پريدن مرغ از قفس براي افكار عمومي قابل هضم نبود! وعدههاي داده شده ميگفت كرش ميآيد براي عقد قرارداد و شروع كار. كفاشيان بارها با لبخند گفته بود كه مشكلي نيست، حتي ترابيان هم تأكيد داشت كه از اين قبيل امروز و فردا كردنها و بررسي بندهاي قرارداد را مرتبه قبل هم شاهد بوده و هيچ جاي نگراني نيست. در ظاهر همه چيز مهياي ادامه همكاري با سرمربي پرتغالي تيم ملي بود كه قراردادش بعد از جام جهاني برزيل تمام شده بود. اما واقعيت اين بود كه نميشد خيلي خوشبينانه به ماجرا نگريست!
مردم كرش را ميخواستند. كفاشيان با افكار عمومي مواجه بود و چارهاي براي پذيرفتن نداشت. اما او هرگز خواهان عقد دوباره قرارداد با كرش نبود. اين را ميشد از سابقه نه چندان جالب رئيس فدراسيون فوتبال با سرمربي تيم ملي دريافت. چالشهايي كه گاهي حتي سعي بر پنهان كردن آن هم نشد تا همه متوجه وجود اختلافات بين نفر اول تيم ملي و نفر اول فدراسيون فوتبال شوند. با اين وجود، كفاشيان با توجه به خواسته مردم چارهاي جز نشستن دوباره پاي ميز مذاكره با كرش نداشت؛ مذاكراتي كه تصور ميشد روند رو به رشد و مثبتي را دنبال ميكند اما ناگهان ورق با صحبتهاي وزير ورزش و جوانان برگشت.
بعد از آنكه گودرزي مدعي شد گزينههايي بهتر از كرش مد نظر داشتند اما چون افكار عمومي و بازيكنان كرش را ميخواستند بار ديگر با او وارد مذاكره شدند و تأكيد كرد كه اگر كفاشيان اشتباه كند او را بركنار ميكند، ورق كاملاً برگشت! مذاكراتي كه تا آن زمان مثبت ارزيابي ميشد، به طور ناگهاني با مشكل مواجه شد و كار به جايي كشيد كه كرش اين بار به صورت قهر تهران را ترك كرد؛ رفتني كه به زعم خيليها برگشتني در كارش نيست!
رفتن كرش از ايران به معني پريدن مرغ از قفس بود! مسئلهاي كه به دليل پذيرفته نبودن، با واكنش افكار عمومي همراه شد! البته انتظار ميرفت كه مردم به عدم تمديد قرارداد كرش واكنش نشان دهند. اما بعد از صحبتهاي وزير ورزش، گويي باري از دوش كفاشيان برداشته شده باشد، فدراسيون فوتبال توپ را به زمين وزارت ورزش و جوانان انداخت! كفاشيان خودش موافق بازگشت كرش به ايران و ادامه همكارياش با تيم ملي نبود اما با توجه به خواسته افكار عمومي و مردم، تواني براي مخالفت هم نداشت و به همين دليل برخلاف ميل باطنياش با او وارد مذاكره شده بود. اما با صحبتهاي وزير ورزش و مخالفت در لفافه او با حضور دوباره كرش روي نيمكت تيم ملي كفاشيان روند مذاكرات را تغيير داد و توپ را به زمين وزارت ورزش و جوانان انداخت و حالا همه نگاهها به طور مستقيم به سمت گودرزي چرخيده و ديگر كسي متوجه كفاشيان نيست و او را مقصر رفتن كرش از ايران نميداند!
البته گودرزي كه با هجمه انتقادات در اين خصوص مواجه شده نيز سعي ميكند به طور متقابل توپ را به زمين فدراسيون بيندازد و مدعي است وزارت هيچ مشكلي با تمديد قرارداد كرش نداشته و مقصر به بن بست خوردن مذاكرات بين كفاشيان و سرمربي سابق تيم ملي فوتبال ايران نيست! البته اين فقط ظاهر امر است و بركسي پوشيده نيست كه گودرزي و كفاشيان هر دو در خصوص تمديد قرارداد كرش همنظر هستند اما هيچ يك نيز حاضر نيستند در نظر مردم مقصر اصلي برهم خوردن مذاكرات با كرش باشند.
اما وقتي مديركل روابط عمومي وزارت ورزش كه تأكيد ميكند اين وزارتخانه و وزير آن مشكلي با ادامه همكاري با كرش ندارد و فدراسيون بايد به دنبال تمديد قرار داد اين مربي باشد، در صفحه اجتماعي خود در خصوص رفتن كرش مينويسد: « از حالا به جاي قاتل بروسلي بايد دنبال كارلوس باشيم، كرش اين رو فهميد كه در خانه قاضي گردو فراوانه ولي حساب داره» ديگر نيازي نيست به كنكاش در رفتار مسئولان وزارت ورزش و جوانان براي يافتن نشانههايي از عدم رضايت در خصوص تمديد قرارداد سرمربي سابق تيم ملي گشت! البته همان زمان كه يكي از خبرگزاريهاي دولت بعد از رفتن كرش از ايران عليه او به شدت موضعگيري كرد و سرمربي سابق ايران را به باد انتقاد گرفت هم ميشد مواضع وزارت ورزش را تشخيص داد.
مواضعي كه البته سعي ميشود به گونهاي ديگر نشان داده شود اما درست همسو با مواضع كفاشيان است. هر چند هر دو ( كفاشيان و گودرزي) خوشحال از رفتن كرش، سعي دارند ديگري را مقصر اصلي اين ماجرا نشان دهند و در نظر مرد زير سؤال نروند!