به گزارش خبرنگار ما، بعد از اينكه نماينده دادستان تهران براي قضات شعبه 113 دادگاه كيفري توضيح داد كه مرد 40 ساله چگونه از سوي دادسرا مجرم شناخته شده است، اوليايدم كه فرزندان مقتول بودند به دادگاه گفتند كه خواستهاي جز قصاص متهم ندارند.
سپس نيما كه از سه سال قبل در بازداشت به سر ميبرد در جايگاه قرار گرفت و اتهام را پذيرفت. او گفت: وقتي متوجه شدم كه پسر 14 سالهام از سوي مرد همسايه مورد آزار قرار گرفته است حال بدي به من دست داد. چند روزي بود كه حال پسرم بد شده بود. بعد فهميدم كه يكي از نزديكان مقتول پسرم را به بيمارستان منتقل كرده است و پزشكان هم تعرض به او را تأييد كرده بودند. وقتي با اين موضوع مواجه شدم تصميم گرفتم كه سياوش را بكشم. من هميشه به او احترام ميگذاشتم. پسرم توضيح داد كه سياوش او را صدا زده و به بهانهاي داخل خانه برده و بعد او را اذيت كرده است. وضعيت روحي پسرم خيلي بد بود. خودم هم وضع بهتري از او نداشتم و نميتوانستم اين وضعيت را تحمل كنم. يك روز در حال عبور از كوچه بودم كه ديدم در يك خودرو باز است. اسلحهاي كه داخل داشبورد بود را برداشتم و به خانه سياوش رفتم. وارد اتاقش كه شدم به او شليك كردم و خارج شدم. قاضي سؤال كرد: چرا در اولين بازجوييها درباره انگيزه قتل حرف نزدي؟ متهم جواب داد: ميخواستم حفظ آبرو كنم در حالي كه همان موقع بايد حقيقت را ميگفتم. آن زمان شاهداني بودند كه ميتوانستند گواهي دهند. مردي كه پسرم را به بيمارستان منتقل كرده بود حالا فوت شده و به شاهدان ديگر هم دسترسي ندارم. اگر آن زمان حقيقت را گفته بودم ميشد از پزشك هم تحقيق كرد اما اين كار را نكردم. هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم وارد شور شدند.