از توافقهاي هستهاي ميان ايران و گروه 1+5 بيش از يكسال گذشته اما همچنان بود و نبود توافق جامع قابليت استدلال و گمانهزني را حفظ است. البته تصور طرفين در 24 نوامبر 2013 اين بود كه مسير به خوبي تعريف شده و به صورت گام به گام يا تدريجي، اين توافق جزئيات لازم را پيدا كرده و به سرانجامي روشن خواهد رسيد؛ سرانجامي كه ضمن اثبات دوباره ماهيت صلح آميزبرنامه هستهاي كشورمان، استيفاي حقوق هستهاي را در فراسوي تحريمها و فشارهاي سياسي- اقتصادي و رواني غرب تضمين خواهد كرد. اما محتواي تمديد دوباره توافق موقت مويد اين است كه اختلافات ميان طرفين نه تنها در جزئيات، بلكه به كليات هم بازگشت نموده است. زياده خواهي امريكا و مانع تراشي دشمنان و رقباي راهبردي ايران، اصليترين عوامل تقدم يافتن تمديد مجدد بر توافقي ماهيتي و جامع به شمار ميرود.
يكي از ابعاد تحليلي اين مذاكرات و خروجيهاي آن، ارزيابي نوع پيشرفتهاي حاصله است. البته ابتدا بايد به اين پرسش پاسخ داد كه آيا توافق وين پيشرفت داشته است؟مذاكرات وين 10 هرچند به توافق جامع منجر نشد اما بدون پيشرفت در اين زمينه هم نبود. همه طرفهاي مذاكراتي تأكيد و تصريح نمودهاند اين مذاكرات با «پيشرفت»هايي همراه بوده است؛ خواه درجه اين پيشرفتها به عنوان «جدي» (نگاه وزارت خارحه امريكا) يا چيزي كمتر از آن عنوان گردد. البته ايران نيز اين نتيجه را هم در زمينه اثبات عدم تعامل طرفهاي غربي و هم جلوگيري از به هم خوردن مسير تعامل، مدنظر قرار داده است. البته اين پيشرفتها اگرهم «جدي» بوده باشند، اما «كامل» نبودهاند و از اين رو، همچنان ابعادي از آنچه ميتوانست توافق جامع را تكميل و نهايي نمايد، «نيازمند مذاكره» باقي ماند؛ ابعادي كه طرفين هفت ماه مذاكره در اين رابطه را «ضروري» دانسته و در تمديد دوباره گام موقت توافق ژنو گنجاندهاند. رضايت نسبي از توافق حاصله، رويكردي است كه ميان همه طرفهاي مذاكراتي به نوعي مشاهده ميشود. البته برخي طرفها ارزيابيهاي برجسته تري از اين رضايت مندي داشتهاند. پيشرفت چشمگير توافقي در وين 10 به عنوان رويكرد امريكا را ميتوان مثال زد. از زبان مقامات دولت امريكا، مذاكرات وين 10 نه تنها شكست نبوده بلكه پيشرفتهاي چشمگيري در مقايسه با گذشته داشته است.
در مورد اينكه چه كسي برنده اصلي اين رقابت مذاكراتي و نتيجه موسوم به تمديد دوباره چه بوده است، برداشتهاي مختلفي وجود دارد. يك برداشت اين است كه امريكا با جلوگيري از تعميق روند رفع تحريم ها، مانع از انتفاع مناسب ايران از پيشرفتهاي حاصله در مسير مذاكرات اخير بوده است. بنابراين، تمديد به دليل استمرار تحريمها و به تأخير انداختن تعليق و لغو كامل آنها، گزينهاي به نفع غرب بوده است. يك ديدگاه هم وجود دارد كه بر اساس آن، ايران بدون آنكه تعهدات جديدي را براي مدت هفت ماهه آتي بپذيرد، موفق شده است تعليق تحريمها و دريافت ماهانه مبالغي از درآمدهاي مسدود شده را به دست آورد. اين ارزيابي در حالتي معنا دارد كه با تمديد چهار ماهه مقايسه شود. زيرا در تمديد اول وين، ايران در مقابل آزادسازي اين درآمدهاي مسدود شده ناگزير به پذيرش تعهدات جديد از جمله در رابطه با رقيقسازي اورانيوم غني شده زير 2 درصد و همچنين تبديل كردن موجودي اكسيد اورانيوم غني شده 20 درصد به صفحات سوخت شد. آنچه در بالا اشاره شد، يك ارزيابي خرد و جزئي از خروجيهاي تمديد دوباره توافق ژنو بر پايه «تحليل از درون» يا مداقه در «متن» يك مذاكره و توافق هستهاي بود. در عين حال، تحليل كلان اين نتايج و پيامدهاي تمديد دوباره در قالب «فرامتن» هم نيازمند بررسي و تامل خواهد بود.