
يكم: حجتالله ايوبي روز گذشته درباره تكثر و زياد شدن تعداد جشنوارههاي فيلم گفته است: «من با اين حرف كه برخي ميگويند تعداد جشنوارهها در كشور زياد است، موافق نيستم. به نظرم كشور ما ظرفيت برگزاري جشنوارههاي مختلف را دارد. كشورهايي كه توليدات كمتري از ما دارند، سالانه جشنوارههاي زيادي برگزار ميكنند. از طرفي در ايران خيلي بهانههاي فرهنگي براي جمع شدن دور يكديگر نداريم و در اين شرايط، اين جشنوارهها باعث ميشوند علاوه بر تازه كردن ديدارها، مردم هم از فعاليتها در اين عرصه باخبر شوند.»
ابراز نظرهاي متناقض در بين مسئولان سينمايي كشور و اتخاذ مواضع پارادوكسيكال ميان مديران ارشد اين سازمان با وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، طي تقريباً دو سالي كه از دوران تصديگري آقايان در حوزه فرهنگ گذشته، امري بديهي و غيرقابل انكار بوده است. شاهد مثالهاي متنوع و متعددي را ميتوان در راستاي صحت اين مدعا مطرح كرد. اما تازهترين نمونه آن در اظهارات رئيس سازمان سينمايي در زمينه حمايت از تكثر و متعدد شدن جشنوارههاي سينمايي وجود دارد. قاطبه فعالان عرصه فرهنگ و هنر كشور و دستاندركاران فعاليتهاي سينمايي بهخصوص در طول دو سال گذشته همواره جمله معروف و تكرار شده «بودجه نداريم» را از زبان مسئولان سطوح مختلف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شنيدهاند. اين ترجيعبند تكراري و تكيهكلام مصطلح شده در بين مديران سينمايي به خصوص، با اعلام حمايت آقاي ايوبي از تعدد جشنوارههاي سينمايي، از جمله همان مواضع پارادوكسيكال است. اين اعلام حمايت و نداشتن بودجه و به كلام دقيقتر «اجتماع نقيضين» در حالي است كه «مازيار ميري» دبير اجرايي هفدهمين جشن خانه سينما در جريان نشست خبري اين جشن هزينههاي برگزاري برخي جشنوارههاي سينمايي مثل جشنواره فيلم فجر يا جشنواره فيلم شهر را تلويحاً بيش از 12 ميليارد تومان اعلام كرده است. نكته جالب ديگر در اظهارات ايوبي، تنزل و استخفاف سطح جشنوارههاي فيلم در حد «بهانههاي فرهنگي براي جمع شدن دور يكديگر» است! وقتي يك مدير ارشد دولتي در عرصه استراتژيكي مانند «فرهنگ» كه قرار است مسير آينده و منظرگاه آرماني و افقهاي دور دست آن مجموعه را طراحي و تدوين كند و راههاي تئوريزه كردن راهبردهاي مورد نظر را هموار كند؛ نگاهش به مهمترين اتفاق سينمايي كشور در حد يك «دورهمي» و «تازه كردن ديدارها»ست، به قول قدما «واي به روزي كه بگندد نمك!»
دوم: ايوبي در بخش ديگري از اظهاراتش با محور قرار دادن«كشيدن پاي سينما به حوزه صنعت» استدلال كرده است كه: «... همانطور كه سينما زبان گوياي مردم ايران است، صنعت هم ميتواند زباني براي ارائه دستاورد و پيشرفتهاي صنعتي كشور باشد.» اين نوع نگاه رئيس سازمان سينمايي از آنجايي محل اشكال است كه اولاً صنايع براي نشان دادن پيشرفتهاي خود، نمايشگاههاي تخصصي بسياري دارد كه از آن جمله ميتوان به «اكسپوها» اشاره كرد. از سوي ديگر اين ورود صنايع و سرمايهگذاري بخشهاي پولساز و درآمدزا در جايي مثل سينما ميتواند هم به بالا بردن سطح درآمد سينما كمك كند و هم اينكه دولت و وزارت ارشاد ديگر نيازي به دادن وامهاي «قرض الپس نده» به برخي ابن الوقتها كه بر سينماي امروز كشور چنبره زدهاند، ندارد!
سوم: در جايي ديگر از همين اظهارات، ايوبي گفته است: «ايران كشوري است كه در آن كالاي فرهنگي توليد ميشود، اما در سبد كالاي مردم نيست. با اين حال ما تلاش ميكنيم با زياد كردن سينماها و برگزاري جشنوارهها فرهنگسازي كنيم. اگر فرهنگ در سبد كالاي مردم قرار بگيرد هر فردي با در نظر گرفتن همه هزينههايي كه در زندگي دارد، سينما را هم در آن سبد قرار ميدهد و خودش را ملزم به ديدن فيلمها و كالاهاي مختلف فرهنگي كشور ميكند.» در حالي ايوبي تعدد سينماها را باعث قرار گرفتن فرهنگ در سبد كالاي مردم دانسته كه امروزه بيشتر كارشناسان و منتقدان متفق القولند كه توليدات ضعيف، سخيف و نازل سينمايي از عمدهترين دلايل قهر مخاطب با سالنهاي سينما است. رئيس سازمان سينمايي كه تازه از سفر چين و ماچين برگشته تا به حال هيچ برنامه بلندمدت و حتي كوتاهمدتي جهت پيشبرد و اعتلاي سينماي كشورمان در تراز اهداف نظام و انقلاب نتوانسته ارائه كند.