کد خبر: 687725
تاریخ انتشار: ۰۱ آذر ۱۳۹۳ - ۱۵:۴۵
واكاوي روش‌هاي حذف مشكلات دوران سالمندي
خانم بزرگ خيره شده به آيينه، با دست مدام چروك‌هاي صورتش را وارسي مي‌كنه. چروك‌هايي كه تا همين چند سال قبل عمقي نداشت امروز عميق‌تر از اوني شده كه بشه براش كاري كرد.
‌ زينب شكوهي طرقي

 زل زده به صورتش، جلاي چشماش و با خودش ميگه «من در آستانه فصلي تازه‌ام، فصلي كه در خط زمان از تولدم شروع شده. آيينه روبه‌روم داره اين رو به من ميگه، داره هشدار ميده به ورود به فصل جديد. من در آيينه دارم پيش پيش فصل سالمندي‌ام رو مي‌بينم. انسيه، دختر جوانم كه هميشه در آيينه زندگي ميكنه به من ميگه كه من در فصل خردمندي‌ام». لحظه‌اي در خودش فروميره و همانطور كه كلاف پيچيده افكار سالمندي را باز مي‌كنه ميگه: «جبهه نمي‌گيرم، هنوز نيامده آيه يأس هم نمي‌خوانم. بهترين راه اين است كه با اين فصل جديد همراه شوم». خانم بزرگ يك قدم عقب‌تر مي‌رود و انگار كه مي‌خواهد با گفتن يك واقعيت شهامتش را به رخ بكشد كمر راست مي‌كند و در آيينه به خودش نگاه مي‌كند، مي‌شنوم كه با صدايي از سر جرأت مي‌گويد: «من به آيينه روبه‌رويم، به جسم تمام‌قدم، به شروع اين فصل تازه از زندگي‌ام ميگم سلام». با خودم مي‌گويم چرا خانم بزرگ از ورود به سن ميانسالي هراس دارد؟ چرا از هفته پيش و مراسم تولد 60 سالگي تا به امروز آنقدر ذهنش مشوش شده است؟ مگر نه اين است كه هرچه سن و سال خانم بزرگ بيشتر مي‌شود ارزش و احترامش براي ما بيشتر مي‌شود؟ پس ديگر چه جاي نگراني است؟! من كه تا يادم مي‌آيد در گوش‌مان خوانده‌اند «فرقي نمي‌كنه بالاي شهر خونه‌ات باشه، يا وسط‌ها يا حتي پايين شهر، فرقي نمي‌كنه ساكن يك روستاي خوش آب و هوا باشي يا ساكن يك جزيره ايران؛ احترام بزرگ‌تر در هر شرايطي واجب است و حرف او بر حرف هركسي حجت است». اصلاً وقتي از خانواده اصيلي باشي و به اصطلاح خودمان اصيل‌زاده باشي، وقتي بچه‌اي باشي كه به قول قديمي‌ها سر سفره پدر و مادر بزرگ شده باشي حرمت بزرگ‌ترها مي‌شود جزء جدا نشدني و اصل زندگي‌ات. اگر اصيل زاده باشي نمي‌تواني به هيچ بهانه‌اي وقتي يك بزرگ‌تر وارد جمع مي‌شود روي دوپا بلندنشي و تمام‌قد سلام ندي و عرض احترام نكني. مطمئنم همه نگراني‌هاي خانم بزرگ با عبور از مرز 60 به همين افكار سطحي من خلاصه نمي‌شود. حتماً در آن سوي خط 60 سالگي بيماري‌ها، مشكلات، حرف‌ها، رفتارها و اتفاق‌هايي انتظارش را مي‌كشد كه از تصور آنها نگران است. اما مگر اقتضاي دوران سالمندي چيست كه تا اين اندازه ترس در وجودش انداخته است؟

باور كنيد هيچ چيز از دست نمي‌رود

دكتر پريا واحدي‌اصل، روانشناس

آن چه كه در مورد سالمندي و دوران مربوط به آن بيشتر جلب توجه مي‌كند تغيير شرايطي است كه در ديد سالمندان بيشتر از اطرافيان‌شان به چشم مي‌آيد. سالمندي كه تا چند سال پيش براي خودش كارمندي بوده، خانم خانه‌دار و مديري بوده كه در كمترين زمان، با بالاترين مقاومت جسمي مشكلات پيچيده را رتق و فتق مي‌كرده امروز وارد مرحله جديدي مي‌شود. مرحله‌اي مي‌شود كه نه تنها ممكن است به خودي خود از عهده مشكلاتش برنيايد بلكه بايد احتمال اين را هم بدهد كه رفته رفته وارد مرحله‌اي خواهد شد كه ممكن است حتي براي انجام كارهاي روزانه و شخصي‌اش هم نياز به كمك دوم شخص داشته باشد.

كسي كه تا ديروز خودش برنامه غذايي و ورزشي يك خانواده را تنظيم مي‌كرده با ورود به دوران سالمندي بايد از برنامه غذايي، دستپخت رژيمي و حركات ورزشي تبعيت كند كه ممكن است دوستشان نداشته باشد. البته بيشتر از دوست نداشتن‌ها اين اجبار از سوي اطرافيان است كه سالمندان را آزار مي‌دهد.

اگر ما هم خودمان را براي يك لحظه در چنين شرايطي قرار بدهيم صد درصد خواهيم ترسيد، نگران مي‌شويم و حجم زيادي از همه اين نگراني‌ها مي‌تواند خلق‌مان را تنگ كند، آستانه تحمل‌مان را پايين بياورد، سازگاري‌مان را با دور و بري‌ها كم كند، جمع‌گريزمان كند و در نهايت مبتلا به افسردگي. همه اين‌ها را گفتم تا بدانيد درك دوران سالمندي و شرايط سالمندان اتفاق كمي نيست.


بيماري‌ها و داروهاي رنگ و وارنگ جزء جدانشدني

دكتر فدائي‌وطن، متخصص طب سالمندي

بعضي‌ها مي‌گويند «پيريه و هزار درد و علت»، اگرچه اوضاع دوران ميانسالي به اين شوري كه گفته مي‌شود نيست اما بي‌نمك هم نخواهد بود! حقيقت دوران پيري اين است كه بدن ما كم‌كم قدرت اوليه خود را از دست مي‌دهد و با ضعفي كه در بدن‌مان ايجاد مي‌شود بايد احتمال اين را بدهيم كه بسياري از بيماري‌ها دير يا زود سراغ‌مان بيايد؛ البته اين را هم بايد گفت كه بيشتر بيماري‌ها ربطي به سن و سال افراد ندارد و اگر حتي در دوران سالمندي مراقب سلامت جسمي خودمان باشيم مي‌توانيم به داشتن بدني سالم‌تر و ابتلاي كمتر به بيماري اميدوار باشيم.

اصطلاحي در پزشكي به نام «چند ابتلايي» وجود دارد، وقتي كه فرد به چند بيماري به طور همزمان مبتلا شود در مورد او اين اصطلاح را به كار مي‌برند. نكته مهم در مورد بيماري‌هاي دوران سالمندي اين است كه بيش از نيمي از سالمندان 60 سال به بالا جزو كساني هستند كه در يك زمان واحد به دو يا چند بيماري مبتلا مي‌شوند. يعني فرد در يك زمان واحد به چند بيماري متفاوت مبتلا مي‌شود كه همه آنها در اثر ضعف بدني‌اش تشديد يافته‌اند اما ريشه يكساني ندارند.

دسته دوم از بيماري‌هاي مربوط به دوران ميانسالي مربوط به مشكلاتي است كه در اثر ابتلا به يك بيماري ايجاد مي‌شود مثلاً سالمندي كه مشكل ديابت دارد ممكن است در يك زمان واحد از مشكلات بينايي، بي‌حسي پاها و زخم دست‌ها رنج ببرد؛ يعني چندين اثر و عارضه ناشي از يك بيماري در يك فرد. اما نكته مهم اينجاست كه بسياري از مشكلات جسمي دوران سالمندي ريشه در يك علت دارد كه اغلب با رفع عامل مي‌توان به بهبود تمام بيماري‌هاي فرد سالمند اميدوار بود. چند دارويي از مشكلات بعدي در زمينه درمان دارويي سالمندان است؛ آمارها نشان مي‌دهد كه بيش از نيمي از سالمندان در جهان در دوره يكسان مصرف چندين دارو را براي درمان‌شان پيگيري مي‌كنند. چند دارويي در بين سالمندان در واقع يك هشدار است به اطرافيان او كه نسبت به تأمين سلامت روحي و جسمي او بيشتر توجه كنند و هشدار دوم به خود فرد سالمند است كه نسبت به تحرك بدني و وضعيت خوراكي‌اش بيشتر از قبل بايد دقت كند. ديابت، فشار خون، آلزايمر، آرتروز و بيماري قلبي جزو بيماري‌هاي رايج در ميان سالمندان است كه اغلب با ابتلا به اين بيماري‌ها مجبور مي‌شوند چند دارو مصرف كنند و با تغيير رژيم غذايي يا تضعيف بدن‌شان به چند بيماري ديگر هم مبتلا شوند. نكته دوم در مورد تغيير خلقيات سالمندان است؛ هر انسان معمولي وقتي دچار مشكلات جسمي و روحي مي‌شود، وقتي مشكلاتش افزايش پيدا مي‌كند طبيعي است كه نياز به توجه و مراقبت بيشتري هم دارد در واقع متوقع‌تر از قبل مي‌شود. سالمندان وقتي دچار مشكل مي‌شوند نياز دارند كه با آرامش و حمايت بيشتري مشكلات‌شان را حل كنند. ما بايد توجه داشته باشيم كه افزايش مشكلات در بين سالمندان اغلب منجر به پايين آمدن آستانه تحمل آنها مي‌شود. خانواده‌ها در اين مواقع نقش بسيار مهم‌تري دارند چون اطرافيان شكل‌دهنده‌هاي اصلي به محيط پيرامون سالمندان هستند و مي‌توانند عوامل و زمينه‌هاي ايجاد كج‌خلقي در سالمندان را از اطراف آنها حذف كنند.

دوران سالمندي اقتضا مي‌كند كه خود سالمند و اطرافيانش يك سري دستورالعمل‌هاي غذايي و ورزشي نسبت به او درنظر بگيرند و اغلب سالمندان با اين موضوع به راحتي كنار نمي‌آيند. معمولاً سالمندان درمقابل يك تغيير ساده غذايي از سوي اطرافيان‌شان جبهه مي‌گيرند چه رسد به برنامه‌هاي ورزشي و درماني. مسئله مهم اين است كه سالمندان بايد بدانند براي بهبود بيماري‌هاي روحي و جسمي‌شان و حذف چنددارويي بهتر است نسبت به موضوع بيماري‌ها و توان جسمي‌شان شناخت داشته باشند؛ از روش‌هاي درمان و بهترين راه‌حل‌هاي غذايي، دارويي و ورزشي‌شان اطلاعات كسب كنند و در نهايت براي اجراي راه‌حل‌هاي درماني و روش‌هاي كاربردي كه به درمان كمك مي‌كند با اطرافيان‌شان همسو شوند.


اميد، اولويتي كه فراموش شده است

دكتر حسين اعرابي، روانشناس باليني و پژوهشگر مسائل سالمندان

اميد به خوب زندگي كردن، حق هر انساني است و شايد يكي از مهم‌ترين دلايل براي تحمل سختي‌ها و مشكلات است. در بين عالم نااميدي‌ها برخلاف گذشته اين روزها سالمندان سهم بيشتري به خودشان اختصاص داده‌اند. متأسفانه رفتارهاي ما باعث شده كه نااميدي در ميان سالمندان بسيار گسترده‌تر از قبل شود و اگر هم در اين بين سالمندي سعي كند كه نااميدي‌ها را رها و زندگي تازه‌اي را شروع كند كسي مي‌آيد و اراده او را ضعيف مي‌كند، كسي از بين ما با رفتارهايش باعث مي‌شود تا اين سالمند همه اميد خود را از دست بدهد.

اميد و اميدواري همان نگاه خوشبينانه به رخدادهاي آينده است و تنها راز اميدواري حذف اين احساس كنترل فكر است. ما وقتي انسان اميدواري هستيم كه بتوانيم فكرمان را كنترل كنيم و تمام ذهن‌مان را به مرور افكار مثبت اختصاص دهيم؛ همه افكار منفي را حذف كنيم و به جاي هر فكر منفي چندين فكر مثبت جايگزين كنيم. عوامل بسيار زيادي مي‌تواند روي فكر و حس اميدواري ما تأثير بگذارند. مشكلات روحي و جسمي مهم‌ترين و تأثيرگذارترين عوامل هستند. دقيقاً به همين دليل است كه سالمندان بيشتر از نياز به ايجاد افكار مثبت هستند چون شرايط روحي و جسمي‌شان به اندازه كافي حس اميد را در وجودشان كمرنگ مي‌كند.

همه اين‌ها را گفتم تا بگويم مهم‌ترين مسئله در مورد روانشناسي سالمندي اين است كه ما فكر مثبت و روحيه‌دهنده داشته باشيم و به جنبه‌هاي منفي تكيه نكنيم. سالمندان بايد بدانند تلقين‌هاي منفي نه تنها بر روي روحيه آنها تأثير مخربي مي‌گذارد بلكه روند طبيعي زندگي آنها را هم به سمت تخريب جهت مي‌دهد. دومين نكته اينكه ما در جايگاه سالمند با خودمان فكر كنيم و ببينيم كدام يك از افكار منفي سال‌هاي قبل زندگي‌مان مشكلات‌مان را حل كرده است كه امروز دومين بار باشد؟

همه سالمندان مطمئناً روزهاي پر از نگراني را در دوران جواني تجربه كرده‌اند، اوقاتي كه از شدت نگراني حتي شب خوابشان نبرده و از دلشوره زمين و زمان را به هم دوخته‌اند؛ سؤال من اين است كه امروز بعد از گذشت آن همه اتفاق بد آيا هنوز هم روزهاي نگراني مربوط به آن اتفاقات دارند؟ يقيناً نه، چون همه آنها متعلق به گذشته بوده و ديگر وجود ندارد. حرف من اين است كه چرا ما بايد در دوران سالمندي كه اميد و اتفاق‌هاي مثبت لازمه شاد بودن‌مان است به‌جاي آنكه به اتفاقات خوب فكر كنيم اتفاقات بد را بزرگ مي‌كنيم؟ ما كه تجربه كرديم با افكار منفي راه به‌جايي نمي‌بريم چرا تجربه گذشته‌مان را تكرار كنيم؟!

اغلب ميانسالان با فكر كردن به محدوديت‌هاي جسمي و روحي كه دارند بخشي از اميدشان را از دست مي‌دهند و افسرده مي‌شوند. نكته سوم اين است كه ياد بگيريم در دوران ميانسالي نسبت به قابليت‌ها و توان‌مان واقع‌بين باشيم. ما اگر واقع‌بين باشيم و بدانيم قدرت انجام بسياري از كارهاي روزانه‌مان را نداريم با مشكلات و كاهش توان‌مان راحت كنار مي‌آييم. اما اگر خودفريبي كنيم ممكن است در موقعيتي قرار بگيريم كه نتوانيم از عهده انجام بسياري كارها برآييم و همين عاملي مي‌شود براي ناراحتي و يأس‌مان. يكي ديگر از مهارت‌هاي تقويت نگاه اميدوارانه اين است كه اگر كاري انجام نشد آن را به پاي مصلحت بگذاريم، بيش از اندازه به ابعاد منفي «نشدن»‌ها فكر نكنيم و در مقابل از مرور اتفاق‌هايي كه نشانه رحمت خداوند بوده لذت ببريم و انرژي بگيريم. بزرگ‌نمايي و مرور ناكامي‌هايمان در رسيدن به چيزي يا كسي مي‌تواند بخش مهمي از افكار و انرژي مثبت ما را نابود كند پس حواس‌مان به اندوخته انرژي‌مان باشد.

اگر مي‌خواهيم احساس يأس كه سرچشمه تمام بيماري‌هاي روحي و عامل ايجاد بيماري‌هاي جسمي سالمندي است را در وجودمان ريشه‌كن كنيم بهتر است از مشورت، هم‌صحبتي و حضور افراد اميدوار استفاده كنيم. حضور در كنار كسي كه وجودش لبريز از اميد است مي‌تواند اميد را در وجودتان تقويت كند، پس از حضور چنين دوستاني نهايت استفاده را ببريد. حضور در جمع و گروه هم‌سن و سال‌ها و جوانان هم نسخه بعدي است كه براي تقويت اميد در گروه ميانسالان توصيه مي‌كنم. در جمع ميانسالان حرف و صحبت‌هايي رد و بدل مي‌شود كه تقريباً بين همه آنها مشترك است و درك كردن يكديگر بزرگ‌ترين حسن چنين جمع‌هايي است. حضور در جمع‌هاي جوانان كه براي بودن‌تان ارزش قائل مي‌شوند هم با گردش انرژي و روحيه زيادي كه دارند مي‌تواند اميد را در وجود هر سالمندي افزايش دهد.

عضو كانون‌هاي جهان‌ديدگان شويد؛ كانون‌هايي كه جمع شما با دوستان‌تان جمع است. كانون‌هايي هدفمند كه از اعضاي رده سني مشخص تشكيل شده است يكي از بهترين راه‌حل‌هاي براي تقويت اميد در دوران ميانسالي ماست.

 

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها