سيد حميد مير آقايي
طليعهداران جنبشهاي فكري را بايد افرادي دانست كه قابليتهاي فكري و انديشهاي آنها از ظرفيتهاي بازدارنده پيرامونشان قويتر و منسجمتر است. اين افراد گاه محيط تاريخي و اجتماعي يا بينشي و اعتقادي پيرامون خود را به چالش ميطلبند و با طرح انگارههايي متفاوت چشماندازهاي جديدي را در افق خرد جمعي و اجتماعي جامعه تصوير و ترسيم ميكنند.
اهميت اين افراد به لحاظ روششناسي بيش از هر چيز از چالشي دو سويه برميخيزد كه از يك سوي مانند هر انديشمند ديگري محصول نگرشهاي محيط پيرامون خود و طبيعتاً نمايندهاي از اين نگرشها هستند و از سوي ديگر برخلاف انديشمندان جامدانديش مسئوليتهاي انديشهاي خود را فراتر از وضعيت جامعه در شكل دادن به حجمهاي جديد و ترسيم اضلاعي نو ميبينند. كساني كه از تكاپوي ميان اين دو عامل انديشههاي معتدل را ميآفرينند، طليعهداراني هستند كه هر چند تعداد آنها در طول تاريخ هميشه كم بوده است، ولي از تأثيرات بسيار كيفي، مؤثر و تكاندهندهاي برخوردار بودهاند.
هنگامي طليعهداري جنبشهاي فكري اهميت بيشتري دارند كه اين پيشتازي در عرصههاي اجتماعي و اعتقادي صورت گيرد. آداب و رسوم و پارهاي از اعتقادات به معناي عام كلمه كه شامل تعصبات نيز ميشود از ديرپاترين مايههاي زندگي بشري هستند. دست يازيدن به انگارههايي كه پالايش اين انگارهها را در مسيري عقلاني سامان دهد استواري و دانايي لازم را به نقش و قدرت تاريخي آداب و رسوم ميطلبد.
تقريب در صدر جنبشهايي از اين دست قرار دارد. اين عرصه طليعهداران بزرگي را همچون سيد جمالالدين اسدآبادي، آيتالله بروجردي، شيخ شلتوت و. . . به خود ديده است. برداشت از تقريب تحت تأثير اين افراد بهتدريج از يك وضعيت انگآفرين به سمت يك وضعيت ايدهآل و خداخواهانه پيش رفته است. طبيعتاً نقش امام خميني در اين زمينه بسيار مهم و اساسي بوده است، چه آنكه تنها پس از شكلدهي به انقلاب اسلامي بود كه تقريب فراتر از تأثيرات صرفاً اعتقادي عرصههاي سياسي و اجتماعي را نيز دستخوش تغييراتي قرار داد. مركز تحقيقات مجمع جهاني تقريب كه اصليترين وظيفه خود را گسترش ادبيات تحقيقي تقريب و شكل دادن به پژوهشهاي كاربردي و علمي پيرامون اين مقوله ميداند، معرفي طلايهداران تقريب و شناساندن انديشههاي پيشتاز و تجربههاي بهجا مانده از آنان را يكي از نخستين گامها و پيشنيازها به شمار ميآورد. معرفي طليعهداران تقريب از آن جهت ضروري است كه انديشه تقريبي در تار و پود خود يك جنبش اصلاحي و تحولطلب است. جنبشهايي از اين دست اگر بخواهند راه خود را سرزنده و پويا ادامه دهند بايد بيش از هر چيز به بازخواني پروندههاي گذشته خود دست زنند. در اين صورت نه تنها رونق و نشاط ادبيات و فرآوردههاي گذشته خود را از دست نخواهند داد، بلكه كاركردها و كارويژههايشان نيز ناتمام نميماند و در چنبره ايستايي فرو نميرود. تقريب نيز اين امكان را دارد كه با بهرهگيري از مايههاي علمي بهجا مانده از گذشته و تلاش براي ايجاد افقها و عرصههاي جديد علمي و پژوهشي از يك سوي ادبيات گذشته خويش را بارور و از سوي ديگر زمينههاي كاربردي تحقيق اهداف نهايي و آرماني خود را عينيتر و عملياتيتر كند. اگر تقريب بياعتنا به ميراث درخشان گذشته و فارغ از دلبستگي به تلاشهاي بزرگان خويش در سالهاي قبل، بر آن باشد كه همه گرههاي مناسبات تقريبستيزانه را به دست امروزيان بگشايد نتيجه كار چيزي بيش از ارائه توصيههاي پراكنده و بعضاً كمعمق نخواهد بود. كتابي كه از آن سخن ميرود، وجهه همت خود را بر معرفي و شناسايي سيد جمالالدين حسيني نهاده است كه يكي از چند شخصيت اصلي عرصه تقريب است. اين نوشتار به قلم پژوهشگر ارجمند جناب آقاي محمدجواد صاحبي در مركز تقريب تحقيقات قم تهيه شده است. اميد آنكه با عطف نظر بيشتر پژوهشگران حوزوي و دانشگاهي به تقريب زمينه شكلگيري تدوين و تعريف طرحهايي از اين دست به صورت گستردهتري ايجاد شود.