توليد پسماند يا به عبارت سادهتر زباله، بخش جدايي ناپذيري از زندگي روزانه ماست. هرچند توليد پسماند با مشكلات زيست محيطي مختلفي براي ما همراه خواهد بود ولي از ياد نبريم كه ميتوان با شناخت، كاهش توليد، تفكيك و آمادهسازي آن قبل از دفع، علاوه بر كاهش مشكلات پسماند، از آنها به عنوان مواد اوليه در توليد ساير محصولات جديد استفاده كرده و از فشار بر محيط زيست كاست.
رئيس كميسيون سلامت شوراي شهر تهران اخيراً از امكان كسب درآمد يكصد ميليارد توماني سالانه از محل جمعآوري زباله خبر داده است. به گفته وي سالانه 400 ميليارد تومان هزينه جمع آوري زباله در تهران ميشود درحالي كه با مديريت صحيح پسماند ميتوان حداقل يك چهارم اين هزينه را برگرداند و براي پاكيزگي و آبادي شهر استفاده كرد.
هزينه 400 ميليارد توماني جمع آوري زباله در تهران را چنانچه به تمامي كلانشهرها و همچنين ساير شهرهاي كوچك و بزرگ تعميم دهيم رقمي نجومي به دست ميآيد كه گوياي خسارت عظيم مالي است كه به دليل فقدان فرهنگ تفكيك زباله در خانوادهها و عدم مديريت مناسب پسماند به جامعه وارد ميشود.
بر اساس گفتههاي رحمتالله حافظي تنها در پايتخت روزانه يك ميليارد و 300 ميليون تومان هزينه جمعآوري زبالههاي شهر تهران ميشود و با اين وجود وضعيت پاكيزگي شهر چندان مناسب نيست و كنار بسياري از كوچهها يا مخازن زباله همچنان كيسههاي زباله وجود دارد و افرادي نيز شبانهروز در اين مخازن زباله در حال كاوش هستند.
بدون شك زبالهگردي افراد از سر تفنن و كنجكاوي نيست و آنان در اين جستوجو دنبال همان چيزي هستند كه از آن به عنوان طلاي كثيف ياد ميشود تا جايي كه در كلانشهرها، مافياي زباله شكل گرفته است و چرخش مالي اين مافيا ميلياردها تومان در ماه است.
توليد روزانه بيش از 50 ميليون كيلو زباله در ايران نشانگر دوبرابر بودن توليد پسماند در كشور نسبت به استاندارد جهاني است و با اين وجود كمتر از 10 درصد اين ميزان بازيافت شده و به چرخه بازميگردد و مابقي زبالهها يا در طبيعت رها ميشود يا در بهترين حالت ممكن دفن ميشود كه خود موجب آلودگيهاي ديگري براي محيط زيست است.
يك بار مصرفو چهار آسيب بزرگ
عليرضا حسينيكيا، كارشناس ارشد محيطزيست كه تحقيقات و مطالعات گستردهاي در زمينه پسماند انجام داده است كاهش استفاده از وسايل ماندگار و افزايش وسايل و ظروف يك بار مصرف را آسيبي بزرگ براي محيطزيست و از عوامل اصلي توليد انبوه زباله ميداند.
وي در يكي از پژوهشهاي خود در اين زمينه آورده است: در حالي كه در شرايط خاصي بايد از ظروف يكبار مصرف استفاده شود، در كشور ما اين ظروف در شرايط عام و خاص به طور گسترده مورد استفاده قرار ميگيرد؛ به طوري كه به راحتي اين ظروف را ميتوانيم در رستورانها، ادارات و محيطهاي پذيرايي مشاهده كنيم و عوارض ناشي از آن بسيار گسترده است و هزينههاي سنگيني بر دوش مديريت شهري ميگذارد.
حسينيكيا آسيبهاي استفاده از ظروف يك بار مصرف را به سه دسته اصلي تقسيم ميكند. 1 – آسيبهاي بهداشتي: اين ظروف از جنس پلاستيك هستند كه مواد پلاستيكي در دماي بالاي 65 درجه حرارت با آزاد كردن مولكولهاي خود در مواد غذايي از نظر بهداشتي باعث در خطر قرار گرفتن سلامتي استفاده كنندگان ميشوند كه حتي استفاده از اين ظروف سرطانزا نيز است. از طرف ديگر نحوه جمع آوري اين پسماندها كه گاه از بين پسماندهاي تر و آلوده جمع آوري و دوباره بازيافت ميشوند نيز حائز اهميت است كه البته كارگاههاي غير بهداشتي در اين امر را نيز نبايد ناديده گرفت. 2 – آسيبهاي زيست محيطي: طولاني بودن عمر اين ظروف و تجزيه ناپذيري از عمدهترين مشكلات زيست محيطي استفاده از ظروف يك بار مصرف پلاستيكي است در حالي كه استفاده از ظروف يكبار مصرف گياهي با عمر كوتاهي براي تجزيه باعث ميشود تا عمر اين كره خاكي افزايش يابد و زميني زيبا و پاكيزه براي فرزندانمان به ارمغان بگذاريم.
3 – آسيبهاي اقتصادي: از طرفي ثروت خدادادي همچون مواد نفتي به جاي اينكه در كشور به ساخت قطعات و تجهيزاتي صنعتي با كاربري بالا انجام شود و از مواد نفتي استفاده بهينه گردد ولي ما با ساخت ظروف يك بار مصرف پلاستيكي «طلاي سياه» را به چيزي كم بها تبديل ميكنيم كه استفاده از آن براي چند دقيقه است و دفع زباله آن نيز خيلي پر هزينه ميباشد. در ضمن به دليل كمبود كارخانههاي بازيافت بسياري از اين پسماندها به چرخه بازيافت باز نميگردند كه علاوه بر خطرات زيست محيطي هزينههاي مصرفي نيز جبران نميشود.
آشتي با بازيافت از طريق آموزش
بدون شك مراكز آموزشي و فرهنگي مهمترين مجموعهها براي ترويج فرهنگ حفاظت از محيط زيست هستند و مدارس، خانههاي فرهنگ و فرهنگسراها با اجراي برنامههاي جذاب آموزشي ميتوانند نقشي مهم و تعيينكننده در شكلگيري باورها و رفتارهاي مناسب در اين زمينه داشته باشند.
به عنوان مثال مجموعه كوچكي همچون يك كتابخانه مستقر در يك خانه فرهنگ يا سراي محله با توجه به شمار مخاطباني كه دارد به راحتي ميتواند برنامههاي مناسب آموزشي براي سنين مختلف تدارك ديده و اجرا كند.
چندي پيش به كتابخانه محل زندگي خود در شهرك راهآهن رفته بودم و در آنجا با يك نمونه جالب از برنامههاي مديريت پسماند و آموزش فرهنگ برخورد با زباله آشنا شدم.
كتابخانه پرتو از مراكز زيرمجموعه مراكز فرهنگي هنري منطقه 22 در اين زمينه طرح ارتقاي فرهنگ نظافت و بهداشت اجتماعي را با تأكيد بر كاهش توليد و تفكيك زباله از مبدأ با عنوان «ب، مثل بازيافت» برگزار ميكند.
ليلا فيضاللهي مدير كتابخانه پرتو درباره برنامه ابتكاري اين مجموعه ميگويد: ويژه برنامههاي طرح «ب، مثل بازيافت» در قالبهاي متنوعي با مضامين بازيافت براساس زمانبندي معين در مدارس، كتابخانهها و مراكز فرهنگي و هنري منطقه 22 برگزار ميشود.
وي با بيان اينكه براي حفظ حيات زمين پاك چارهاي جز توجه به بازيافت نداريم اظهار ميدارد: هدف از اجراي طرحهاي «بازيافت» مديريت پسماند، بهبود محيط زيست، از بين رفتن حيوانات موذي، استمرار سلامت شهروندي، كاهش هزينهها و رونق اقتصادي كشور و در نهايت ترسيم سبز سرنوشت زمين براي آيندگان است.
فيضاللهي ميافزايد: با اين رويكرد ويژهبرنامههاي طرح «ب، مثل بازيافت» از سوي كتابخانه پرتو با مشاركت اداره بازيافت ناحيه يك شهرداري منطقه 22 براي دانشآموزان و شهروندان برگزار ميشود.
وي با بيان اينكه آشنايي علمي با سرفصل سازمان مديريت پسماند شهرداري از جمله موضوعات آموزشي طرح به شمار ميرود، ميگويد: يكي از راههاي حفظ هر چه بيشتر تميزي و بهداشت محيط شهر، منطقه و محلهاي كه در آن زندگي ميكنيم در وهله اول اين است كه كمتر زباله و پسماند توليد كنيم و در مرحله دوم شايسته است كه نسبت به جداسازي پسماندها از همان ابتداي توليد آن در منزل مسكوني خود اهتمام بورزيم.
آموزش مديريت پسماند سرفصلهاي آموزشي متنوعي را دربرميگيرد و در اين طرح به اين پرسشها پاسخ داده ميشود كه: پسماند چيست؟ انواع پسماند كدامند؟ كدام پسماندها خطرناكند؟ و... .
در نشستهاي كارگاهي طرح «ب، مثل بازيافت» در عين حال مهارتهاي مربوط به جداسازي پسماندها در منزل، كم حجمسازي پسماندهاي خانگي، آمادهسازي پسماندها، رطوبتزدايي پسماندها و آشنايي با غرفههاي بازيافت و جمعآوري پسماند، به شهروندان آموزش داده ميشود.
مدير كتابخانه پرتو ميگويد: در طرح «ب، مثل بازيافت» تلاش بر اين است كه براي شهروندان بستههاي آموزشي مناسب طراحي و اجرا گردد.
فيض اللهي ميافزايد: در همين راستا براي دانشآموزان دبستاني برنامههاي هنري به صورت نمايشهاي آموزشي در حوزه حفاظت محيط زيست با همكاري كانونها و گروههاي هنري نمايشي محلات برگزار ميشود. همچنين براي دانشآموزان مقاطع بالاتر كارگاههاي آموزشي با حضور كارشناسان مجرب و آموزشگران اداره بازيافت ناحيه يك شهرداري منطقه 22 و براي ساير شهروندان نشستهاي كارگاهي موضوعي در نظر گرفته شده است و در كليه اجراها مسابقهاي برگزار و جوايزي نيز به نفرات برتر اهدا ميشود.
وي اظهار ميدارد: در قالب اين طرح همچنين به كليه شركتكنندگان بستههاي ويژه اهدا ميشود كه شامل كيسههاي زباله قابل بازيافت، بروشورهاي آموزشي مديريت پسماند و هديه است و اين بستههاي آموزشي با توجه به نوع مخاطب تهيه شده است.
به گفته وي همچنين مسابقه كتبي «ب مثل بازيافت» در اين طرح برگزار ميشود و تمامي شهروندان علاقهمند ميتوانند با شركت در اين مسابقه، ضمن آشنايي با دانشهاي تازه درباره بازيافت، از هدايا و جوايز مسابقه برخوردار شوند.
توسعه فرهنگ بازيافت و مديريت پسماند، در شهر و روستا
تا زماني كه مديريت پسماند و اصول اين طرح از سوي محيط زيست و ساير متوليان جدي گرفته نشود نميتوان اميدي به بهبود وضعيت داشت. بدون شك مديريت پسماند ابتدا بايد شامل مجموعهاي از اقدامات پيشگيرانه فرهنگي باشد، يعني همان شيوههاي آموزشي كه بايد توسط مسئولان و متوليان امر طراحي و اجرا گردد و مردم نيز با آن همراه شوند.
از سويي به دليل عدم اجراي طرح مديريت پسماند، در حال حاضر صنايع بازيافت به صورت بيمار و نيمه تعطيل فعاليت ميكنند، و اين در حالي است كه صنعت بازيافت در بسياري از كشورهاي جهان، صنعتي سبز و درآمدزاست كه نه تنها حافظ محيط زيست پاك بلكه اشتغالزا بوده و منشأ درآمدي سرشار است و عوايد آن به خود جامعه برميگردد.
از طريق مديريت پسماند و صنعت بازيافت در عين حال ميتوان برق و انرژي پاك توليد كرد و امكان توليد ميزان قابل توجهي برق از گاز حاصل از دفن زبالهها وجود دارد. در خاتمه ذكر اين نكته ضروري است كه معضل توليد زباله تنها مختص شهرها نيست و دامنگير روستاها نيز شده است، تا جايي كه به دليل فقدان همان اندك امكاناتي كه براي جمعآوري و مديريت زباله در شهرها وجود دارد، مراكز روستايي و شهرهاي كوچك نيز با انباشت زباله و خطرات زيست محيطي بيشماري روبهرو هستند و مزارع روستايي به دليل رسوخ پسماندها تبديل به منبع آلودگي شدهاند. از اين رو مديريت پسماند در دو سطح خرد و كلان يعني آموزش و اجراي تفكيك زباله از مبدأ و همچنين ايجاد صنايع بازيافت نه تنها در مراكز شهري، بلكه بافتهاي روستايي نيز بيش از پيش ضروري مينمايد.