کد خبر: 713974
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۶:۳۴
تحليل و تأثير روانشناختي بازي (POU) بر سبك زندگي در گفت‌و‌گو با فرنگيس شريفي باستان، روانشناس
امروزه روانشناسان و صاحبنظران به دنبال بررسي و تفسير اثرات رواني بازي‌هايي هستند كه جديداً در بين اقشار مختلف مردم از كودكان خردسال تا جوانان و بزرگسالان باب شده است...
ناديا اسماعيلي
امروزه روانشناسان و صاحبنظران به دنبال بررسي و تفسير اثرات رواني بازي‌هايي هستند كه جديداً در بين اقشار مختلف مردم از كودكان خردسال تا جوانان و بزرگسالان باب شده است، به اين خاطر كه امروزه اين بازي‌ها زمان زيادي از زندگي مردم را به خود اختصاص داده است، به طوري كه حتي آنها را از روند اصلي زندگي و مواجهه با واقعيت‌هاي زندگي دور مي‌سازد، مسئله‌اي كه به احتمال زياد با هدف منحرف ساختن اذهان مردم به مسائل غير‌واقعي و دور ساختن آنها از فرآيند پيشرفت جامعه صورت مي‌گيرد اما به رغم اثرات منفي‌اي كه اين بازي‌ها و عادت به آنها بر كند‌سازي مسير پيشرفت جامعه و امور واقعي كشور بر جاي مي‌گذارد، اثرات رواني اين بازي‌ها هم به نوبه خود قابل توجه است. نمونه‌اي عيني از اين بازي‌ها، پو (POU) مي‌باشد كه مدتي است بين مردم رواج يافته است و در هر مكاني از خانه، اتوبوس، مترو، دانشگاه و حتي ادارات هم نشانه‌اي از حضور اين موجود فانتزي و بي‌جان را مي‌بينيم، موجودي كه دائماً به رسيدگي نياز دارد و از وقتي كه شما اين بازي را آغاز مي‌كنيد، رسيدگي به آن نيز شروع مي‌شود. از آنجايي كه اين موجود فانتزي از عمر نامحدودي برخوردار است، حتي مي‌تواند هزاران سال سن داشته باشد و دائماً به رسيدگي احتياج دارد و اگر فردي به انجام اين بازي عادت كند، رهايي از آن كار سختي است، مثل فردي كه به مصرف يك ماده مخدر عادت كرده و به آن وابسته مي‌شود. اين موضوع را با فرنگيس شريفي باستان، روانشناس، در ميان گذاشته‌ايم و وي درباره اثرات رواني كه اين بازي مي‌تواند بر افراد داشته باشد، نكاتي را مطرح كرده است‌.
 
 
شريفي باستان مي‌گويد: كودكان با ورود به دنياي كودكي احساس تازگي و هدفمندي مي‌كنند و دوست دارند از پس تكاليف جديد برآيند، اين ابتكار عمل را در شروع بازي او با همسالانش مي‌بينيم، آنها نقش‌هاي مختلف و مهارت‌هاي جديد را در غالب بازي فرا مي‌گيرند، بازي‌هايي كه در آنها حركت، فعاليت و تفكر وجود دارد و به نوعي اين نياز به ابتكار عمل را با انجام بازي‌هاي مختلف در خود شكل مي‌دهند.

در نقطه مقابل ابتكار عمل، احساس گناه وجود دارد و آن ناشي از درخواست‌ها، قوانين و مقررات سختي است كه والدين براي كودكان وضع مي‌كنند و مانع از حس ابتكار عمل در كودك مي‌شوند، در اين مورد، كودك اين حس گناه و ناتواني در انجام امور را با انجام بازي‌هايي همچون POU جبران مي‌كند.

اين كارشناس ارشد روانشناسي مي‌گويد: بازي POU كه معمولاً در گوشي‌ها ريخته مي‌شود و انجام آن فقط با به‌كارگيري يك انگشت قابل اجرا است، نمي‌تواند اثرات سودمندي را كه بازي‌هاي ديگر دارند، براي كودك داشته باشد، از آنجايي كه اين بازي‌ها هوشمندانه ساخته شده‌اند، قدرت فكر كردن و عمل كردن را از كودكان گرفته‌اند. كودك بايد اين ابتكار عمل را كسب كند، چراكه لازمه رشد فرد براي مراحل بعدي است اما با وجود چنين بازي‌هايي اين ابتكار عمل به صورت ناقص دروغين در كودك شكل مي‌گيرد. كودكي كه نمي‌تواند خود غذايي براي خودش درست و صرف كند، به راحتي با زدن يك دكمه يك موجود بي‌جان را سير مي‌كند، او را به حمام مي‌برد، با او بازي مي‌كند و او را مي‌خواباند، با وجود چنين كارهايي كودك احساس توانمندي مي‌كند و با چنين احساس توانمندي كاذب به صورت ناقص وارد مرحله رشدي بعد مي‌شود.

فرنگيس شريفي در ادامه صحبت‌هاي خود با اشاره به بازي POU و ارتباط آن با جوانان و اينكه با وارد شدن افراد به مرحله جواني، افراد وارد مرحله صميمت در برابر انزوا مي‌شوند و به دنبال تشكيل خانواده و كسب صميميت هستند، مي‌گويد: با افزايش سن ازدواج و موانع بر سر راه ازدواج جوانان، كسب اين صميميت با موانعي روبه‌رو گشته و باعث شده است كه بيشتر آنها با پيامد منفي اين مرحله رشدي يعني انزوا و تنهايي مواجه شوند.

وي ادامه مي‌دهد: به دنبال اين خلأ عاطفي موجود در زندگي جوانان كه به خاطر عدم‌تشكيل خانواده در آنها ايجاد شده است، جوانان اين نياز به صميميت را با رفع و رجوع كردن نيازهاي يك موجود فانتزي و بي‌جان و ابراز علاقه به او جبران مي‌كنند.

اين روانشناس اظهار مي‌دارد: افراد در سنين اواخر جواني و ميانسالي نيز وارد مرحله زايندگي در برابر ركود مي‌شوند و از لحاظ رواني به دنبال دست يافتن به حس زايندگي هستند، اما در صورت عدم دريافت چنين حسي، دچار ركود مي‌شوند. اما اين زايندگي به چه صورت به دست مي‌آيد؟ حس زايندگي از طريق بچه‌دار شدن، بزرگ كردن بچه‌ها، برقرار كردن جاي پاي محكم در دنياي كار و هر چيزي كه به نحوي حس زايش را در افراد ايجاد كند، به دست مي‌آيد.

به گفته وي، در صورتي كه فرد احساس كند كه چنين زايشي نداشته است و كاري نكرده كه به دوام و بقاي بشر كمك كند، دچار حس ركود مي‌شود. بنابراين به دنبال كسب حس زايندگي ممكن است دست به كارهاي غير‌طبيعي بزند، براي مثال زن و شوهري كه توانايي فرزند‌دار شدن را ندارند، به نوعي از بازي POU به عنوان يك راهبرد دفاعي بهره مي‌برند و انرژي غريزي مادري و پدري را كه به صورت طبيعي قابل جبران نيست، به صورت غير‌طبيعي از طريق رفع و رجوع كردن روزانه نيازهاي POU به دست مي‌آورند و اين فرايند در نهايت شخصيتي نامتعادل از آنان مي‌سازد.

به گفته شريفي‌باستان فردي كه زمان كافي براي برطرف كردن نيازهاي عاطفي فرزندان خود ندارد، در طول روز با سرگرم كردن خود به اين بازي به صورت فرضي به نوعي حس رسيدگي را در خود جبران مي‌كند و در نتيجه به صورت فرضي احساس كفايت و كارايي كرده و از ميزان احساس عدم‌كارايي خود مي‌كاهد.

وي در خاتمه تأكيد مي‌كند: به طور كلي بايد گفت اگرچه استفاده از بازي‌هايي چون POU اين امكان و توان را دارد كه تا حدودي به عنوان راهبرد دفاعي استفاده شود و از ميزان تنش، ناراحتي و اضطرابي كه ممكن است افراد در طول روز با آن مواجه باشند به صورت مقطعي بكاهد اما اثرات مخرب آن بيش از اثرات مفيد آن است، چراكه اگر از اين مكانيسم‌ها استفاده افراطي شود، منجر به تحريف واقعيت در افراد شده و از اينكه افراد بتوانند به صورت عقلاني مسائل را حل كنند، جلوگيري مي‌كند و به نوعي يك دروغگويي به خود است و در نهايت منجر به گسيختگي از واقعيت مي‌شود، چيزي كه عامل بيشتر بيماري‌هاي رواني در افراد است.

 
 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها