کد خبر: 728428
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۹
حسن رشوند
ضرورت هوشمندي در شرايط موجودمذاكرات هسته‌اي ايران و گروه 1+5 كه طي 22 ماه گذشته بر پايه اتخاذ يك ديپلماسي جديد و در چارچوب توافق موقت ژنو دنبال شد، سرانجام در قالب دستيابي به سندي تحت عنوان «جمع‌بندي برنامه جامع اقدام مشترك» پايان يافت و قرار است متن جمع‌بندي مزبور از سوي طرفين براي سير مراحل داخلي در پايتخت‌هاي‌شان پس از تأييد براي اجرا در مسير امضاي نهايي قرار گيرد. از اين رو هنوز نمي‌توان عنوان «توافق» بر اين سند اطلاق نمود، ولي با توجه به اهميت اقدام انجام شده و متناسب با شرايط زماني و اقتضائات بين‌المللي و منطقه‌اي مي‌توان از جنبه‌هاي مختلف نتايج و دستاوردهايي را براي اين مذاكرات و جمع‌بندي آن برشمرد. آنچه تاكنون در بازتاب‌هاي اين جمع‌بندي در نظر گاه صاحبنظران داخلي مطرح است، عمدتاً روي محورهايي تمركز دارد كه جنبه كلي آن برجسته است كه از جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
1- تأثير استراتژيك اين جمع‌بندي براي بازسازي سياست خارجي جديد در فضاي بين‌المللي و ترميم محيط استراتژيك براي جمهوري اسلامي ايران.
2- تأكيد بر اينكه توافق آينده و جمع‌بندي فعلي هنوز با ايده‌آل‌هاي مورد نظر ايران فاصله دارد، اما بستر لازم را براي آينده فراهم خواهد كرد.
3- تأثير توافق بر گفتمان مقاومت و به كرسي نشستن حرف جمهوري اسلامي با وجود حمايت‌هاي آشكار ايران از جريان مقاومت.
4- تأثير تدريجي اين جمع‌بندي در صورت تبديل شدن آن به توافق جامع بر تعاملات اقتصادي و حضور ايران در بازارهاي جهاني.
اينكه تيم هسته‌اي ايران از هيچ كوششي براي رسيدن به يك توافق خوب دريغ نكرده و با تلاش شبانه‌روزي و جهادگونه همه همت خود را به كار بست تا حقانيت جمهوري اسلامي را به اثبات برساند و در يك فضاي پرتنش، براي اولين بار شش قدرت بزرگ جهان و بلكه فراتر از آن آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، اتحاديه اروپا و شوراي امنيت سازمان ملل را مجبور كرد تا به بخش قابل‌توجهي از خواسته‌هاي جمهوري اسلامي ايران توجه كرده و به تعبيري ايران در اين فرآيند توانست اراده خويش را به دشمن تحميل كند، نكته‌اي نيست كه از نظر دور بماند اما نبايد فراموش كنيم كه طرف مقابل با هدف‌هاي برنامه‌ريزي شده پا به ميدان گذاشته است و دقيقاً مي‌داند كه چه چيزي داده و چه چيزي را گرفته است.
به همين جهت بايد گفت آنچه تاكنون اتفاق افتاده در عين بزرگي اقدامي كه تيم هسته‌اي انجام داده است، بخش كوچكي از اين فرآيند طراحي شده است و بخش بزرگ آن را بايد در نوع نگاه و هدف‌هايي جست‌وجو كرد كه غرب به ويژه امريكا در دوران پساتوافق درصدد دنبال كردن آن است. درباره هدف‌هاي امريكا در دوران پساتوافق نبايد ساده‌انديش بود و به برنامه‌هايي كه براي اثرگذاري بر محيط‌هاي سياست داخلي، هسته‌اي، امنيت ملي و منطقه‌اي طراحي و اجراي برخي از آنها را هم كه از قضا آغاز كرده است، بي‌توجهي كرد.
 اهداف امريكا در مرحله پساتوافق لزوماً همان چيز‌هايي نيست كه در متن «برنامه‌ جامع اقدام مشترك» نوشته شده است يا ظاهراً در بندهاي جمع‌بندي منتشر شده آمده است. چالش راهبردي اكنون اين است كه برنامه جامع اقدام مشترك يا همان «برجام» و سرمايه‌هاي سياسي و اجتماعي ناشي از اجراي آن در مسير كدام هدف غرب هزينه خواهد شد؟ بايد بپذيريم كه نهايي شدن «برجام» محصول يك سلسله محاسبات استراتژيك است؛ هم در ايران و هم در امريكا.
درباره آنچه امريكايي‌ها در سر دارند بايد به اندازه كافي وقت گذاشت و انديشيد. امريكا مي‌خواهد «برجام» را سكويي براي پرش به سمت كدام اهداف قرار دهد؟ اين سؤال خصوصاً در شرايطي اهميت پيدا مي‌كند كه توجه كنيم به دلايل زيادي، امريكا چاره‌اي جز توافق با ايران نداشت و گزينه‌هاي غيرديپلماتيك آن بسيار محدود‌تر و ناكارآمد‌تر از چيزي بود كه ادعا مي‌كرد. اينكه «باراك‌اوباما» بلافاصله پس از اعلام نتايج جمع‌بندي هسته‌اي مطرح مي‌كند «بدون توافق، تحريم‌ها به سرعت از هم فرو مي‌پاشيد.‌ ما قادر نمي‌بوديم حمايت متحدان خود را از تحريم‌ها حفظ كنيم»، مؤيد اين نگاه است كه آنچه تاكنون امريكا در خصوص گزينه‌هاي غيرديپلماتيك مطرح مي‌كرد، ادعايي بيش نبوده است. بنابراين اكنون كه امريكا قافيه را باخته است، به دنبال شكار فرصت پيش‌آمده است تا بار ديگر دست خالي خود را پر كند. به نظر مي‌رسد با اظهاراتي كه طي دو روز گذشته مقامات كاخ سفيد بيان كرده‌اند، آنها مي‌خواهند «برجام» را به يك گزينه براي خود تبديل كرده و با آن سبد خالي شده گزينه‌هاي خود را رونق ببخشند. در مقابل اين ترفند دشمن،‌جمهوري اسلامي نيز بايد در اين انديشه باشد كه «برجام» را به بخشي از پيكربندي راهبردي خويش در حوزه‌هاي مختلف تبديل كند و حريف را در دستيابي به اهداف خود ناكام گذارد.
نبايد فراموش كنيم كه حريف با فضاسازي تبليغاتي همه تلاش خويش را مصروف اين كليدواژه كرده است كه «برنده» اين مذاكرات تنها او بوده و ايران اسلامي را وادار به تسليم كرده است و اين در حالي است كه به درستي مي‌داند آنچه در صحنه عمل اتفاق افتاده خلاف آن است و جمهوري اسلامي دستاوردهاي خوبي را در ماراتن نفسگير مذاكرات «وين» كسب كرده است. پذيرش حق غني‌سازي، نصب و فعال‌سازي بيش از 6هزار سانتريفيوژ، حفظ روند تحقيق و توسعه روي سانتريفيوژهاي نسل جديد،‌حفظ مركز فردو و... نشان از دستيابي ايران به بسياري از اهداف خود در اين مذاكرات دارد. اين در حالي است كه امريكايي‌ها در آغاز روند مذاكرات، حاضر به پذيرش غني‌سازي ايران نبودند و حتي آرزوي باز كردن پيچ و مهره‌هاي هسته‌اي ايران را نيز فرياد مي‌زدند و تنها همين يك نكته نشان از آن دارد كه غرب در برابر ايران سر تسليم فرود آورد اما آنچه در اين مقطع بيش از همه موجب نگراني است، فرآيند تبليغات مسموم و اقدامات رسانه‌اي است كه بلافاصله پس از انتشار جمع‌بندي «برجام» از حلقوم رسانه‌‌هاي دشمن بيرون مي‌آيد و همه اين اقدامات با چند هدف اساسي دنبال مي‌شود:
1- تضعيف روحيه و از بين بردن حس اعتماد نيروهاي انقلاب نسبت به روندي كه طي شده است.
2- ايجاد فضاي دوقطبي در جامعه ايران و در نهايت شكاف بين مردم با مسئولان.
3- مصادره نتايج مذاكرات و تأكيد بر اينكه ايران دستاورد آنچناني در اين فرآيند نداشته است.
4- ايجاد بهانه براي بر هم زدن بازي و بازگشت به نقطه اول جهت دريافت امتياز‌هاي بيشتر از ايران.
5- ايجاد نااميدي در جريان مقاومت در منطقه و القاي اينكه اين جمهوري اسلامي بود كه تسليم شد و سرنوشت مقاومت نيز همين خواهد بود.
6- سرپوش گذاشتن بر شكست در برابر خواسته ملت ايران و اميد دادن به دولت‌هاي وابسته و مزدور منطقه.
آنچه در اين شرايط از اهميت مضاعف برخوردار است درايت و تيزبيني نسبت به موج گسترده تبليغات مسموم دشمن و تلاش براي انعكاس صداي واحد از درون جمهوري اسلامي با نگاه به افق‌هاي روشن در آينده در عين هوشمندي در برابر اهداف امريكا و شركاي غربي آن در فضاي پساتوافق است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار