کد خبر: 721109
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۸
در حاشیه باخت تیم ملی والیبال در دو بازی نخست
ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم می‌توانستیم تیم قبراق و سرحال والیبال امریکا را شکست بدهیم و شش امتیاز دو بازی را بگیریم
مونا قائمی
ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم می‌توانستیم تیم قبراق و سرحال والیبال امریکا را شکست بدهیم و شش امتیاز دو بازی را بگیریم. واقعیت این است تیم امریکا بر اساس برنامه‌ای منسجم و بسیار دقیق کار می‌کند، مربی آرام، موقر و کاربلدی دارد و از آنالیزورهای خوبی برخوردار است که می‌توانند با ضریب بالای دقت عملکرد تیم مقابل را به‌سرعت تحلیل کنند و به مربی تیم ابزار مناسب برای تغییر تاکتیک را بدهند.

اما تیم ایران به لشکر شکست‌خورده‌ای می‌ماند که انگار به ضرب و زور دور هم جمع شده‌اند. آسیب‌دیدگی تعداد زیادی از مهره‌های اصلی تیم، بی‌انگیزه بودن و از همه بدتر مربی‌ای که خود دچار اضطراب می‌شود و در مواقع بحرانی به‌جای روحیه دادن به بازیکنان این اضطراب را به بازیکنان هم منتقل می‌کند و همان اندک انگیزه و نشاط را از آنها می‌گیرد. آشنا نبودن مربی به آسیب‌های جسمی و روحی بازیکنان کاملاً مشهود است و نشان می‌دهد این تیم بدون حضور مربی تمرین می‌کرده است و انتخاب بازیکنان بر اساس آزمایش و خطا انجام می‌شود. اصرار بر استمرار حضور بعضی از بازکنان در زمین به‌رغم اشتباهات مکررشان ـ که سال گذشته هم از این ناحیه ضربات جبران‌ناپذیری خوردیم ـ نگرفتن تایم‌اوت در مواقع لزوم، عدم تعویض بازیکنانی که زیر فشار روحی هستند و اقدام دیرهنگام به استفاده از بازیکنان روی فرم ـ نمونه آن سامان فائزی در ست سوم بازی دوم ایران و امریکا ـ و بی‌توجهی به روحیه بازیکنان به اضافه بی‌توجهی‌هایی که قبل از مسابقه به آنها شد و مسئولین ورزش کشور یکسو از یاد بردند که این فقط یک بازی ورزشی نیست، بلکه کسب حیثیت برای کشور و حتی مسلمانانی است که این روزها زیر بدترین فشارهای روحی، روانی و اقتصادی هستند، همه دست به دست هم داد و از تیم خوبی که می‌تواند افتخارآفرین باشد و نه‌تنها ورزش والیبال که کل ورزش‌ها را تحت تأثیر قرار بدهد و آنها را متحول کند و سطح مطالبات مردم را از برنامه‌ریزان ورزش کشور بالا ببرد، بچه‌های خسته و بی‌انگیزه‌ای را پدید آورده است که تنها در لحظات خاصی توانستند قابلیت‌های فردی خود را بروز بدهند، اما انسجام تیمی ندارند.

امیدواریم یک‌صدم توجهی که به «باخت آبرومندانه» فوتبال شد، به احتمال بردهای آبرومندانه والیبال بشود و با تشکیل یک اتاق فکر مشورتی از پیشکسوتان و صاحب‌نظران والیبال در کشور ـ که کم هم نیستند ـ برای سرمربی تیم ملی والیبال که متأسفانه در سطح یک مربی بین‌المللی نیست و این را در یکی دو سال رهبری تیم ملی والیبال نشان داده است، به این کادر فنی نه چندان کاربلد کمک فکری برسانند تا اگر هم خدای نکرده قرار است از بازی‌ها حذف شویم، دست‌کم نهایت تلاشمان را بکنیم و آبرومندانه کنار برویم. تیمی که توانست با درخشش عجیب خود در دوره مربیگری ولاسکو در سطح جهان مطرح شود و سال گذشته هم با استفاده از ذخیره‌های آن دوره کارساز خود را تا رده‌های بالای لیگ جهانی برساند، دریغ است با بی‌فکری، عدم برنامه‌ریزی و ایجاد نگرانی و اضطراب در بازیکنان آسیب‌دیده به این شکل به ته جدول سقوط کند. والیبال برای ما تبدیل به یک نماد سرفرازی و قدرت شده است. آن را دریابیم.

در حاشیه باخت تیم ملی والیبال در دو بازی نخست

نماد سرفرازی را دريابيد

ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم می‌توانستیم تیم قبراق و سرحال والیبال امریکا را شکست بدهیم و شش امتیاز دو بازی را بگیریم. واقعیت این است تیم امریکا بر اساس برنامه‌ای منسجم و بسیار دقیق کار می‌کند، مربی آرام، موقر و کاربلدی دارد و از آنالیزورهای خوبی برخوردار است که می‌توانند با ضریب بالای دقت عملکرد تیم مقابل را به‌سرعت تحلیل کنند و به مربی تیم ابزار مناسب برای تغییر تاکتیک را بدهند.

اما تیم ایران به لشکر شکست‌خورده‌ای می‌ماند که انگار به ضرب و زور دور هم جمع شده‌اند. آسیب‌دیدگی تعداد زیادی از مهره‌های اصلی تیم، بی‌انگیزه بودن و از همه بدتر مربی‌ای که خود دچار اضطراب می‌شود و در مواقع بحرانی به‌جای روحیه دادن به بازیکنان این اضطراب را به بازیکنان هم منتقل می‌کند و همان اندک انگیزه و نشاط را از آنها می‌گیرد. آشنا نبودن مربی به آسیب‌های جسمی و روحی بازیکنان کاملاً مشهود است و نشان می‌دهد این تیم بدون حضور مربی تمرین می‌کرده است و انتخاب بازیکنان بر اساس آزمایش و خطا انجام می‌شود. اصرار بر استمرار حضور بعضی از بازکنان در زمین به‌رغم اشتباهات مکررشان ـ که سال گذشته هم از این ناحیه ضربات جبران‌ناپذیری خوردیم ـ نگرفتن تایم‌اوت در مواقع لزوم، عدم تعویض بازیکنانی که زیر فشار روحی هستند و اقدام دیرهنگام به استفاده از بازیکنان روی فرم ـ نمونه آن سامان فائزی در ست سوم بازی دوم ایران و امریکا ـ و بی‌توجهی به روحیه بازیکنان به اضافه بی‌توجهی‌هایی که قبل از مسابقه به آنها شد و مسئولین ورزش کشور یکسو از یاد بردند که این فقط یک بازی ورزشی نیست، بلکه کسب حیثیت برای کشور و حتی مسلمانانی است که این روزها زیر بدترین فشارهای روحی، روانی و اقتصادی هستند، همه دست به دست هم داد و از تیم خوبی که می‌تواند افتخارآفرین باشد و نه‌تنها ورزش والیبال که کل ورزش‌ها را تحت تأثیر قرار بدهد و آنها را متحول کند و سطح مطالبات مردم را از برنامه‌ریزان ورزش کشور بالا ببرد، بچه‌های خسته و بی‌انگیزه‌ای را پدید آورده است که تنها در لحظات خاصی توانستند قابلیت‌های فردی خود را بروز بدهند، اما انسجام تیمی ندارند.

امیدواریم یک‌صدم توجهی که به «باخت آبرومندانه» فوتبال شد، به احتمال بردهای آبرومندانه والیبال بشود و با تشکیل یک اتاق فکر مشورتی از پیشکسوتان و صاحب‌نظران والیبال در کشور ـ که کم هم نیستند ـ برای سرمربی تیم ملی والیبال که متأسفانه در سطح یک مربی بین‌المللی نیست و این را در یکی دو سال رهبری تیم ملی والیبال نشان داده است، به این کادر فنی نه چندان کاربلد کمک فکری برسانند تا اگر هم خدای نکرده قرار است از بازی‌ها حذف شویم، دست‌کم نهایت تلاشمان را بکنیم و آبرومندانه کنار برویم. تیمی که توانست با درخشش عجیب خود در دوره مربیگری ولاسکو در سطح جهان مطرح شود و سال گذشته هم با استفاده از ذخیره‌های آن دوره کارساز خود را تا رده‌های بالای لیگ جهانی برساند، دریغ است با بی‌فکری، عدم برنامه‌ریزی و ایجاد نگرانی و اضطراب در بازیکنان آسیب‌دیده به این شکل به ته جدول سقوط کند. والیبال برای ما تبدیل به یک نماد سرفرازی و قدرت شده است. آن را دریابیم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار