در حالي كه طبق اساسنامه اتحاديه عرب قرار بود طرح دفاع مشترك عربي (كه تشكيل ارتش مشترك عربي نيز در چارچوب آن قابل توجيه است) در دفاع ازفلسطين وعليه رژيم صهيونيستي شكل گيرد اما اين طرح در 67 سالي كه از اشغال فلسطين و اعلام موجوديت اين رژيم ميگذرد به طور جدي پيگيري نشد و در چند ماهي كه از خيز جديد براي به جريان انداختن اين طرح ميگذرد جاي آزادي فلسطين و مقابله با تجاوزات واشغالگريهاي اين رژيم در آن خالي است. هر يك از دو كشور مصر و عربستان كه در رقابتي تنگاتنگ با يكديگر در پي احياي طرح دفاع مشترك عربي و تشكيل ارتش مشترك عربي هستند، اهداف كاملاً جداگانهاي پيگيري ميكنند كه باز در اهداف هر دو كشور جاي فلسطين خالي است.
در مصر دولت السيسي كه جاي جنبش اخوان المسلمين نشسته در پي آن است به موازات استمرارسياست سركوب و مشت آهنين درداخل عليه جنبش اخوان المسلمين درخارج نيز به پشتوانه ارتش مشترك عربي به سركوب شاخههاي منطقهاي اخوان المسلمين به خصوص در ليبي بپردازد. به نظر ميرسد دولت السيسي از اين نگران است كه رشد و تقويت گروههاي اسلام گرا در ليبي به تقويت شاخههاي مصري آنها منجر شود و چالشهايي جدي براي دولت نوپاي وي فراهم كند. با وجود تفاوتهاي بنيادي كه بين شاخههاي مختلف اسلامگرا در مصر و ليبي از جمله ميان اخوان المسلمين يا ديگرگروههاي انحرافي و تكفيري همچون داعش و القاعده و شاخههاي محلي آنها وجود دارد اما دولت مصربراي آنكه بتواند از مشروعيت بينالمللي مبارزه با داعش و القاعده در مبارزه با اخوان المسلمين برخوردار شود همه آنها را در يك جبهه قرار ميدهد و هيچ تفاوتي را بين آنها قائل نيست. اما در مقابل، عربستان نه تنها بعد از مرگ ملك عبد الله و روي كار آمدن ملك سلمان (كه البته به علت ابتلا به بيماري آلزايمررشته امور را به فرزند خود محمد بن سلمان سپرده است) از رويكرد قبلي خود در مبارزه با اخوان المسلمين دور شده بلكه در اقدامي تاكتيكي براي مقابله با حوثيها در يمن به اخوانيهاي اين كشور نيز نزديك شده است. البته عربستان قصد داشت از نزديكي به اخوان المسلمين از حمايت و پشتيباني تركيه در تجاوز نظامي به يمن نيز برخوردار شود كه در اين زمينه با شكست و ناكامي مواجه شد و اكنون تركيه به همراه پاكستان وعمان در كنار ايران ائتلاف جديدي را تحت عنوان ائتلاف ضد جنگ تشكيل دادهاند كه به نظر ميرسد روز به روز جايگاه منطقهاي و بينالمللي آن تقويت خواهد شد.
به هرحال از آنچه گفته شد مشخص ميشود تشكيل ارتش مشترك عربي نيازمند وجود تهديد و دشمن مشترك است و در وضعيت كنوني حتي در بين دو مدعي اصلي تشكيل ارتش مشترك عربي يعني مصر و عربستان در خصوص تهديد و دشمن مشترك اتفاق نظر وجود ندارد.
بر اين اساس به نظرمي رسد يكي از دلايل عوامل حمله شتاب زده عربستان به يمن در آستانه نشست سران عرب در شرم الشيخ اين بود كه تصور ميكرد اگر منتظر برگزاري اين نشست بماند مجوز لازم را از آن براي حمله به يمن دريافت نخواهد كرد. از اين رو عربستان با اين تجاوز ميخواست هم شركت كنندگان در نشست شرم الشيخ را براي حمايت از تجاوز نظامي به يمن در برابرعمل انجام شده قرار دهد وهم اينكه ابتكار عمل را در طرح تشكيل ارتش مشترك عربي در دست بگيرد و آن را در جهت اهداف و سياستهاي خاص خود هدايت و مديريت كند. اما شاخصهاي موجود نشان ميدهد عربستان در هر دو هدف با شكست و ناكامي مواجه شده است زيرا همچنانكه ملاحظه ميشود و در جريان مخالفتهاي تركيه و پاكستان با مشاركت در ائتلاف عربستان مشخص شد روزبه روز حمايتها ازتجاوز نظامي عربستان به يمن كاسته ميشود و با وجود اينكه بيش از دو هفته از مهلت يك ماهه اتحاديه عرب براي برگزاري رؤساي ستاد ارتشهاي عربي ميگذرد اما هيچ گام عملي دراين زمينه برداشته نشده است. بر اين اساس ميتوان گفت طرح تشكيل ارتش مشترك عربي مرده به دنيا آمده است.