از آنجا كه جوانان و نوجوانان نيروهاي محرك و مولد هر جامعه هستند و جوامع پيشرفته روي انرژي و قدرت اين گروه خاص حساب ميكنند ضروري است كه اين قشر از سلامت جسمي و روحي كافي برخوردار باشند تا بتوانند در همه محيطهاي اجتماعي و گروههاي متفاوت زندگي افرادي موفق و پرتوان ظاهر شوند. نوجوانان سالم ميتوانند شكلدهنده جامعه فرداي جوانان سالم باشند و هر جوان سالم ميتواند پايهگذار خانوادهاي سالم و عاري از مشكلات شود. نكته مهم اينجاست كه جامعه سالم بر پايه شكلگيري شخصيت نوجوانان و جوانان سالم تحقق پيدا ميكند و اين شدني نيست مگر از راه مطالعه، تجربه و كسب مهارتهاي مختلف كه در اشاعه تربيت فرزندان به كار رفته باشد. بيشك هر خانواده براي تربيت فرزندان از طريق كسب اطلاعات و مهارتها ميتواند راه درست و صحيح را انتخاب كند. هر خانوادهاي كه براي تربيت اجتماعي فرزند نوجوان خود راه درست و صحيح كسب مهارت را تشخيص دهد ميتواند جامعه را نيز نجات بخشد. همه اينها يعني اينكه ما بايد از كلاف مشكلات جوانان و نوجوانانمان گرهگشايي كنيم، هم به خاطر آنها، هم به خاطر حفظ جامعه از آسيبها و مشكلات آينده. چنين فرايندي مستلزم شناخت دقيق والدين از شاخصههاي دوران نوجواني است؛ شاخصههايي كه در ادامه به مهمترين آنها ميپردازيم.
مفهوم بلوغ از ديدگاه روانشناسي
بلوغ دورهاي است كه در آن فرد از كودكي خود بيرون ميآيد و به سني ميرسد كه تغيير و تحول در ساختار و بدن و جسم و روح و روان خود پيدا ميكند و خود را يك فرد كامل ميبيند. روانشناسان دوره بلوغ را دوره سركشي و سر پيچي ميدانند. منظور از اين كلمهها در زمان بلوغ حكايت از آن دارد كه وقتي با تغييراتي در ساختار بدني خود مواجه ميشوند، نميتوانند با آن كنار بيايند و اينگونه تغييرات را نشانه بزرگ شدن خود ميدانند. در بعضي خانوادهها ديدهايم كه وقتي پسري پشت لبش به اصطلاح سبز ميشود ديگر حرف پدر و مادر خود را قبول نميكند كه در آن مورد خانواده بايد حد و حدودها را به فرزند خود نشان بدهند.
از نظر لغوي بلوغ در روانشناسي يعني رسيدن به حد رشد و پختگي و به حد كمال رسيدن. در نتيجه بلوغ دورهاي از زندگي است كه حد فاصل بين كودكي و بزرگسالي است.
تقارن بلوغ با دوران نوجواني
يكي از مهمترين دورههاي زندگي انسان همين دوره است كه پيچيدهترين، پرتنشترين و حساسترين دوره را به خود اختصاص داده است و ناديده گرفتن و حتي كم گرفتن دوره نوجواني و بلوغ كاملاً اشتباه است چراكه در اين دوره تماميت شخصيت اجتماعي يك فرد شكل ميگيرد و چشماندازهاي مهم دوران بعد نشئت گرفته از اين دوره است. در اين زمان بعضي از خانوادهها نميدانند كه چگونه و چطور با فرزند خود رفتار كنند. برخي افراط و بعضي تفريطهايي در پيش ميگيرند كه هر دو ميتواند زيانبار باشد، اثرات بدي را بر رفتار نوجوان داشته و باعث سوءرفتار او شود. براي دست يافتن به اصول درست رفتار با نوجوانان و جوانان در ابتدا بايد شناخت علمي و فيزيكي كامل نسبت به تغييرات و ساختار بدني انسان داشته باشيم. بدانيم كه در اين زمان (بلوغ جسمي و جنسي) چه تغييراتي در بدن انسان پديد ميآيد. زيرا شناخت اين مسائل ميتواند در پيشبرد رشد انساني و اجتماعي آنها مؤثر باشد. مهم بودن اين دوره از زندگي به اين دليل است كه با دوره كودكي كه يك دوره ناپخته و بچگانه است و در حقيقت دوره ضعف و ناتواني است و با دوره بزرگسالي فرق ميكند چراكه تمام شخصيت آدمي و ويژگيهاي رفتاري و اخلاقي او در اين زمان شكل ميگيرد و اين دوره شخصيت اصلي فرد در بعدها را تشكيل ميدهد. اگر خانوادهها شناخت علمي و فيزيكي كامل نسبت به نوجوان خود داشته باشند ميتوانند در حل بسياري از مشكلات آنان بكوشند و اگر پدر و مادر در اين دوران كه حساسترين دوران زندگي است با بچههاي خود دوست شوند و مثل دو دوست با هم رفتار كنند ميتوانند بسياري از مشكلات را حل و فصل كرده و آسايش روحي و رواني و عاطفي هم به فرزندان خود بدهند. ايام نوجواني و جواني را ميتوان بهترين دوران براي رسيدن به مرتفعترين و عاليترين سرمنزلهاي زندگي دانست. در اين دوران تمام شخصيت فرد ساخته شده است. شخصيتي كه ميتواند او را به مقام و منزلت برساند يا خداي ناكرده او را به فلاكت و بدبختي. روح جوان در اين دوران لبريز از آمال و آرزو و سرشار از عشق و اميد است و اگر اين اميد و آرزو و عشق به راههاي انحرافي كشيده شود آيندهاي خطرناك پيش فرد قرار خواهد داد. در اين زمينه بزرگان و امامان ما جواني را يكي از سرمايههاي بزرگ الهي براي بشر دانستهاند. رسول اكرم(ص) ميفرمايند: در روز قيامت دو چيز از آدمي سؤال ميشود، يكي عمرت را در چه راهي صرف كردي و ديگري اينكه جوانيات را در چه كاري تمام كردي.
زمان بلوغ و تحولات رواني
همانطور كه قبلاً گفته شد نوجواني به دوره گذر از كودكي به بزرگسالي هم اطلاق ميشود. محدوده سني اين دوره به روشني مشخص نشده است ولي روانشناسان دوره بلوغ را از سن 12 سالگي تا 18 سالگي يا شايد 12 تا 19 سالگي ميدانند و اين دوره را به چند مرحله تقسيم ميكنند. در حدود 19 سالگي است كه رشد جسماني فرد تقريباً كامل ميشود و فرد براي خود ميخواهد هويتي فردي و مستقل از خانوادهاش به دست آورد. اين هفت سال را ميتوان به سه دوره تقسيم كرد:
12 تا 14 سالگي: استقلالگرايي و علاقهمند بودن به تعامل با نوجوانان ديگر كه همسن و سال خودشان هستند از جمله ويژگيهاي اين دوره است، چون حرف همديگر را بهتر درك ميكنند و در اين انديشه هستند كه استقلال پيدا كردهاند و كامل عقل شدهاند. در اين دوره فرد از نظر جنسي نيز به بزرگسال تبديل ميشود و قدرت توليد مثل را پيدا ميكند. اين اتفاق در عرض 3 سال روي ميدهد. نخست يك دوره رشد جسمي بسيار سريع وجود دارد و در آن ميان صفات ثانويه هم پديد ميآيد.
14 تا 15 سالگي: در اين دوره از بلوغ نوجوانان بيشتر گرايش به غير همجنس خود دارند و اكثراً حرفهايشان را به آنان ميزنند چه بسا كه اين موضوع ميتواند حتي با محارم هم صورت گيرد، فقط ميخواهند كه غير همجنس باشد. رشد هويت و احساس كسب هويت هم در اين دوره اتفاق ميافتد. اينكه نوجوان ميخواهد بداند كه چه كسي است؟ و چه كاري بايد انجام بدهد؟ بسياري از روانشناسان دوره نوجواني را دوره نقشآزمايي ميدانند، چراكه در اين موقع نوجوان خود را محك ميزند و تجربه كسب ميكند. دورهاي كه فرد ممكن است رفتارها، علايق و عقايد گوناگوني را با هم و يكجا تجربه كند. فرد در اين دوره براي شكل دادن به مفهوم يكپارچهاي از خود ممكن است دست به خيلي از كارها و رفتارها بزند تا بالاخره يكي مورد پسندش واقع شود.
15 تا 18 سالگي: دراين دوره از بلوغ نوجوان خود را يك فرد ايدهآل و كاملاً احساسي ميبيند و با هرگونه شرايطي كه بر خلاف ميلش باشد احساس شكست ميكند. در بعضي موارد ديده شده است كه نوجوان احساس در خود ماندگي و ضعف كرده است.
تحولات رواني و رفتارهاي نامتعارف در نوجوانان دوراني است توفاني و پر آشوب و مشخصه آن ميتواند بد خلقي و تندخويي، آشوب دروني و شورشگري باشد. البته اين ديد چندان مطمئن و قابل قبول نيست چراكه بعضي از نوجوانان حتي اين دوران را بدون دردسر و آشوب طي كردهاند و چه بسا براي گروهي از نوجوانان اين دوران يكي از بهترين دوران زندگيشان بوده است. حقيقت اين است كه اغلب نوجوانان اين دوران را بدون آشفتگي عمدهاي طي كردهاند. بلوغ زودرس و ديررس ميتواند از جمله مشكلاتي باشد كه نوجوان در اين دوره با آن دست و پنجه نرم ميكند. تجربه ثابت كرده است پسرهايي كه زودتر بالغ ميشوند تسلط كمتري بر خودشان و كارهايشان و ثبات هيجاني كمتري دارند. اين روحيه احتمال رويآوردن نوجوانان به برخي رفتارهاي آسيبزا را فراهم ميكند.
يكي ديگر از ويژگيهاي شاخص دوران بلوغ اين است كه نوجوانان بيشتر از دورانهاي ديگر دوست دارند كه به وضع ظاهري و جسماني خود برسند. آنها دوست ندارند به اصطلاح چيزي از ديگران كم بياورند و تلاش ميكنند اين كار را با رفتن به باشگاههاي بدنسازي، پيرايش متفاوت موها، خريد لباسهاي خاص و... انجام دهند. نوجوانان در سن بلوغ اگر اينطور رفتار نكنند تصور ميكنند كه از همسن و سالهاي خود عقب ماندهاند، در نهايت هم اين كمبودها را طور ديگري جبران ميكنند كه بگو مگو با پدر و مادر از جمله آنهاست.
در ابتداي دوران بلوغ اگر دقت كرده باشيد بين دختران و پسران با خانواده جدايي ميافتد چراكه نوجوان فكر ميكند خانواده حرفش را نميفهمد و دركش نميكند به ناچار رو به دوستان خود ميآورد كه اگر در اين برهه از زمان، جمع دوستانشان هم خوب نباشند و در خانوادههاي مناسب رشد اخلاقي پيدا نكرده باشند به ناچار فرزندان هم به سمت آنها گرايش پيدا ميكنند و خدا ميداند كه در اثر الگوبرداري چه عاقبتي پيدا ميكنند.
در اين دوره بسياري از نوجوانان با آئينه حرف ميزنند. شايد خندهدار باشد اما آنها در اكثر اوقات شبانهروز جلوي آئينه ميايستند. در حقيقت با اين روش قانع ميشوند و اين آغاز راه بدبختي است چراكه هر كسي كه تنها به محكمه ميرود راضي برميگردد. آنها واقعيتهاي دنياي خارج را در عالم خيال قابل قبول و قابل دسترسي ميبينند به ناچار به تخيلات روي ميآورند و هميشه خود را در تخيل و اوهام ميبينند. ناگفته نماند كه در اين بين هستند نوجواناني كه دست به تخيلات مفيد و سودمند ميزنند و چه بسا اين تخيلات مفيد باعث ميشود كه آنها آن تخيل را به واقعيت برسانند.
عادت به تنهايي و تنها بودن از ديگر رفتارهاي اين دوران است. در دوره بلوغ نوجوانان اكثراً گوشهگير و منزوي ميشوند و چه بسا همان زمان گوشهگيري دست به طغيان، عصيان و پرخاشگري بزنند يا به دنبال حادثهجويي براي خود، اطرافيان يا دوستان همسن و سالشان دردسر ايجاد كنند. چون با تنهايي خود درگير هستند فكر ميكنند در عالم تنهايي ميتوانند به افكار، عقايد و خواستههاي دل خود برسند. گاهي ديده شده است كه مثلاً نوجوان كتابي در دست دارد و مثلاً مطالعه ميكند اما فكر و حواسش در جاي ديگري است. اين دقيقاً لحظه سير در عالم فكر و عقيدههاي نوجوان فارغ از محيط پيرامونش است.
نقش حساس والدين
همانطوركه جايگاه خانواده مقابل فرزندان بايد جايگاه ويژهاي باشد در مقابل خانواده هم بايد جايگاه ويژهتري براي فرزندان خود قائل شوند. سعي شود همه امكانات و شرايط را در جهت اصلاح و تربيت اجتماعي و تربيتي فرزند خود به كار گيرند. به فرزندان خود ارج بدهيد و آنها را در قبال مسئوليتي كه بر شانهشان ميگذاريد تكريم كنيد كه بداند پدر و مادري هستيد كه براي كارهايش ارزش قائل هستيد و مورد اعتماد شماست. در زمان ازدواج سعي شود خانواده زمينه ازدواج را براي جوانان خود فراهم كنند كه به فساد كشيده نشوند. برنامهريزي و برنامه داشتن را به فرزندان خود بياموزيد و به او بگوييد هر كاري را از روي برنامه انجام دهد تا به هدف خود برسد. از فرصتهاي جواني خود به درستي و به نحو احسن استفاده كند و از چيزهاي بيهوده و بيارزش بپرهيزد. سعي كند كوركورانه از كسي يا چيزي تقليد نكند و هميشه و در همه جا از پدر و مادر خود راهنمايي بگيرد.
تمام تلاش نوجوانان اين است كه به والدين خود ثابت كنند بزرگ شدهاند، پس پدر و مادرها ضمن آشنايي با شاخصهاي دوران نوجواني و درك حساسيت اين دوران موظف هستند مسئوليتپذيري را در بطن و وجود نوجوان قرار دهند تا بداند كه هر كاري كه انجام ميدهد بيارزش نيست و او موظف است مسئوليتش را به بهترين شكل انجام دهد. از سويي پدر و مادري كه فكر ميكنند بايد همه چيز را در اختيار فرزند قرار دهند سخت در اشتباه هستند. آنها بايد بگذارند نوجوان طعم سختي و مشقت بهدست آوردن ضرورياتش را بچشد تا قدر عافيت را بداند. چراكه وقتي نوجوان ببيند همه چيز را پدر و مادر برايش فراهم ميكنند ديگر براي كوچكترين خواستهاش تلاش نميكند چراكه ميداند پدر و مادر برايش تأمين ميكنند. والدين بايد سعي كنند با مهر و محبت با نوجوان حرف بزنند تا او هم احساس آرامش و امنيت كند و حرف دلش را بزند.
پدر و مادر بيشك نقش مهمي در شكلگيري شخصيت نوجوان خود دارند پس بايد بكوشند با شرايط و زمينههاي اجتماعي امروزه و دغدغههاي خاص اجتماعي كه براي نوجوانان پيش آمده فرزند خود را از مشكلات دور كنند. آنان بايد با تأسي از آموزههاي ديني و مسئوليتپذيري در قبال فرزند خود راه را از چاه نشانش بدهند و در عين حال حس اعتماد به نفس و استقلال را در وجود او زنده نگه دارند.
*
كارشناس روانشناسي باليني