
مذاكرات وين حالا به روزهايي رسيده است كه شايد بتوان در يك كلام تمديدهاي روزبهروز را درباره آن به كار برد. حالا با تمديد سه روزه مذاكرات بار ديگر جمع بنديها به نقطه آخر رسيده است؛ نقطهاي كه بايد تصميم گرفت و حال در همين نقطه تصميمگيري است كه بازهم امريكاييها بدعهدي كردهاند و زيرقول خود زدهاند؛ قولهايي كه در روز آخر مذاكرات رد و بدل شد و پس از گفت و گوي تلفني اوباما و جان كري دوباره زير سؤال رفت، به گونهاي كه حتي صداي لاوروف وزير امورخارجه روسيه هم در آمد كه گفت: «اين غربيها هستند كه به وعدههاي خود عمل نميكنند.» در اين ميان جلسات كارشناسي در وين همچنان ادامه دارد تا مگر راه حل ميانهاي پيدا شود و اين راه حل ميانه اول از همه به اراده امريكاييها براي گرفتن تصميمات خود بستگي دارد؛ تصميماتي كه يك شبه تغيير نكند.
مصاحبه بالكنيديروز ظريف از راه دور و از طريق بالكن هتل كوبورگ ميزبان خبرنگاران بود. البته سؤالات به صورت دادوفرياد رد و بدل ميشد و هيچ كس هم درست نميفهميد كه آن ديگري چه ميگويد.
ظريف به همراه حسين فريدون و عباس عراقچي درمحل بالكن هتل كوبورگ حضور يافت و از ادامه تلاشها براي يافتن راه حلي تا روز يكشنبه خبر داد؛ يكشنبهاي كه موعد تصميمگيري است و بايد بالاخره تصميمي گرفته شود. در همين مصاحبه بالكني ظريف يادآور شد: مهمترين موضوعات هنوز حل نشده باقي مانده و اميدواريم با اراده سياسي همه موضوعات حل شود. وزير خارجه كشورمان در پاسخ به اين سؤال كه چرا پايين نميآييد نيز افزود: در حال كار روي موضوعات هستيم. آمدم روي بالكن كمي هواي تازه بخورم. ظريف ابراز اميدواري كرد كه تيم ايراني دوشنبه در وين نباشد.
ديروز علاوه بر ظريف وزير امورخارجه انگليس هم به ميان خبرنگاران آمد و با قوت از امكان توافق تا 12 ساعت آينده گفت و از اجلاس وزراي خارجه 1+5 در روز جمعه خبر داد. نكته جالب اينجاست كه بر خلاف دورهاي گذشته مذاكرات امريكاييها خود به عنوان اصليترين بر هم زننده مذاكرات ظاهر شدهاند. فرانسويها اين بار بسيار ساكت هستند و رسانههاي آنان از بدبيني گذشته صحبت نميكنند. حالا امريكاييها هستند و مقابله آنان با ايران كه هنوز نتوانستهاند از آن دل بكنند.
بيانيه لوزانالبته عهدشكني از جانب واشنگتن اصلاً تعجبي ندارد اما تذكر اين نكته هم ضروري است كه اگر امريكاييها به اين نتيجه رسيده باشند كه لوزان سقف خواسته ايران است، از نظر منطق مذاكراتي اشتباه نكردهاند كه بر آن سقف فشار آوردهاند. اين تاكتيك مذاكراتي تهاجمي ايران بود كه بايد جلوي فشارهاي بيشتر را ميگرفت، آن هم از طريق حمله به بيانيه لوزان.
بيانيه لوزان از همان زمان كه حاصل شد، در تهران به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. در مناظرههاي شكل گرفته در صدا و سيما بين موافقان و منتقدان اين بيانيه، ادبيات و گفتمان منتقدان به وضوح از برتري برخوردار بود. فلذا همان زمان مسئولان مذاكرهكننده با پذيرش نگاه منتقدان، تأكيد كردند كه بيانيه لوزان تنها بهمثابه «چركنويس راهكارها» در نظر گرفته شده، هيچچيز در آن قطعي نبوده و ايرادات آن در «برجام» تصحيح ميشود. مقام معظم رهبري نيز در اظهارنظرشان در خصوص بيانيه لوزان، بر اين نكته تأكيد كردند كه توافقي در لوزان بهدست نيامده است كه ايشان بخواهند موافق يا مخالف آن باشند. واضح بود كه قرار است در مذاكرات كارشناسي و سپس معاونان و وزرا، بيانيه لوزان با جرح و تعديل جدي مواجه شود. بهعبارت بهتر، قرار بود لوزان به خطوط قرمز تعيين شده از سوي نظام جمهوري اسلامي ايران، نزديك و نزديكتر شود.
اما اكنون آنچه شنيده ميشود اين است كه اتفاقاً اين طرف امريكايي است كه در حال اعمال فشار بر چارچوبهاي لوزان است و اين امريكاييها هستند كه خطوط قرمز جديد تعيين كردهاند. گويي لوزان براي ايران يك اسطوره و آرزو است و واشنگتن ميخواهد تهران را از رسيدن به اين آرزو و رؤيا بازدارد! بيانيه لوزان داراي ايرادات مهمي بود و بعضاً با خطوط قرمز نظام و حقوق مسلم مردم ايران تضادهاي جدي داشت. آنچه از مذاكرات اخير انتظار ميرفت، اصلاح آن ساييدگيها بود نه تماشاي حمله امريكاييها به همان چارچوبهاي ساييده شده و سپس مشاهده تهديد امريكاييها به ترك مذاكرات. اكنون به نظر ميرسد كه امريكاييها سناريوي جديدي در پيش گرفتهاند. آنها با اعلام عبور از توافق لوزان به گونهاي صحنهآرايي ميكنند كه عليالقاعده بايد طرف ايراني بر چارچوب لوزان پافشاري كند تا اگر امريكا به اين چارچوب بازگشت، احساس پيروزي نمايد! در حالي كه حقيقت امر، «چرك نويس لوزان» همانگونه كه تيم مذاكرهكننده نيز پذيرفت داراي اشكالات اساسي است كه اگر رفع نشود، معلوم نيست حقوق هستهاي كشور و مطالبات مردم و نظام در اين چارچوب حفظ شود.
آلمان: همه با هم ميبازيمنكته ديگري كه امروز در فضاي مذاكراتي جالب به نظر ميرسيد، تأكيد روزنامهنگاران خارجي بر اين مسئله بود كه امريكاييها در صورت به نتيجه رسيدن مذاكرات بزرگترين بازنده در وين خواهند بود. شكستي كه به عنوان يك ننگ بر بالاي سياست خارجي دولت اوباما نقش خواهد بست و عملاً راه را بر هرگونه ابراز وجود وي در تاريخ امريكا خواهد بست.
نكته اصلي همان است كه اشتاين ماير در بدو ورود به وين در روزهاي گذشته بيان كرد و آن هم اين است كه ما يا همه با هم ميبازيم يا همه با هم ميبريم و حالا مسلم است كه در اين ميان امريكا بازندهتر از بقيه است.
پايان خوش فرا ميرسدتمديد سه روزه مذاكرات پس از جلسه ديروز صبح خانم موگريني و وزراي خارجه 1+5 روي داد و اين يعني اينكه غرب حاضر نيست فرصت مذاكره با ايران را از دست بدهد؛ فرصتي كه ديگر تا سالها آن را به دست نخواهد آورد. پس غرب هنوز اميدوار است كه ايران كوتاه بيايد و ايران هم همچنان قاطعانه بر حفظ حقوق اساسي خود اصرار ميورزد. سؤال اينجاست كه اين رويارويي ديپلماتيك به كجا خواهد انجاميد و آيا اين داستان به پاياني خوب از نگاه دو طرف خواهد رسيد.