طلسم تساويهاي دربي شكست و پرسپوليس در شبي كه يك – صفر عقب افتاده بود، در نيمه دوم بازگشت رويايي داشت و با دو گلي كه به ثمر رساند، دو - يك استقلال را شكست داد، آن هم در مسابقهاي كه بر خلاف دربيهاي قبل تماشايي بود.
تصورش از دربي هنوز مانند دربيهاي شلوغ سالهاي پيش است، همان دربيهايي كه آزادي جاي سوزن انداختن نداشت و حتي روي نورافكنهاي ورزشگاه هم جمعيت موج ميزد و ترافيك خيابانهاي منتهي به مجموعه آزادي را قفل ميكرد و باعث ميشد تا يك مسير چند دقيقهاي ساعتي طول بكشد. همين بود كه همان لحظه اول اتمام حجت ميكند و ميگويد: «آقا گفته باشم هر جا به ترافيك خورديم پيادتون ميكنم، گفته باشم! صدهزار نفر ميخواهند به ورزشگاه بروند شوخي كه نيست!» هر چقدر با او چك و چانه ميزنيم كه اين بار خبري از آن جمعيت و ترافيك نيست، باز هم حرف خودش را ميزند. در نهايت هم وقتي نه او كوتاه ميآيد و نه ما قبول ميكنيم كه هر جا پشت ترافيك گير كرديم پياده شويم، او بر ميگردد و ما با يك تاكسي داخل شهري راهي ورزشگاه ميشويم.

برخلاف هيولايي كه راننده آژانس از ترافيك دربي استقلال و پرسپوليس در ذهنش ساخته بود، خبري از ترافيك نيست و حتي زودتر از روزهاي قبل به ورزشگاه ميرسيم، آن هم در حالي كه شايد راننده آژانس حتماً در آن دقايق خدايش را شكر ميكند كه اين مسير را نيامده وگرنه بايد ساعتها پشت ترافيك ميماند! البته او شايد نميداند كه ديگر اين روزها، خبري نه از آن بازيهاي ديدني دربي است و تماشاگري كه ترافيك را براي تماشاي دربي سر و دست بشكند!
ورودي ورزشگاه خلوتتر از هميشه است، پسرك جواني كه بستههاي تخمه ميفروشد كار و بارش مانند قبلها سكه نيست ومي گويد: مثل دربيهاي قبل نيست، جمعيت ميآيد نه اما به اندازه بازيهاي قبل. بنري كه در دست يكي از تماشاگران است همه نگاه را به آن سمت بر ميگرداند. ميگويد استقلالي است و ديگر طاقتش از تساويهاي بدون گل استقلال و پرسپوليس، آن هم چهار بازي پشت سر هم طاق شده و همين است كه خلاقيت به خرج داده و در حالي كه با دو دوست پرسپوليسياش به ورزشگاه آمده روي بنر خواستهاش را خطاب به بازيكنان دو تيم نوشته: «جان مادرتان مساوي نكنيد!» از او ميپرسيم اگر اين بازي هم مساوي شود باز هم به ورزشگاه ميآيد كه ميگويد: «هر بار با خودم عهد ميكنم كه نيام اما باز ميام»!
نيمه اول دربي يك كپي از دربيهاي قبل بود. بازي در اكثر دقايق بيهدف و با پاسهاي اشتباه از سوي دو تيم دنبال ميشد و همان استرس و ترس از باخت باز هم باعث شده بود تا دو تيم كمتر دست به ريسك بزنند و نيلسون و فروزان بيشتر دقايق به زحمت نيفتند. همچنين بازي عصبي و فيزيكي بازيكنان دو تيم كه در چند مرحله ميرفت كار را به درگيريهاي فيزيكي بكشد، مانند درگيري محسن بنگر و آرش برهاني كه اگر جلويشان را نميگرفتند كار به زد و خورد ميكشيد. البته نيمه اول يك صحنه مشكوك به پنالتي هم داشت كه امير قلعه نويي را در كنار زمين از فرط عصبانيت به 100 رساند، صحنهاي كه در دقيقه 12 اتفاق افتاد و محسن بنگر در داخل محوطه جريمه هم توپ و هم بيك زاده را با هم درو كرد اما جهانبازي اعتقادي به خطا نداشت. سرانجام هم دو دقيقه مانده به پايان نيمه اول اين استقلاليها بودند كه توانستند دروازه پرسپوليس را باز كنند و سجاد شهباززاده كه اين فصل بهترين گلزن تيم قلعه نويي بوده روي سانتر خسرو حيدري از جناح راست، درشلوغي شش قدم با يك ضربه سرضرب، استقلال را به گل رساند تا دربي بعد از چهار بازي بالاخره گل داشته باشد.
نيمه دوم گرم تر از نيمه اول بود و تا دلتان بخواهد هم موقعيت گلزني و ضربه به تير داشت و هم گل!استقلاليها به دنبال حفظ گل زدهشان بودند و بيشتر روي ضد حملهها و فرار برهاني از چپ برنامه ريخته بودند. پرسپوليسيها هم براي جبران گل خورده چارهاي جز حمله نداشتند، همين بود كه 45 دقيقه دوم داغ تر بود و توپ به جاي اينكه در ميانه ميدان باشد روي دروازههاي دو تيم بود. در همان ابتداي نيمه دوم پرسپوليس ميتوانست گل مساوي را بزند اما ضربه سر محسن بنگر را محسن فروزان با يك شيرجه دفع كرد. دقيقه 72 بود كه مهدي طارمي كه يك دقيقه قبل آن ضربه برگردانش به تير دروازه فروزان خورد با يك ضربه سر، محمد نوري را در جلوي دروازه استقلال صاحب توپ كرد و كاپيتان پرسپوليس هم با يك ضربه بغل پا گل مساوي را وارد دروازه استقلال كرد و 10 دقيقه بعد هم اميد عاليشاه بك روي ضربه خطاي ارسالي هادي نوروزي از راست با يك ضربه سر گل دوم را زد تا پرسپوليس يك بازگشت رويايي داشته باشد و بازي يك – صفر باخته را دو – يك جلو بيفتد. البته عاليشاه به خاطر شادي بعد از گلش اخراج شد تا پرسپوليس 10 نفره شود، هر چند به آب و آتش زدن آبيها در 10 دقيقه آخر نتيجهاي نداشت و پرسپوليس 2 ـ يك برنده دربي 79لقب گرفت.