پديده شوم بياخلاقي در فوتبال كشورمان حالا به اصليترين چالش اين رشته تبديل شده است. حاشيهها و فساد اخلاقي موجود در فوتبال در حالي اتفاق ميافتد كه متأسفانه به خاطر معروفيت فوتباليستها و الگوپذيري بسياري از كودكان، نوجوانان و جوانان از آنها اين مسائل ميتواند آسيبهاي جبرانناپذيري براي جامعه به دنبال داشته باشد. پيامدهايي كه به نظر ميرسد سه عامل مسائل اقتصادي، فرهنگي و ضعف قوانين تأثير مستقيمي در بهوجود آمدن آن دارد.
1- بيشك بياخلاقي در فوتبال ما ريشه در مسائل مالي دارد البته نه اينكه فقط قراردادهاي آنچناني عامل اصلي موضوع باشند اما بيشترين عامل در بهوجود آمدن اين پديده درآمدهاي بيحساب و كتاب ميلياردي فوتباليستها است اين در حالي است كه اين نوع قراردادها تقريباً در تمام دنيا رايج است، اما به ندرت ميتوان اين بياخلاقيها را در فوتبال روز دنيا مشاهده كرد. آنچه ما امروزه با آن دست به گريبانيم زود ارضا شدن فوتباليستهاي جوان كشورمان است. آنها در اولين فرصت با كمترين پولي كه به دست ميآورند، پرمدعا ميشوند و همين شبهخيالات توهمزا باعث ميشود تا در چهارچوب مستطيل سبز يا خارج از آن هر كاري دلشان بخواهند بكنند.
2- در فرهنگ ما از ديرباز ورزش ماهيتي فرهنگي نيز داشته و از ورزشكاران به منزله الگوهاي رفتاري و اخلاقي ياد ميشده، امروزه به رغم گسترش و توسعه مقوله ورزش در فوتبال كمتر ديده ميشود كه روي مباحث فرهنگي نيز كار شود. عدم فرهنگسازي مهمترين علت بهوجود آمدن بياخلاقي در فوتبال است. سالهاست اخلاق و جوانمردي در فوتبال جاي خود را به بياخلاقي و پول داده و نتيجهگرايي و قهرمانپروري پايههاي فرهنگي اين رشته را متزلزل كرده است. امروزه به غير از فرهنگسازي، سوء مديريت و عدم برنامهريزي كارشناسانه در يك باشگاه و در كنار آن فراموش شدن فرهنگسازي باعث شده تا فقط تيمها نتيجهگرا باشند. مدير يك باشگاه قبل از جذب يك بازيكن فوتبال بيشترين توجهاش به مسائل فني است تا بعد فرهنگي، پس طبيعي است در چنين سيستمي علاوه بر از بين رفتن شايستهسالاري، بازيكنسالاري نمودار شود و بازيكن براي مدير تعيين تكليف كند و هرج و مرج و بياخلاقي بروز پيدا كند.
3- هر چند بحث برخورد قاطعانه با متخلف خيلي مبحث تكراري و شعاري است اما بايد بپذيريم يكي از عوامل تأثيرگذار در بهوجود آمدن اين لجامگسيختگي در فوتبال همين موضوع عدم برخورد قاطعانه با متخلفان است. عدم برخورد سخت با افراد خاطي همراه با نقص قوانين موجود باعث شده تا خاطيان راحت همه چيز و همه كس را زير پا بگذارند و به هيچ قانوني مقيد نباشند و احترام نگذارند و باعث هرج و مرج و بياخلاقي در جامعه ورزشي شوند. به نظر ميرسد براي مقابله با اين پديده شوم بايد قوانين جديدي در فوتبال ما نوشته شود. تدوين قوانين بازدارنده و سخت كه اجراي درست آن از هر چيز ديگري مهمتر است؛ اجرايي كه با سهلانگاري مسئولان ما تاكنون مشاهده نشده و به نظر ميرسد تنها راهي كه ميتواند فوتبال را از اين همه بداخلاقي و فقر فرهنگ نجات دهد فقط نوشتن يك آييننامه جديد و عملي كردن آن است.