چين که اين روزها در کنار تلاش براي حفظ برتري اقتصادي خود در جهان و نيز مقابله با تحرکات تحريکآميز آمريکا در شرق آسيا به ويژه در حوزه درياي چين است با چالشي به نام ناامني در برخي استانهاي داخلي خود مواجه گرديده است. منطقه سينکيانگ که جمعيت قابل توجهي از آن را اويفورها تشکيل ميدهند شاهد ناامنيهايي بوده است.
بسياري از ساکنان اين مناطق را در حالي مسلمانان تشکيل ميدهند که دولت چين حضور گروههاي تروريستي وابسته به القاعده را زمينهساز بحران در اين مناطق ميداند. پکن براي مقابله با اين مسئله حتي مذاکراتي با طالبان افغانستان نيز داشته است. با شدت گرفتن ناآراميها در برخي مناطق چين، اين کشور بر توسعه همکاري با عراق و سوريه براي مبارزه با داعش نيز تاکيد و حتي خواستار رويکرد واحد کشورهاي منطقه در قالب شانگهاي با پديده تروريسم گرديده است. نکته قابل توجه در فرآيند اين تحولات مواضع مطرح شده از سوي چين در قبال ترکيه است. چنانکه پکن رسما آنکارا را به دخالت در امور داخلي خود و ايجاد بحرانهاي امنيتي در مناطق اويفور نشين متهم ساخته است.
چين بر اين عقيده است كه برخی از اویغورهای ساکن استان "سین كیانگ" در غرب چین کارت های شناسایی ترکیه ای از دیپلمات های ترک مقیم کشورهای جنوب شرق آسیا دریافت می کنند، سپس به ترکیه فرستاده می شوند و آنجا به گروه های تروریستی همچون داعش فروخته می شوند.دولت چین اعلام می کند که افراد اقلیت اویغورِ تُرک زبان شهروندان چینی هستند، و اویغورهایی که از چین قاچاق می شوند ، باید به مناطق سکونت شان در دورترین بخش غربی این کشور بازگردانده شوند."تونگ بیشان" رئیس بخش تحقیقات جنایی وزارت امنیت عمومی چین در جمع خبرنگاران در پکن گفت : سفارتخانه های ترکیه به اویغورها کارت های شناسایی اعطا می کنند.بیشان تأکید کرد: بدون شک اویغورها چینی هستند، ولی سفارتخانه های ترکیه کارت های شناسایی ترکیه ای به آنها می دهند .اویغورها در دام گروه هایی همچون جنبش اسلامی ترکستان شرقی و دیگر گروههای تروریستی می افتند، و این گروه ها جوانان اویغور را شستشوی مغزی می دهند و به مناطق درگیری منتقل می کنند و آنها را به هیزم درگیری های خود تبدیل می کنند.رئیس بخش تحقیقات جنایی وزارت امنیت عمومی چین افزود : برخی از اویغورها به سوریه و برخی دیگر نیز به عراق منتقل می شوند . گروه های تروریستی به نیرو نیاز دارند و برای جذب هر یک نفر حداقل 2 هزار دلار پرداخت می کنند .

حال اين سئوال مطرح است که چرا چين، ترکيه را متهم ميسازد و دلايل اقدامات منفي ترکيه در چين چيست؟
با توجه به اينکه کشورهاي غربي نظير آمريکا، فرانسه و انگليس سابقه طولانيتر از ترکيه در ايجاد و پرورش تروريسم دارد و جهانيان نيز نقش اساسي براي عربستان در اين عرصه در نظر ميگيرند اما حقيقت امر آن است که حوزه نفوذ ترکيه در مناطق خاص چين از جمله سين کيانگ امري اثبات شده و قابل توجه است. ترکيه که از سياست پانترکيسم در آسياي مرکزي و قفقاز بهره گرفته و با سياستهاي اقتصادي و چند منظور توانسته نفوذ خوبي در افغانستان و پاکستان داشته باشد در مناطق مسلماننشين چين نيز سرمايهگذاري بسياري کرده و توانسه موقعيت قابل توجهي کسب نمايد. حال اين سئوال مطرح ميشود که چرا ترکيه بايد عليه امنيت ملي چين اقدام نمايد و چه دستاوردهايي براي آن دارد؟
نخستين مسئله آن است که ترکيه که در حوزه منطقهاي نتوانسته دستاورد چنداني داشته باشد چنانکه همحزبيهاي اردوغان رئيسجمهور ترکيه نظير عبدا... گل به انتقاد از سياستهاي آن روي آوردهاند، سعي دارد تا در حوزه فراپيراموني منافعي را کسب نمايد. ترکيه حضور فعال در آسياي مرکزي و قفقاز در قالب پانترکيسم و نيز پاکستان، افغانستان و ... را در دستور کار دارد.
بسياري از ناظران سياسي بر اين عقيدهاند که ترکيه چين را رقيبي اقتصادي در حوزه آسياي مركزي و قفقاز ميداند که بعضا توان رقابت با آن را درخود نميبيند. گرفتار شدن چين در چالشهاي امنيتي فرصتي براي ترکيه ايجاد ميکند تا بتواند در حوزه پيراموني و فراپيراموني ايفاي نقش بيشتري داشته باشد.
دوم آنکه ترکيه به شدت از سياستهاي حمايتي چين از روسيه ابراز نارضايتي ميکند چرا که اين حمايتها را زمينهساز فعاليت بيشتر روسيه در سوريه ميگردد که تمام طرحهاي آنکارا در اين کشور و منطقه را تحتالشعاع قرار داده است. ترکيه که توان مقابله مستقيم با روسيه را ندارد با کاهش متحدان روسيه به دنبال تضعيف رفتاري آن در قبال سوريه و عراق است تا شايد بتواند اهداف خود را در اين کشورها محقق سازد.
سوم آنکه ترکيه تلاش بسياري دارد تا خود را محوري براي تحقق اهداف غرب و برخي کشورهاي عربي معرفي نمايد تا در لواي آن بتواند به امتيازات اقتصادي و سياسي دست يابد. حمايت از تروريسم يکي از ارکان کاري ترکيه براي اين مهم گرديده ک نمود آن را در عراق و سوريه ميتوان مشاهده کرد. با توجه به تنشهاي موجود ميان چين و کشورهاي غربي ميتوان گفت که ترکيه براي خوشخدمتي به اين کشور، بحرانسازي در چين را در پيش گرفته است در نقطه مقابل پکن که از سياستهاي جاهطلبانه و غربگرايانه ترکيه آگاه است به دنبال مقابله با اين روند است چنانکه با تندترين عناوين به دخالت ترکيه در امور داخي خود پاسخ داده است.
پکن تاکيد دارد که نه ترکيه و نه هيچ کشور ديگري حق عبور از خط قرمز امنيتي اين کشور را ندارد و پکن هرگز در برابر اين امر کوتاه نخواهد آمد. به هر تقدير تنشهاي ميان چين و ترکيه هر چند به تقابل گسترده منجر نخواهد شد اما ميتواند در تعاملات طرفين بوده در حوزه اقتصاد تاثير منفي بگذارد در اين ميان آنچه مسلم است آنکه روابط نزديک و صميمي دولت چين با مسلمانان ساکن اين کشور ميتواند ضمن تقويت انسجام ملي چين، زمينهساز کاهش بهانههاي ترکيه براي دخالت امور چين را نيز حذف مينمايد که دستاوردي بزرگ براي دولتمردان چين خواهد بود.