کد خبر: 671015
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۹:۰۴
گذري بر كارنامه شهيد آيت‌الله علي قدوسي در كادرسازي براي نظام اسلامي در مدرسه حقاني قم
شاهد توحيدي

«...با كمال تأسف و تأثر حجت‌الاسلام شهيد قدوسى به دوستان شهيد خود پيوست. شهيدى عزيز كه ساليان دراز در خدمت اسلام بود؛ و اخيراً مجاهدات او در راه انقلاب بر همگان روشن است. اينجانب ساليان طولانى از نزديك با او سابقه داشتم، و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف مى‏شناختم. شهادت بر او مبارك و وفود الى الله و خروج از ظلمات به سوى نور بر او ارزانى باد. راهى است كه بايد پيمود و سفرى است كه بايد رفت. چه بهتر كه در حال خدمت به اسلام و ملت شريف اسلامى شربت شهادت نوشيدن و با سرافرازى به لقاء الله رسيدن. و اين همان است كه اولياى معظم حق تعالى آرزوى آن را مى‏كردند و از خداى بزرگ در مناجات خود طلب مى‏كردند. گوارا باد شربت شهادت بر شهداى انقلاب اسلامى، و به خصوص شهداى اخير ما، كه با دست جنايتكار منفورترين عناصر پليد به جوار رحمت حق شتافتند، و افتخار براى اسلام و ننگ و نفرت براى دشمنان دژخيم ملت شريف آفريدند.»

آنچه از نظر گذرانديد، فرازهايي از پيام امام خميني به مناسبت شهادت معلم بزرگ اخلاق، شهيد آيت‌الله حاج شيخ علي قدوسي نهاوندي است. آن شهيد گرانمايه از چهره‌هايي است كه بر جمهوري اسلامي حقي گران دارد و آن تربيت علمي و عملي بسياري از مديران نظام در مدرسه حقاني (منتظريه) قم است. شاگردان آيت‌الله در بخش‌هاي فراواني از نظام به ويژه بخش قضايي، گره‌هاي فراواني از نظام گشودند و در بسياري از عرصه‌هاي سخت كار‌گشا گشتند.

سوگمندانه بايد اذعان كرد كه اين بخش از خدمات شهيد قدوسي علاوه بر اينكه تا‌كنون مكتوم مانده، محمل سوء تعبيرها و شانتاژهاي برخي جريانات معاند سياسي شده است. يادماني كه پيش رو داريد نقش آن شهيد ارجمند در كادر‌سازي براي نظام جمهوري اسلامي را، از منظر روايت نزديكانش مورد بازبيني قرار داده است.

شهيد قدوسي و تأسيس مدرسه حقاني قم

دوستان و نزديكان آيت‌الله، به طور عمده مشاهده خلأ‌هاي حوزه در دوران تأسيس مدرسه حقاني (منتظريه‌) را عاملي براي ايجاد اين نهاد علمي تلقي كرده‌اند. دراين‌باره روايت آيت‌الله ابوالقاسم خزعلي از همگامان آن شهيد در تأسيس و اداره مدرسه، كاملاً گوياست: «وجود و تبلور نياز‌ها، قدوسي عزيز را وا‌داشت كه كمبودهايي را كه در حوزه به چشم مي‌خورد، در محدوده خاص (مدرسه حقاني) وجهه همت قرار دهد و در زدودنشان سعي بليغ نمايد. تشكيلات مدرسه حقاني را پي نهاد و جمعي را از نقطه آغازين تحصيل زير بال گرفت و بالنده ساخت، خلأهاي حوزه را در جدول برنامه‌ جاي داد، علوم متداول را درسي كرد و درس اخلاق را كه خود به حق، تصدي مي‌نمود، رسمي كرد. مقرر داشت طلبه‌ها امتحان بدهند. همه طلاب در همه درس‌ها گريز و گزيري نداشتند كه از كانال امتحان عبور كنند و از بوته آزمايش سر‌بلند درآيند كه چنين شد و اثري چشمگير گذاشت. مدرسه حقاني زبانزد شد كه «ياتو اليه من كل فج عميق» بلكه الگو گرديد و نسجوا علي منواله من بعده... آنچه از طلاب اين مدرسه توقع مي‌رفت تزكيه بود پيش از تعليم. مؤسسين مدرسه مي‌خواستند كه فطرت انساني طلاب سالم بماند و رشد كند و بالنده شود، مسئول و متعهد بار آيند و در اين راه، شهيد سعيد زحمت زيادي كشيد و خدا را شكر كه توفيق هم نصيبش شد و شاگردان ارزنده‌اي از آن مدرسه خارج شدند كه امروز و در اين مقطع از انقلاب، در امر قضايي و اجرايي نقش حساسي را ايفا مي‌كنند، انقلاب را پاس مي‌دارند و خون مقدس قدوسي و قدوسي‌ها را ارج مي‌نهند. درس اخلاق، درس رسمي مدرسه حقاني شد. خوشبختانه خود معظم‌له درس اخلاق را تصدي مي‌كرد. درس اخلاق اگر در ديگر محافل، درسي سمعي بود، در مدرسه حقاني سمعي و بصري بود. سمعي، گفتار دقيق و حساب شده مرحوم قدوسي و بصري، وجود خود او، حركات و سكنات و ‌نظم و تداوم كار و ذوب شدنش در كار بود. ذوب شدن خود و كارش در مرضاء الهي قولي است كه جملگي برآنند». (1)

آيت‌الله احمد جنتي نيز از چهره‌هايي است كه در نضج‌گيري و تداوم مدرسه حقاني قم، نقشي نمايان آفريده است. وي كه شاهد بسياري از تلاش‌ها و دغدغه‌هاي شهيد قدوسي در جريان تأسيس اين مدرسه بوده براين باور است: «هدف از تأسيس مدرسه حقاني تربيت طلاب فاضل و متديني بود كه در هر پستي از پست‌هاي روحانيت (گويندگي، نويسندگي، استادي، امامت جماعت، مديريت مدارس ديني، حتي مرجعيت) خواستند انجام وظيفه كنند، از معلومات و تربيت‌هاي صحيح مذهبي، اخلاقي و سياسي در حد لازم برخوردار باشند و به صورت يك نيروي آماده براي اسلام باشند و حتي اگر از اين رشته هم خارج شدند، عنصري صالح و مفيد به حال جامعه باشند. مدرسه با آن همه سرمايه‌گذاري‌هاي قابل توجهي كه در آن شد، از موقعيت نسبي خوبي برخوردار بود، با اينكه طبعاً ايده‌آل نبود و نمي‌توانست هم باشد ـ چون دوره اول بود و موانع گوناگوني بر سر راه داشت- اما با توجه به همه جهات موفق بود و طلابش علماً و عملاً از بهترين طلاب بودند. ‌گاهي مرحوم قدوسي اظهار دلسردي مي‌كرد و نسبت به ارائه كار به دليل نرسيدن به اهداف بلند مدرسه و وجود نارسايي‌ها، ترديد نشان مي‌داد اما منطقي كه او را كاملاً قانع و دلگرم مي‌ساخت اين بود كه در پاسخ به اين سؤال كه آيا شما با همه اين نارسايي‌ها، سطح طلاب اين مدرسه را از سطح طلاب آزاد حوزه‌ها بهتر مي‌دانيد يا نه؟ جواب مثبت مي‌داد و ‌قبول مي‌كرد كه زحماتش هدر نرفته است. اينك هم محصلين مدرسه كه سمتي را در دستگاه‌هاي اجرايي قبول كرده‌اند، مورد رضايتند و در اين چند ساله امتحان خوبي داده‌اند، به همين جهت هم بود كه مرحوم قدوسي، جمعي از آنها را براي همكاري در دادستاني و دادگاه‌هاي انقلاب دعوت كرد و همكاران خوبي بودند. من همه اينها را از خلوص نيت بنيانگذار مدرسه حاجي علي حقاني و بنيانگذاران برنامه مي‌دانم». (2)

نوآوري در برنامه‌ها و كتب درسي

از جمله گام‌هاي آغازين شهيد آيت‌الله قدوسي پس از تأسيس مدرسه حقاني قم، بازنگري در برنامه‌هاي متداول حوزوي و نوآوري در زمينه تدوين كتب درسي است. آن بزرگوار در اين عرصه از وجود علما و مدرسين مبرز حوزه از جمله مرحوم علامه سيد‌محمد‌حسين طباطبايي (پدر همسر خود) بهره گرفت. حجت‌الاسلام والمسلمين سيدهادي خسروشاهي دراين‌باره روايت مي‌كند: «نام اصلي مدرسه حقاني، مدرسه منتظريه بود كه توسط پدر آيت‌الله شيخ حسين حقاني زنجاني، از دوستان قديم و همكار ما در مجله «مكتب اسلام» و از اساتيد فعلي حوزه علميه قم، ساخته شد... اين مدرسه به پيشنهاد شهيدين قدوسي و بهشتي و با حمايت مرحوم آيت‌الله‌العظمي سيد محمدهادي ميلاني از مشهد؛ سامان گرفت و قرار شد با برنامه جديدي از لحاظ درسي آغاز به كار كند. دروس حوزوي در اين مدرسه توسط اساتيد محترم حوزه تدريس مي‌شد، ولي شهيد قدوسي كه نظارت و مديريت آن مدرسه را به عهده داشت، به دنبال كتاب‌هاي جديدي بود كه متناسب با نياز زمان باشد و وقت طلاب حوزه را در بررسي و تحصيل مسائل غيرمفيد يا غيرضروري تلف نكند. در همين راستا شهيد قدوسي تلاش كرد كه مثلاً به جاي تدريس كتاب‌هاي فلسفي وقت‌گير و مغلق و پيچيده و مفصل غيرمفيد قبلي، كتاب جديدي تأليف و تدريس شود...اين بود كه سراغ علامه طباطبايي‌ـ كه پدر همسر شهيد قدوسي هم بودند ـ رفتند و از ايشان خواستند كه كتاب جديدي را در اين رشته تأليف كنند تا در مدرسه تدريس شود و ايشان كتاب «بدايه‌الحكمه و نهايه‌الحكمه» را تاليف كردند. كتاب «بدايه الحكمه» مثل «نهايه‌الحكمه» يكي از آثار ارزنده فلسفي علامه طباطبايي است كه در حقيقت نظرات فلسفي ايشان به اضافه چكيده امهات مسائل و مفاهيم فلسفي فلاسفه بزرگ به‌ويژه مشرب مشائي شيخ‌الرئيس و اشراقي ملاصدراست. به عبارت ديگر: اين دو كتاب در واقع به درخواست مرحوم شهيد شيخ علي قدوسي از استاد علامه طباطبايي براي تدريس در مدرسه منتظريه، معروف به حقاني، از طرف ايشان تأليف شده است و ظاهراً نخست قرار بود كه خود ايشان اين درس فلسفه را براي طلاب سطح عالي، تدريس كنند و دانشجويان و طلاب سطح بالا از بركات وجودي و نظرات فلسفي ايشان بهره‌مند گردند، ولي اشتغالات حوزوي ديگر ايشان، به اضافه عوارض پيري و كسالتي كه بر ايشان عارض شده بود، باعث بي‌بهره ماندن طلاب مدرسه از اين فيض عظيم گرديد». (3)

منش تربيتي شهيد آيت‌الله قدوسي

تمامي شاگردان شهيد آيت‌الله قدوسي براين باورند كه او در مقام مديريت مدرسه، بيش از آنكه استاد مباحث علمي باشد، بيشتر مربي «اخلاق و سلوك طلبگي» بود. تأثيرات او برشاگردانش، بيش از آنكه علمي باشد، در اخلاق و كردار آنان مشهود است، چنانكه بسياري از آنان نيز براين مهم اذعان دارند. آيت‌الله محمدعلي شرعي دراين‌باره مي‌گويد: «شهيد قدوسي در تربيت طلاب و شاگردان مكتب امام صادق(ع) روش خاصي داشت. در تربيت اشخاص اكثراً از روش غير‌مستقيم استفاده مي‌كرد. عيب اشخاص را به رخ آنها نمي‌كشيد، بلكه با مطرح كردن ضعف خودش، افراد را متوجه نقطه ضعفشان مي‌كرد. هميشه خود را مورد نقد قرار مي‌داد و مي‌گفت نمي‌شود دلخوش به ‌خدمات ديني بود چون در روايت است كه: «ان‌الله يزيد دينه برجل فاسق»، گاهي خداوند دينش را به وسيله مرد فاسدي كمك مي‌كند. نكند مصداق حديث ما باشيم. به همين جهت وقتي دعا «اللهم اجعلني ممن...» را مي‌خواند مخلصاً را اضافه مي‌كرد، چون مي‌فرمود ممكن است به وسيله من، دين خدا نصرت شود، در حالي كه من انسان غيرصالحي باشم. كارهاي مذهبي را پرتگاهي مي‌دانست و معتقد بود كه اگر دقت و مراقبت نشود يا سستي و تهاوني رخ دهد، ممكن است از مسير صحيح پرت شويم. كلاس‌هاي اخلاقش بسيار مؤثر و منقلب‌كننده بودند. روي مسئله اخلاص در عمل بسيار تكيه مي‌كرد. در توصيه به‌ دانش‌پژوهان مي‌فرمود: «شما بنا بگذار دو سطر از دعاي مكارم‌الاخلاق را در خودت پياده كني، من وعده كمال مي‌دهم، وعده بهشت مي‌دهم.» نسبت به نهج‌البلاغه مي‌فرمود: «يك كلمه نهج‌البلاغه را عمل كني، يك عمر نجاتت مي‌دهد». درباره خودنگهداري مي‌گفت: «تحقيقاً بي‌مايه فطير است، نلغزيدن كوه شدن است، كوه شدن سنگيني مي‌خواهد و البته اين صبر مي‌خواهد». اعتقاد حقير آن است كه سخنراني‌ها و صحبت‌هاي اخلاقي شهيد قدوسي از نوار پياده شود و به طلاب و دانش‌پژوهان توصيه گردد كه مطالعه نمايند كه خود اثر عميق در تربيت دارد». (4)

شهيد قدوسي و استفاده از شاگردان در كادر قضايي پس از انقلاب

شهيدقدوسي با آنكه در دوران اوج‌گيري انقلاب، از فعالان آن به شمار مي‌رفت، از هرگونه تظاهر و خودنمايي در اين عرصه بر كار بود. اين امر موجب شده بود تا عده‌اي دراين باره به ذهن خويش، افكاري ناصواب راه دهند. او هنگامي كه پس از انقلاب در مسند دادستاني انقلاب قرار گرفت، از نتيجه سال‌ها تلاش مديريتي و علمي خويش در مدرسه حقاني بهره گرفت و بسياري از شاگردانش، ياريگر او در ايفاي اين مسئوليت شدند. اينجا بود كه بر همگان مشهود گشت كه او در طي ساليان دراز، به انقلاب خدمتي به سزا نموده است. حجت‌الاسلام والمسلمين روح‌الله حسينيان در اين‌باره بر اين باور است: «مسئولي كه براي جايي انتخاب مي‌شود، قطعاً از نيروهايي كه قابل اطمينانش باشند، استفاده خواهدكرد، خصوصاً در شرايط خاص اوايل انقلاب. بديهي است زماني كه آيت‌الله‌ قدوسي دادستان كل انقلاب شدند، از شاگردان قابل اطميناني كه سال‌ها‌ تربيت كرده‌ و پرورش داده‌ بودند و آنها را از نزديك مي‌شناختند و به آنها اطمينان داشتند، استفاده كردند. اينكه نيروهاي مدرسه‌ حقاني بيشتر در تشكيلات آمدند، دستاورد يك تصادف و نيز واقعيت‌هاي موجود بود، وگرنه تعمدي در كار نبود يا از قبل چنين برنامه‌اي پيش‌بيني نشده بود و نمي‌توانيم بگوييم آيت‌الله ‌قدوسي اين نيروها را از قبل براي تزريق در بدنه‌ حكومت آماده كرده بودند. اين جور حرف‌ها اكثراً گزافه‌گويي است... وقتي يك حكومت تشكيل مي‌شود، قطعاً احتياج به نيروهايي دارد كه حكومتي فكر بكنند. حكومتي فكركردن، يكي از شرايط لازم مديريت است و اين متفاوت است با تفكري كه در حوزه حاكم بود. در آنجا بسياري، نظم را در بي‌نظمي مي‌دانستند، درحالي كه در مدرسه‌ حقاني اين چنين نبود، بلكه در آنجا موفقيت يك طلبه مرهون نظم و انضباط شخصي و اجتماعي او بود و شايد اين يكي از عوامل مؤثري بود كه چون طلبه‌هاي مدرسه‌ حقاني ديدگاه حكومتي و به كارشان نگاه ساختاري داشتند، در اركان حكومت تأثير و نفوذ بيشتري داشتند. اما شخص شهيدبهشتي، شخص آيت‌الله‌ قدوسي و شخص آيت‌الله ‌جنتي مورد اطمينان امام بودند. طلبه‌هاي مدرسه حقاني هم وابسته به اين سه بزرگوار بودند و لذا اين نكته را نبايد ناديده بگيريم كه شايد اگر اين سه بزرگوار در حكومت نمي‌آمدند و مورد اعتقاد و اطمينان امام نبودند، كسي طلاب مدرسه حقاني را به خاطر آن درس‌هايي كه خوانده يا نظم و انضباطي كه با آن پرورش يافته بودند دعوت به كار نمي‌كرد و شايد اصلاً كسي توجهي هم به آنها نمي‌كرد و اينها فراموش مي‌شدند و چندان جايگاهي پيدا نمي‌كردند». (5)

تكليف‌مداري در انجام مسئوليت

خلوص و پايمردي شهيد آيت‌الله قدوسي در انجام وظايف قضايي در دوران پس از انقلاب، حد وسط تمام روايت‌هايي است كه از منش او در آن دوره زماني وجود دارد. او بارها در مقام توجيه شاگردان خويش در مدرسه حقاني براي انجام وظايف محوله، با اشاره به اصل تكليف‌گرايي، آنان را متوجه اهميت وظايف محوله مي‌ساخت وايشان را به انجام آن ترغيب مي‌نمود. حجت‌الاسلام و المسلمين علي سعيدي دراين‌باره معتقد است: «ضرورت روبناست، زيربنا تكليف‌مداري است، يعني منشأ آن يك تفكر است كه فرد تكليف‌مدار مي‌گويد: «تكليف من هرچه باشد، همان را انجام مي‌دهم.‌» انبيا همين وضع را داشتند، امام حسين (ع) همين وضع را داشتند، يعني تكليف اين بود. ايشان مي‌توانستند در مكه بمانند و در جاي ديگري منشأ كار ديگري بشوند، اما تكليف اين بود، پس تكليف را انجام مي‌دهند. حضرت امام اگر در قم مي‌ماندند، مي‌توانستند 400، 500 شاگرد را ظرف اين 10 سال باقيمانده عمرشان تربيت كنند، ولي احساس كردند تكليفشان اين است كه به تهران بيايند و نظام را اداره بكنند. خيلي از آقايان كه به حضرت امام مراجعه مي‌كردند و مي‌گفتند: «ما خسته شده‌ايم و مي‌خواهيم به قم برويم و درس بخوانيم‌» ايشان مي‌فرمودند: «مگر تكليف خستگي هم دارد؟ مگر الآن زمان درس است؟ الآن زمان كار است و بايد به انقلاب برسيد.» لذا هم خود ايشان و هم شاگردان و تربيت‌شدگان ايشان اين حالت را داشتند. انصافاً اگر آقاي ‌قدوسي در قم مي‌ماندند، يك مرجع يا يك مدير موفق مي‌شدند و مي‌توانستند براي آينده نظام كارسازي بكنند و بسياري از شاگردان ايشان كه امروز منشأ آثار هستند، اگر در قم مي‌ماندند، از اساتيد برجسته حوزه علميه قم و از پژوهشگران آينده مي‌شدند، همان گونه كه بعضي از دوستان در قم منشأ آثار مكتوب زيادي شدند و يك مؤسسه فرهنگي را آقاي رفيعي از شاگردان آيت‌الله قدوسي راه انداخته‌اند و منشأ آثار زيادي در قم شده‌اند، هر كدام از آنهايي كه در قم ماندند آثار برجسته‌اي را دارند از خود به‌وجود مي‌آورند، اين آقايان اگر در قم بودند يا استاد برجسته‌اي مي‌شدند يا محقق و نويسنده برجسته‌اي مي‌شدند يا مجتهد عالي‌رتبه‌اي مي‌شدند ولي تكليف‌مداري و تكليف‌محوري آنها را وادار كرد كه در شرايطي كه احساس مي‌كردند بايد قرباني شوند و فداكاري و ايثار كنند، بيايند و وارد عرصه اجرايي شوند و كار را به دست بگيرند. الحق و‌الانصاف بسياري از اقدامات اين عزيزان، خيلي سخت بود. در سال‌هاي 60 و 61 كار كردن در قوه قضاييه، نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي و نيروهاي نظامي و انتظامي بسيار كار سختي بود، اما اين دوستان سخت‌ترين مسئوليت‌ها را به جان خريدند و كارهاي بسيار سنگيني را در راه تثبيت انقلاب انجام دادند. خود آقاي ‌قدوسي هم همين حالت را داشت و زماني كه امام از ايشان خواستند كه دادستاني انقلاب را به عهده بگيرند، آمدند». (6)

بي‌ترديد امروزه نظام مقدس اسلامي كه برآمده از تلاش‌هاي مخلصانه چهره‌هايي چون شهيد آيت‌الله علي قدوسي است، بسان امانتي در دستان ما قرار دارد. باشد كه ياد و نامشان را پاس بداريم و در حراست از امانت‌شان بكوشيم و چنين باد.

پي‌نوشت‌ها:

1 ـ رك به: ماهنامه تاريخي شاهدياران، شماره 38، گفت‌وگو با آيت‌الله ابوالقاسم خزعلي

2 ـ رك به: همان، خاطرات آيت‌الله احمد جنتي

3 ـ رك به: همان، گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمين سيدهادي خسروشاهي

4 ـ رك به: همان، خاطرات آيت‌الله محمدعلي شرعي

5 ـ رك به: همان، گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمين روح‌الله حسينيان

6 ـ رك به: همان، گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمين علي سعيدي

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار