
ديروز مراسم توديع سردار احمديمقدم، فرمانده سابق نيروي انتظامي بود. وي پس از 10 سال خدمت به امنيت كشور، مسئوليت را واگذار كرد تا سردار ديگري اين مسير پرمخاطره را بپيمايد. هر قدر با خود كلنجار رفتم كه اين وجيزه را ننويسم نتوانستم، چرا كه احساس كردم فهمي از عملكرد سردار دارم كه بازگو نكردن آن نوعي ناسپاسي نسبت به عملكرد 10 ساله يك مرد خستگيناپذير است. سردار احمديمقدم را سالهاست ميشناسم. خدمات وي در بسيج پيشزمينه و زحمات وي در نيروي انتظامي پسزمينه اين نوشته است. سردار احمديمقدم در حوزه رسالت و ماموريت خود متدها و روشهايي را به خدمت گرفت كه براي يك فرمانده پليس در جامعهاي مثل ايران ستودني است.
1- احمديمقدم پيش از آنكه فهم امنيتي- انتظامي از كشور داشته باشد نگاه اجتماعي را بر خود و تصميمات نيروي انتظامي حاكم كرد. عرصه اجتماع را خوب ميشناخت و قوه قهريه را مبتني بر منطق اجتماعي ظهور و بروز ميداد. خصايص جرم و زمينههاي آن را اجتماعي ميديد و اجتماعي تحليل ميكرد.
آسيبشناسي اجتماعي رويكرد قالب بر نگاه وي بود و اين مهم انعطاف عملي و كلامي وي در مواجهه با تحولات را تسهيل ميكرد.
2- سردار آخرين متدهاي علمي و سنجشهاي محيطي- اجتماعي را مبناي برنامهريزي، قضاوت، تعامل و برخورد نيروي انتظامي قرار ميداد. تلاش ميكرد آخرين تجهيزات و پيشرفتهترين آن را به كار بگيرد و در اين مسير آنقدر برجسته حركت ميكرد كه برخي كشورهاي همسايه به سراغش آمدند تا از تجربيات وي در مواجهه با معضلات اجتماعي و امنيتي استفاده كنند. احمديمقدم روزآمد بود اما اين روزآمدي او را در حوزه روشنفكري و تجاهل عمدي سوق نداد. ضمن پايبندي بر اصول بر اساس آخرين متدها و دستاوردهاي جهاني و تجربيات موفق موجود مديريت ميكرد.
3- دل احمديمقدم دريايي بود؛ نه مشكلات دروني نيروي انتظامي همچون كمبودهاي مالي و نيروي انساني و نه معضلات پيچيده ماموريت همچون حوادث شش ماهه بعد از فتنه 1388 خللي در اراده و شخصيت وي وارد نكرد. هيچ مشكلي او را تسليم نكرد و همچون كوه در برابر مشكلات ميايستاد.
4- شجاعت احمديمقدم مثالزدني بود، اين شجاعت نه فقط در برخورد با جرم كه در پذيرش اشتباهات هم بود. ايشان به عنوان مدير بخشي از قوه قهريه كشور بارها از عملكرد پليس عذرخواهي كرد. آخرين بار نيز يك هفته پيش به خاطر حادثه كهريزك عذرخواهي كرد. عذرخواهي چند باره پليس در كشورهاي جهان سوم امري بيسابقه است. اتفاقاً اين مشي نه تنها به اقتدار وي آسيب نزد كه فهيم بودن وي و فهم اجتماعي وي را گوشزد و براي همه جذاب مينمود.
5- احمدي مقدم واقعاً خسته نميشود. روح بلند، ذهن فعال و خلاق و سرعت گرهگشايي او مثالزدني است. او روحيه برخورد با همكاران و در عين حال توجه به آنان را با هم پيش ميبرد.
6- احمدي مقدم اقتدار پليس را واقعي و حقيقي كرد، پاسگاهها و كلانتريها را نسبت به عملكردشان پاسخگو كرد. سيستم دسترسي مردم براي انتقاد و شكايت از پليس را تقويت كرد و با كوچكترين تخلف يا سوءاستفادههاي احتمالي در پليس تا آنجا كه مطلع ميشد به شدت برخورد كرد.
7- اعتماد به نفس سردار مثالزدني است. هيچ موقع دچار انفعال و خمودگي روحي نشد، در مقابل حجم ماموريت خصوصاً پس از فتنه 1388 سر خم نكرد و الگويي براي مديريت بحران از خود بر جاي گذاشت. اميد است تجربيات اين مرد بزرگ در بخشهاي ديگر نظام مورد استفاده قرار گيرد. او اهل آرامش و استراحت نيست. او از روزي كه به كردستان رفت تا ديروز كه توديع شد استراحت را بر خود حرام كرد.
خدا قوت سردار
* مدير مسئول روزنامه جوان