كساني كه به قولي تا وقتي بيرون گود بودند براي همه نسخه هم ميپيچيدند و ديگران را مورد سرزنش قرار ميدادند و در مقابل رفتار ديگران ميگفتند «چرا اينطور كرد؟ چرا آنطور نكرد؟» ولي وقتي نوبت خودشان رسيد پاي عملشان لنگ زد. هر چند حالا كه از پس سالها و قرنها به ماجراي زندگي آنها نگاه ميكنيم تعجب ميكنيم كه چگونه در اين دام افتادهاند ولي خوب است كه گاهي به خود يادآوري كنيم كه تاريخ در حال تكرار است؛ چرخه سرنوشت ميچرخد و اگر ما از زندگي و رفتار آنها عبرت نگيريم ممكن است در چنين دامهايي گرفتار شويم.
يكي از اين دامها همان است كه در كتب ديني ما از آن به عنوان «وليجه» ياد شده است و نسبت به آن هشدار داده شده است. چيزي كه منشأ بسياري از سوءتفاهمات و اختلافات انسانهاست.
در زيارت جامعه ميخوانيم بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَعْدَائِكُمْ؛ اي اهلبيت عصمت و طهارت! ما برائت ميجوييم از اعداء شما... وَ مِنْ كُلِّ وَلِيجَةٍ دُونَكُمْ؛ شبيه اين عبارت در زيارت عاشورا و بسياري از زيارتها و دعاهاي ديگر نيز هست.
از طرفي در آيه 16 سوره توبه قرآن هم آمده است: كساني به حقيقت مؤمن هستند كه «وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» يعني جز خدا، رسول و مؤمنين كسي را وليجه خود نگيرند.
البته در روايتي در اصول كافي مصداق مؤمنين در اين آيه هم دقيقاً مشخص شده و آمده است: منظور از مؤمنين در اين آيه اهل بيت عصمت و طهارت عليهاالسلام است و كساني كه در آن مسير هستند.
«وليجه» يعني چه؟ كه مؤمنين نبايد غير از خدا و رسولش و مؤمنين وليجهاي انتخاب بكنند.
در لغتنامه در ذيل معني اين كلمه آمده است: «الوليجة بمعنى ما يتّصف بالولوج و الاتّصال و الارتباط القلبىّ الباطنىّ بالنفوذ و الإلقاء و التأثير، كما في الخواصّ من الأحباب و الأصحاب و الأرحام. يراد منها ما يكون نافذا في قلوبهم و مؤثّرا في أفكارهم و ملقّنا فيهم خلاف قول اللّه و رسوله»
وليجه يعني كسي كه در قلب آدم نفوذ ميكند. فكر و دل آدم را تحتتأثير قرار ميدهد. ممكن است رفيق باشد، ممكن است فاميل باشد، هر كسي ممكن است باشد.
البته قطعاً منظور اين نيست كه اگر كسي حرف و ايده خوبي را دارد يا از اهلبيت عليهاالسلام سخني نقل ميكند، نشنويم و فقط به عقل و انديشه خودمان اعتماد كنيم، بلكه مشكل از آنجا شروع ميشود كه گاهي برخي افراد، كسي را در زندگيشان صاحبنظر قرار ميدهند و بيحساب و كتاب مريد انديشه او ميشوند و دلسپردگي نسبت به آن شخص پيدا ميكنند.
آن وقت ديگر برايشان مهم نيست كه آن شخص درست ميگويد يا غلط؛ اصلاً متوجه درستي يا نادرستي صحبتهايش نميشوند و اين شيوه زندگي مورد پسند پروردگار نيست. خداوند به همه انسانها قدرت تعقل داده و دوست ندارد بندگانش جز بر در او كه قادر و داناي مطلق است و كساني كه منتسب به او و در راه او هستند، بدون چون و چرا تحت تأثير رأي و نظر كسي باشند و به قول معروف سياهي لشكر كسي شوند.
چه بسا گاهي ميبينيد شخصي كه مقيد به شرع و آداب و اصول آن است ولي در مقابل رفيقش، بستگانش و... نميتواند نه بگويد، انگار قدرت تعقل را از دست ميدهد و به راحتي اصولي را كه به آن معتقد است زيرپا ميگذارد.
امام باقر(ع) در اين باره ميفرمايند: هر وليجهاي غير از ما اهلبيت عليهاالسلام طاغوت است. طاغوت عبارت خيلي عجيب و غريبي نيست، اصلاً اگر كسي خيلي تحت تأثير رفيقش هست، ميشود طاغوت.
حالا اگر كسي تحت نفوذ اين وليجه بود چه ميشود؟!... امام صادق طبق روايتي طولاني درباره اميرالمؤمنين علي(ع) و فرزندانشان مطرح ميفرمايند: ... و از حسين فرزنداني، اماماني ميآيند كه خدا فهم و علم من را به آنان داده است، بعد ميفرمايند «فَتَوَلَّوهُم» آنها را ولي خود قرار بدهيد «وَلا تَتَّخِذوا وَليجَۀٍ مِن دونِهِم» وليجهاي غير از ائمه نگيريد. اگر وليجهاي غير از اهلبيت عليهاالسلام بگيريد «فَيحِلَّ عَلَيكم غَضَبٌ مِن رَبِّكم» غضب الهي شامل حالتان خواهد شد. بعد ميفرمايد و كسي كه خدا به او غضب بكند نابود ميشود و... در عبارات ديگري از پيامبر گرامي اسلام است كه ميفرمايند: دشمن اهلبيت را وليجه قرار ندهيد كه غضب الهي شامل حالتان ميشود «وَ ذِلَّۀٌ فِي الحَياۀِ الدُّنيا» ذليل ميشويد در دنيا.
خدا ذليل ميكند آنكه را وليجهاي غير از خدا و اهل بيت عليهاالسلام داشته باشد و اين تهديد وحشتناكي از جانب خداست.
پس بايد به شدت مراقب اين وليجهها باشيم. حتي طبق آنچه در منابع ديني آمده بايد نسبت به آنها موضعگيري كنيم و بيتفاوت نباشيم، بلكه بايد برائتجويي و اعلام تنفر كنيم و اين يكي از تضمينهاي خداوند براي خارج نشدن انسان از مسير عبوديت است.
برداشتي از سخنان: حجتالاسلام والمسلمين پناهيان