) فرمودند: اعلم يا علي ان الجبن و البخل و الحرص غريزه
واحده يجمعها سوء الظن: «اي علي! بدان كه ترسويي و بخل و آزمندي يك سرشتند
و ريشه آنها بدگماني به خداست».
منشأ و درمان حرصهمانطور
كه در بيماريهاي جسمي وقتي پزشك بخواهد مريضي را درمان كند ابتدا علت
بيماري را جستوجو ميكند، در درمان بيماريهاي اخلاقي نيز ابتدا بايد منشأ
بيماري را شناسايي كرده و آن را درمان كنند تا بيماري به طور كلي ريشهكن
شود. بنا بر آنچه در روايات و سخن بزرگان آمده است منشأ حرص علل گوناگوني
است كه چند مورد از آنها ذكر ميشود.
رجا يكي از ريشههاي حرص است كه
با پررنگ شدن به طمع تبديل ميشود. طمع وقتي كامل شد انسان را به هلاكت
ميكشاند. اميرالمؤمنين (عليه السلام) ميفرمايند:فاِن سَنخَ له الرجاء
أذلّه الطمع، وان هاجَ به الطمع اَهلَكه الحرص: «پس اگر در دل اميدي پديد
آيد، طمع آن را خوار گرداند و اگر طمع هجوم آورد حرص آن را تباه سازد». رجا
به خدا، از فضايل است و در آن بحثي نيست، اما در اين جا رجا به معني به
دست آوردن آرزو و رسيدن به خواستههاي پست است.
مرحوم فيض كاشاني براي
درمان حرص راهحلهايي را ارائه كردهاند. اقتصاد و ميانهروي در هزينههاي
زندگي يكي از آنهاست. كسي كه هزينههاي زندگياش زياد ميشود تا ميتواند
بايد در زندگي اعتدال و ميانهروي كند تا حرص از بين برود. اميرالمؤمنين
(عليه السلام) ميفرمايند: ما عالَ من اقتَصَدَ: «كسي كه ميانهروي كند
تهيدست نميشود».
راهحل ديگر اين است كه در فوايد قناعت و عزت حاصل از
آن و زيانهاي حرص و طمع و لذت ناشي از آن بينديشيد. در تاريخ گذشتگان و
دنياپرستان بينديشيد و حال و عاقبت آنان را با زندگي و حال پيامبران و
اولياي الهي مقايسه و با عقل خود داوري كنيد كه ميخواهيد جزو كدام يك از
گروهها باشيد: «خداپرست يا دنياپرست؟»
در خطرات مال و ثروت بيحساب بينديشيد و آفات دنيا و آخرت اين كار را در نظر بگيريد و به آرامش و امنيت حاصل از قناعت فكر كنيد.