نخستين واقعيتي كه كودك در حدود سن شش ماهگي درمييابد اين است كه او و مادرش موجودي واحد نيستند. ممكن است مادر برود و بيايد و بعضي اوقات با او بازي كند، گاه به كارهاي ديگر بپردازد و او را تنها بگذارد. گاه عصباني و گاه مهربان باشد و به هر حال كودك به تدريج ميپذيرد كه موجودي جدا از مادر اما مورد حمايت اوست.
كودك علاوه بر مادر متوجه اشيا و ديگران ميشود. اين درك گاه براي او تبديل به تهديدي جدي براي از دست دادن مادر و رها شدن ميشود. به عقيده اكثر روانشناسان كودك، به همين دليل است كه كودكان هنگام دور شدن از مادرشان از تنها ماندن هراس دارند.
آنها در اين سن نميتوانند دلداري و دلگرمي اطرافيان را بپذيرند و پس از سن يك سالگي آن را قبول ميكنند.
تحقيقات نشان ميدهند كه اگر مادر فردي آرام باشد و كودك از عشق او نسبت به خود اطمينان داشته باشد براي مدت زمان طولانيتري غيبت مادرش را تحمل ميكند و ميزان ترس و نگراني او كمتر است.
عكس العمل كودكان نماد ترس و نگراني آنهاستگروهي از كودكان به محض اينكه متوجه خارج شدن مادر ميشوند آنچنان گريه سر ميدهند كه حتي به نظر ميرسد از نظر تنفسي دچار مشكل شدهاند و كبود ميشوند. آنها تا زمان بازگشت مادر همچنان گريه ميكنند و چيزي نميخورند. عدهاي از آنها براي نگه داشتن مادر چنين شيوهاي را انتخاب ميكنند.
اگر هر بار و به هنگام خارج شدن مادر چنين رفتارهايي تكرار شود نشان ميدهد كه كودك آرامش ندارد و علت اين امر رابطه بين كودك و مادر است كه آرامش ندارد. هنگامي كه كودكان با افرادي غير از پدر و مادرشان تنها بمانند دچار نگراني و هراس شديدي ميشوند. بهترين راهحل براي اين مشكل در درجه اول، برقراري يك رابطه سرشار از عشق و محبت از سوي مادر نسبت به كودك و در كنار آن ارتباط هرچه بيشتر با اقوام و آشنايان است.
برخي از مادران كودك را به بهانهاي به محل ديگر ميفرستند تا در غياب او بتوانند از منزل خارج شوند. جداييها، اضطراب و نگراني كودك را تشديد ميكند و باعث هراس شديد او از تنها رها شدن ميشود.
صحنههايي مملو از احساس گناهكودكان پس از تحمل جدايي از مادر، هنگام بازگشت او عكسالعملهاي متفاوتي از خود نشان ميدهند. برخي از آنها از ديدن مجدد مادر خوشحال ميشوند و گروهي از آنها هنوز از دست او عصباني هستند و او را عامل تنهايي و رها شدن خود ميدانند. اين امر معمولاً با مدت زمان جدايي و سن كودك رابطه دارد.
هرچه سن كودك بيشتر باشد ميزان تحمل و دوري برايش بيشتر است. اما اگر مدت زمان جدايي مادر به درازا بينجامد، كودك مادر را مقصر تنهايي خود ميداند، درصدد انتقام برآمده و پس از ديدن مادرش طوري وانمود ميكند كه انگار او را نديده است، فوراً به مكان ديگري ميرود، از حرف زدن با مادر امتناع ميكند و با اين رفتار ميخواهد مادرش را تنبيه كند. مادر با ديدن اين صحنهها احساس گناه ميكند.
چگونه به فرزندمان آرامش ببخشيم؟سعي كنيم لحظه جدايي لحظه آرامي باشد و هنگامي كه نزد كودك بازميگرديم حداقل براي چند دقيقه با او بازي كنيم. اگر قرار است او را نزد كسي بسپاريم، هرگز نبايد ناگهان غيبمان بزند. برخي از مادران كودك را به بهانهاي به جاي ديگر ميفرستند و در غياب او از منزل خارج ميشوند. چنين جدايي باعث هراس شديد كودك ميشود.
اگر فرزند شما دچار حمله هراس شده، بهتر است قبل از انجام هر كاري نزد او بمانيد تا آرامتر شود. سعي كنيد هميشه او را گرم، محبت آميز، بدون خشونت و اضطراب، راسخ و قاطع صدا كنيد. اين كار باعث ميشود تا حد غير قابل تصوري به ميزان آرامش فرزند شما بيفزايد. اگر مادر آرام باشد و كودك از عشق او نسبت به خود اطمينان داشته باشد ميزان ترس و نگراني كودك هم كمتر ميشود.
هيچ وقت فرزند خود را به علت استرس، ناراحتي، غم، اندوه و اشك مورد سرزنش و انتقادهاي پي در پي قرار ندهيد. بعد از دو الي سه ساعت از جدايي تلخ كودك از مادر، هنوز آن طور كه بايد و شايد آرام نشده است. لحظه جدايي كودك از مادرش به قدري براي او دردناك است كه با هيچ لحظه ديگري براي او قابل قياس نيست و در هيچ دورهاي از زندگياش درگير چنين اضطراب جدايي نخواهد شد. چگونگي مواجهه با اين مشكل هنر پدر و مادرها را ميطلبد كه با مطالعه و افزايش آگاهي و انجام يك سري اعمال روانشناختي مرتبط با فرزندداري به آرامش كودك كمك كنند.
تا حد امكان كودك را براي مدتي طولاني نزد ديگران نسپاريد به خصوص در ماههاي نخست زندگي، وجود رابطه با مادر امري حياتي است. به او قول بدهيد كه اگر اجازه بدهد برويد، پس از بازگشت چيزي برايش خواهيد آورد و با او بازي خواهيد كرد. اين رفتار باعث ميشود به كودك احساس آرامش طبيعي ببخشيد. با اين روشها كودك جدايي از مادر را به راحتي هضم و تحمل ميكند.