چگونگي مواجهه با تمدن غرب و دستاوردهاي بشري آن يكي از موضوعات محل بحث روشنفكران و علماي ديني جوامع شرقي در چند صد ساله اخير بوده است.
در ايران نيز تقريبا از آغاز پيداش جنبش مشروطه و شروع تازه مبادلات اقتصادي، فرهنگي و آموزشي جامعه اسلامي با تمدن نوپاي غربي اين دغدغه بيش از پيش مطرح شد. در اين اثنا تقريبا سه نوع رويكرد شكل گرفت كه مبتني بر نوع نگرش و بينش سه طيف فكري در جامعه ايران بود.
از يك سو عدهاي مخالف صد درصدي استفاده از هر نوع از دستاوردهاي غربي شده و هرنوع تبادل با اين تمدن را به ضرر دنياي اسلامي عنوان كردند. سوي ديگر ميدان نيز عدهاي موافق صد درصدي غربي شدن بودند و تنها راه ترقي را فرنگيشدن از نوك پا تا فرق سر ميدانستند. اما در اين ميان يك نگرش اعتدالي نيز وجود داشت كه معتقد بود ميتوان با دنياي غرب تعامل و تبادل محتاطانهاي داشت؛ فرآيندي كه در آن ضمن استفاده از دستاوردهاي اين تمدن بايد مراقب نفوذ فرهنگ حامل بر محصولات غربي نيز بود. اين نوع نگرش پس از پيروزي انقلاب اسلامي تقويت و به رويكرد اصلي نحوه مواجهه جامعه ايراني - اسلامي با غرب جديد تبديل شد.
اما اينروزها راهاندازي نسل سوم و چهارم تلفن همراه در كشور موج جديدي از نظرات موافق و مخالف را در پي داشته است.
3G و 4G با امكانات جديد تلفنهاي همراه هوشمند همخواني دارد و قابليتهاي بيشماري را در اختيار كاربران خود قرار ميدهد. امكان دسترسي سريع و بالا به دادههاي اينترنتي، امكان تماس تصويري، پشتيباني از برنامههاي كاربردي و... بخشي از ظرفيتهاي نسل جديد تلفن همراه است.
اما پرواضح است كه قابليتهاي مثبت نسلهاي جديد تلفن همراه ميتواند اثرات مخربي نيز به انضمام داشته باشد. پرواضح است اين نوع از فناوري، آورده تمدن غربي است و مبتني بر نيازها، هنجارها و زيست انسان غربي تهيه و تدوين شده است و رواج آن بدون هيچ محدوديتي در جامعه اسلامي عملاً بستر دادن به گسترش فتنههاي اجتماعي است.
نميتوان واقعيتها را انكار كرد. امروز خيابانهاي تهران و ديگر كلانشهرها به عرصه تبرج جاهلانه برخي از دختران و زناني تبديل شده است كه الگوي خود را از مدلهاي شبكههاي ماهوارهاي به عاريه ميگيرند. برنامههايي همچون واتساپ، ويچت، تانگو، اسكايپ، لاين، وايبر و... براي برخي تبديل به ملجايي براي آغاز رابطههاي جنسي نامشروع شده و تلفنهاي همراه به مخزني از تصاوير و فيلمهاي اروتيك در دست كودكان و نوجوانان مبدل گشته است. حجم عمده دادههاي اينترنت همخواني با فرهنگ اسلامي ندارد و ميزان فعاليت خوديها در اين حوزه بسيار اندك و دستاوردهاي بومي در حوزه فضاي مجازي در مقايسه با توليدات غرب ناچيز است.
در چنين شرايطي كدام دليل توجيهگر گسترش نسلهاي جديد تلفن همراه آن هم بدون هيچ نوع محدوديت است؟
به راستي چرا برخي واقعيت جنگ نرم و تهديد مرزهاي فرهنگي را جدي نميگيرند و به جاي استحكامبخشي به اقلاع دفاعي، تونلهاي ورود دشمن به داخل را با دست خود ايجاد ميكنند؟
امروز فتنه سياسي در حال ميل به سمت فتنه اجتماعي و رواج اباحهگري اخلاقي در جامعه و تسري دين شخصي و در نهايت سكولاريسم است. غرب سعي دارد تا در درون مرزهاي ايران براي خود پايگاه اجتماعي تشكيل دهد و اين فرآيند جذب نيرو نيز از طريق سيل بمباران فرهنگي در حال انجام است.
انتظار اين بود كه در وضعيت فعلي وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات پيش از اجراييسازي طرح خود به دنبال تدوين پيوست فرهنگي ميرفت و توصيههاي دغدغهمندانه مراجع و علما را ناديده نميانگاشت.
به زعم نگارنده اجراييسازي نسل سوم و چهارم تلفن همراه بدون هيچگونه محدوديتي براي كاربراني كه هويت آنها نيز آنچنان كه بايد و شايد در سيستم اطلاعاتي مشخص نميشود نوعي فضا دادن به دشمن براي پيشبرد اهداف خود است و بهتر است تا اين طرح تا زمان تدوين پيوست فرهنگي و سنجش اثرات آن متوقف شود.