کد خبر: 705475
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۴
رانندگي همراه جسد شوهر در جاده چالوس
زني كه متهم است شوهرش را به خاطر بدرفتاري اش به قتل رسانده با رضايت اولياي دم از مجازات قصاص نجات پيدا كرد.
به گزارش خبرنگار ما اسفندماه سال 91 زني به ماموران پليس خبر داد كه شوهرش گم شده است. او گفت شوهرم كه ناصر نام دارد چند ماه قبل خانه را ترك كرد و ديگر برنگشت. او مي‌خواست براي كار به عسلويه برود. هرچه با گوشي او تماس گرفتم تلفن او خاموش بود. فكر مي‌كردم كه روزي به خانه بر مي‌گردد اما خبري از او نشد و حالا درخواست كمك دارم.

بعد از مطرح شدن شكايت كارآگاهان مشخصات ناصر را بررسي كردند و فهميدند كه مدتي قبل جسدي با همين مشخصات در جاده چالوس كشف و به عنوان فرد ناشناس دفن شده است. همسر ناصر وقتي تصاوير جسد را ديد حالش بد شد و گفت كه جسد متعلق به شوهرش نيست. تحقيقات درباره اين پرونده ادامه پيدا كرد و كارآگاهان در بررسي بيشتر متوجه شدند كه ناصر و همسرش هميشه با هم اختلاف داشتند بنابراين به زن ميانسال كه سحر نام داشت مظنون شدند و از او تحقيق كردند. سحر در تحقيقات ابتدايي گفت كه از ماجراي ناپديد شدن شوهرش خبر ندارد اما در بررسي‌هاي بيشتر راز ناپديد شدن او را فاش كرد. او گفت شوهرم مرد بداخلاقي بود و مواد مصرف مي‌كرد. هميشه من و دخترم را كتك مي‌زد. روز حادثه وقتي از خواب بيدار شد مواد مصرف كرد و ساكش را بست و گفت كه مي‌خواهد براي كار به عسلويه برود. بعد به اتاق دخترم رفت و بدون دليل شروع به كتك زدن او كرد. كتاب‌هايش را پاره كرد و گفت نبايد به دانشگاه برود. وقتي به هواخواهي دخترم دخالت كردم دخترم را در اتاق حبس كرد و شروع به كتك زدن من كرد. با ميله بارفيكس كه كنارم افتاده بود ضربه‌اي به سرش زدم كه افتاد و بيهوش شد. بعد او را خفه كردم و جسد را به داخل اتومبيل منتقل كردم. ماجرا را به دخترم گفتم و او پشت فرمان نشست و جسد را به جاده چالوس منتقل كرديم و داخل دره‌اي انداخته و به خانه برگشتيم. متهم گفت دخترم در ماجراي قتل دخالت نداشت و براي حمل جسد به من كمك كرد. مدتي بعد از حادثه بود كه ماموران گفتند جسدي را پيدا كرده‌اند كه مشخصات آن با شوهرم مطابقت دارد. وقتي به پزشكي قانوني رفتم ماموران عكس شوهرم را به من نشان دادند كه حالم با ديدن آن بد شد. به دورغ گفتم كه جسد متعلق به شوهرم نيست.

دختر متهم نيز وقتي تحقيق شد حرف هاي مادرش را تاييد كرد. او گفت روز حادثه در اتاقم مشغول درس خواندن بودم كه پدرم وارد شد. كتاب‌هايم را پاره كرد و كتكم زد. وقتي مادرم دخالت كرد او را به اتاق پذيرايي برد و در اتاقم را بست. من صحنه قتل را نديدم و از آن خبر ندارم اما در انتقال جسد به مادرم كمك كردم.

تحقيقات بازپرس درباره پرونده كامل شد و پرونده براي رسيدگي روي ميز هيات قضايي شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. روز گذشته بعد از رسميت پيدا كردن جلسه نماينده دادستان تهران براي دادگاه توضيح داد كه سحر موفق به جلب رضايت اولياي دم شده و درخواست دارد تا او از جنبه عمومي جرم مجازات شود.

سپس سحر در جايگاه قرار گرفت و اتهام خودش را پذيرفت. او گفت من قصد كشتن شوهرم را نداشتم. او مرد بداخلاقي بود و خانواده‌اش هم اين موضوع را تاييد مي‌كنند. روز حادثه وقتي دخترم را كتك زد با هم درگير شديم و حادثه اتفاق افتاد. متهم در آخرين دفاع از هيات قضايي درخواست گذشت كرد. قضات دادگاه بعد از ختم جلسه وارد شور شدند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار