طبق نظريه اخترشناسان ستون عقبگرد، به دليل اينكه ديروز رئيس سازمان دامپزشكي از ردپاي سرب در گوشت مرغ خبر داده و با آنكه وزارت جهاد كشاورزي بارها قيمت منطقي هر كيلوگرم گوشت مرغ (تازه پركنده روتوش شده و از كارواش گذشته) در بازار مصرف را نهايتاً 7هزار تومان اعلام كرده است، قيمت اين محصول پروتئيني و پرمصرف به مرز 8 هزار تومان نزديك شده و ميرود كه بدون در زدن وارد اتاق شوراي رقابت شود كه البته با توجه به مازاد عرضه مرغ و عدم صادرات و نبود خريدار و حذف از چرخشدگي و خميربازي در توليد سوسيس و كالباس، علت آن هنوز مشخص نيست الا اينكه به همان سرب ربط داشته باشد. لذا واضح و مبرهن است كه وزن سرب در قيمت تمام شده مرغ مؤثر است. شايد شما هم اگر اين هوا را تنفس ميكنيد، ارزش رياليتان رفته باشد بالا.
البته گفته باشم كه هنوز شما مرغ ميخريد و نه سرب. شايد يكي دو سال ديگر شما برويد سرب بخريد تا در آن رگههايي از گوشت مرغ و اولاد آدم را بازيابي كنيد. چراكه رئيس سازمان دامپزشكي گفته است ميزان وجود سرب در گوشت مرغي كه مردم ميخورند درحد مجاز است. زياد هم فكر نكنيد كه اين حد مجاز چيست! هميشه از حد مجاز شروع ميشود و شوخي شوخي به حد غيرمجاز ميرسد و آنوقت دوران سربي آغاز ميشود. يك چيزي مثل دوره سنگي. دوره پيشامرغي. ژوراسيك. ژوهانسبورگ. ژيلا. ژوپيتر. ببخشيد باز قات زدم!
اولاد آدم اين نكته را هم اضافه كند كه وابستگي 90 درصدي به واردات خوراك دام، طيور و آبزيان در غياب اقتصاد مقاومتي ميتواند يكي از موضوعاتي باشد كه در پرونده مرغهاي سربي به كار آيد. به قول شاعر: به چه كار آيدت ز سرب طبقي/ از گلستان من ببر مرغكي / وقتي سرب، كيلو كيلو در هوا باشد / شعر من، شكر دلربا باشد....
بله ميان كلاممان شكر. الان اگر باز از شكر بگويم آن هم وسط سخنراني ميان سرب و مرغ و خوراك دام! يكدفعه راپورت ميدهند به سردبير كه اين ستون طنز نيست و گزيده اخبار است! پس يك ريزه شكر بپاشم و بروم سراغ نمك. نه فلفل. نه سرب. اصلاً هرچي! جانم برايتان بگويد كه همزمان با تحركات مشكوك مرغي در تمامي نواحي سوقالجيشي كشوري، عمليات واردات فراكشوري شكر آغاز شده است كه نشان از شيريني كام مردم ميدهد. حالا اگر نان نبود، شكر كه هست. فقط بايد شتاب كنيد، چون ميآورند و به ما نشان نميدهند و باز ميبرند يك جاي ديگر. به اين ميگويند فرآوري. يعني همان كاري را كه با پوست گاو و گوسفند نميتوانند بكنند. ميپرسيد كه يعني چه؟ مگر من مثل بچه آدم برايتان توضيح ندادم. اصلا تريبون را ميدهم به يك نفر ديگر. بله. و اينك اين شما و اين معاون فلان و بهمان وزارت چيچي!
معاون وزير جهاد كشاورزي، با بيان اينكه ممكن است اجازه واردات شكرخام داده شود، گفت: اين موضوع هنوز قطعي نشده، ولي در صورت اطمينان از عدم توزيع داخلي و صادرات مجدد، پس از فرآوري ممكن است مجوز واردات داده شود. يعني شكرها دلشان تنگ شده و ميرويم مثلاً از داداش فيدل شكر ميخريم ميآوريم به ايرانگردي تا دلشان باز شود و بعد كه خوب چرخانديمشان، ميبريم گينه بيسائو و اگر پول نداشتند بخرند، خيرات ميكنيم تا ذخيره دنيا و آخرت مردممان بشود. اينطوري هم كوبا، سيگارش چاق ميشود، هم شكرها دلشان باز ميشود، هم ايرانگردي رونق ميگيرد، هم شما يادتان ميرود كه سرب ميخوريد و نه مرغ، هم هزار و يك جور درد بيدرمان علاج ميشود.
ما اصولا كارشناسان اقتصادي خوبي داريم. تمام نسخههايي كه پيچيدهاند، تا حالا نامبر وان بوده است. فكرش را بكنيد به جاي يكم وان سرب، يك وان شكر داشته باشيد كه درونش شيرجه بزنيد. آنهم اينجا نه. هر جا.
بعد از تحرير: اين به اولاد آدم ربطي ندارد كه هفته پيش وزير محترم جهاد يك عرايضي كرده بود و حالا رئيس سازمان دامپزشكي جواب آن عرايض را با مرقومه بالا داده بود. نگوييد كه نميدانيد قصه چيست! وزير جهاد كشاورزي هفته پيش با يادآوري برخي شايعات مبني بر وجود سرب در مرغ گفت: تاكنون هيچ دستگاه مسئولي چنين ادعايي را تأييد نكرده است. محمود حجتي در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري خانه ملت با يادآوري برخي شايعات مبني بر وجود سرب در مرغ گفت: هيچ رسانهاي حق اظهارنظر درخصوص سلامت موادغذايي را ندارد زيرا تنها متولي اين حوزه وزارت جهاد كشاورزي سازمان استاندارد و دستگاههاي مسئول هستند. حجتي با بيان اينكه دستگاههاي مسئول از جمله وزارت جهاد كشاورزي وزارت بهداشت سازمان غذا و دارو و سازمان استاندارد متولي سلامت مواد غذايي مردم بوده و ميتوانند در اين حوزه اظهارنظر كنند تصريح كرد: تاكنون اظهارنظري از سوي اين دستگاهها در خصوص وجود سرب در مرغ وجود نداشته است. وي ادامه داد: درخصوص مواد خام دامي چون مرغ سازمان دامپزشكي ميتواند اظهارنظر كند و اگر اين سازمان به وجود سرب در مرغ اعتراف كند به طور حتم جلوي استفاده آن گرفته خواهد شد.
نتيجه: اعتراف سازمان دامپزشكي صورت گرفت اما در حد مجاز. عجب اعتراف مشكوكي.