همين احساس بدون اينكه متوجه باشيم روي اعضاي خانواده، دوستان، اطرافيان و حتي همكارانمان اثر ميگذارد و باعث نشاط و سرسبزي روحي آنها ميشود. شايد باور كردني نباشد اما صداي خنده و شور و شعفي كه در حركات و رفتار ما هنگام شادي رخ ميدهد ناخودآگاه همه نفرات اطرافمان را در برميگيرد و تحتالشعاع قرار ميدهد.
در واقع ما ناخواسته حسي را به ديگران منتقل ميكنيم كه باعث تغيير و تحول در زندگياش ميشود. به همين دليل است كه هرگاه ما سرحال و خوشحال هستيم اين حس به اطرافيانمان نيز منتقل ميشود و همكارانمان با يادآوري اين نكته ظريف را به ما گوشزد ميكنند. گاهي اتفاق افتاده به خاطر موردي كوچك دقايقي طولاني ميخنديم و بيآنكه بدانيم صداي خنده ما چه تأثيري بر ديگران ميگذارد.
يك مسافرت كوتاه يا يك دورهمي دوستانه را در نظر بگيريد كه وقتي مدت آن به پايان ميرسد ميبينيم سبكتر شدهايم و حال و هواي ديگري داريم. تفريح و سرگرميهاي سالم و بيخطر همان حسي كه مدتها به دنبالش بودهايم را به ما منتقل ميكند و در واقع بايد ياد بگيريم كه از راههاي مختلف بتوانيم شاد بودن و شاد زيستن را تجربه كنيم. با همين انگيزه كوچك تا مدتها روحيه شاد و سرزندهمان هر چند روز يكبار بازيابي ميشود و احساس رضايت و خشنودي پيدا ميكنيم.
براي هر كس شادي، شاد بودن و نشاط معناي مختلفي ندارد و يكي نيست. در واقع ممكن است كسي با يك شكلات خوشحال شود يا با ديدن چهره يك كودك لبخند بزند يا با شنيدن صداي مادرش شادمان شود يا با خواندن يك پيامك دنيايش رنگي و زيبا شود. شايد فرد ديگري غرق در امكانات و در بهترين هتل كيش كنار دريا باشد و در آن لحظه احساس شادي كند يا با داشتن خانه و پول فراوان شاد شود.
براي شاد بودن و يك زندگي پر از نشاط بايد بدانيم شادي چه بار معنايي دارد و به چه عواملي نياز داريم. شادي فقط فردي نيست و در سطح اجتماع نيز ديده ميشود. به دنبال اين هستيم كه در اين فرايند دين در اين مورد چه نظري دارد و زنان به عنوان ركن مهم خانواده چه نقشي در شاد زيستن ساير نفرات دارند.
شادي چيست؟
براي يك زندگي خوب ويژگيهاي زيادي ميتوان درنظر گرفت اما يكي از ضروريترين و مهمترين نيازهاي انسان شادي است. با وجود شادي و نشاط است كه زندگي معنا پيدا ميكند و اين حس خوب باعث ميشود كه هم روح و هم جسم مان در سلامت كامل به سر ببرد و در ادامه راه نيز با انگيزه پيش رود. وقتي شاد هستيم هيچ چيز نميتواند مانع ما شود و با خوشبيني و انرژي خاصي همه قلههاي موفقيت را فتح خواهيم كرد.
در تعريفي كلي، شادي نياز طبيعي انسان است و در يكايك افراد وجود دارد و بايد به درستي به آن پاسخ داد. استاد مطهري، نياز به شادي و نشاط را مانند نياز به غذا ميداند كه ضرورتي اساسي براي ادامه زندگي و سلامت جسم و روان انسان است. در واقع ميتوان اينطور تعريف كرد كه شادي نوعي احساس رضايتمندي است كه باعث سلامتي جسم و روح ميشود. وقتي جسم و روحت سالم باشد مطمئناً بقيه اجزاي بدن هم كارشان را به درستي انجام ميدهند و مشكلي به وجود نميآيد.
شادي نسبي است و تعريف واحدي براي آن نميتوانيم داشته باشيم. شادي در بين انسانهاي مختلف تعريفهاي متفاوتي دارد. هركسي بسته به تفكرات و ذهنيت و روحيهاي كه دارد، اين احساس را درك كرده و تعريف ميكند. گاهي مردم يك لذت كوچك يا لبخند را شادي ميدانند، برخي شادي را موفقيت در زندگي تصور ميكنند، برخي خوشحالي ديگران را شادي به حساب ميآورند و به نظر عدهاي تفريحات و سرگرمي در برنامه روزانه شادي است.
به همين دليل است كه شادي را احساسي دروني و شخصي ميدانند چون شايد اتفاقي كه باعث خوشحالي يك فرد شود، ممكن است در فردي ديگر، هيچ احساسي به وجود نياورد و حتي باعث ناراحتياش شود. تنها زماني ميتوانيم بگوييم شاد هستيم كه احساس رضايت و خشنودي در ما به وجود بيايد و از اين احساس لذت ببريم.
هر وقت احساس رضايت واقعي داشتيد و بعد از انجام اتفاقي يا كاري از ته دل خشنود شديد و از درون لذت برديد، مطمئن باشيد كه در آن لحظه شادي را به سمت خود جذب كردهايد. در اين هنگام صبر كنيد و اجازه دهيد شادي در تمامي سلولها و رگهاي بدنتان جاري شود و همه اين اجزاي بدنتان را در اين شادي و شعف شريك كنيد. نبايد يك اصل مهم را فراموش كنيد و آن اين است كه هرچه ما، راضيتر باشيم و از لحظهلحظه زندگيمان لذت ببريم، سطح شاديمان بالاتر خواهد رفت و برايمان مفيد است.
عوامل شادي كدامند؟
معمولاً افراد براي پيدا كردن اينكه چطور ميتوانند شاد باشند يا چه چيزهايي باعث خوشحالي ما ميشود به عوامل بزرگ و سخت روي ميآورند. اين در حالي است كه براي اينكه احساس شادي در وجودمان زبانه بكشد متر و معياري نيست. خوشي از نظر ما و ديگران تفاوت دارد، البته بسته به سن و فرهنگ افراد ممكن است تعريفهاي گوناگوني داشته باشد ولي در كل چند مورد مشترك را ميتوان در اين خصوص نام برد. امروزه شايد تعداد عواملي كه باعث شادي ما ميشوند از انگشتان دست هم فراتر نرود و اين به خاطر نوع نگاه ما و محدود كردن آن به چند عامل مادي زودگذر و عدم اطلاع ما نسبت به اصل شادي است.
طبق آنچه روانشناسان و كارشناسان ميگويند عواملي مثل خوردن، فعاليتهاي اجتماعي، مسافرت، ورزش، موفقيت و تأييد اجتماعي، استفاده از مهارتهاي محيط و آب و هوا، تفريح و استراحت حس خوب شادي را در ما به وجود ميآورند. از نظر ديني به غير از اين موارد گفته شده قرآن خواندن، نماز خواندن، دعا كردن، حضوردر مساجد، حضور در مراسم جشن و مولودي و زيارت امامان رفتن باعث ايجاد روحيهاي شاد و بشاش در ما ميشود.
همه ميخواهيم بيشتر درباره شادي بدانيم و اينكه چگونه خوشحالتر ميشويم. محققان در اينباره ميگويند مهمترين عامل شادي و رضايت، پاداشي است كه ميگيريم و انتظار و توقعي است كه از خودمان داريم. انتظار ما مثل پيچ تنظيم شادي عمل ميكند اما پاداش، پاسخ مطلوب است، ميتواند مالي يا عاطفي و معنوي باشد يا انساندوستانه. ممكن است تشويقي و تحصيلي باشد يا تفريحي، مهم اين است كه ما آن را پاداش بدانيم. شادي به اين ربط دارد كه اوضاع چقدر بهتر از انتظار و توقع ما پيش ميرود و نقش بسيار مهم دارد، در واقع زندگي پر از انتظار و توقع است.
شايد بارها اين جمله را شنيدهايد كه اگر توقعتان كمتر باشد خوشحالتريد. وقتي انتظار و توقعمان كم باشد و نتيجه فراتر از انتظار، باعث خوشحاليمان ميشود.
شادي فردي و اجتماعي
شادي هم به صورت فردي وجود دارد و هم گروهي. برخي اتفاقات باعث ميشود كه همه ما به دليل احساس مشتركي كه داريم خوشحالي كنيم. شادي در هر شرايطي موجب تقويت سيستم ايمني بدن ميشود و عالم تقويتكننده سيستم اعصاب انسان است و از بروز افسردگي جلوگيري ميكند. شايد باورتان نشود ولي شادي با شفافيت پوست، درخشش چشم و استحكام مو رابطه مستقيم دارد.
شادي، محيط خانواده را گرم و لذتبخش ميكند و معمولاً خانههايي كه در آن صداي خنده و شادي شنيده شود، فرزندان موفق و باهوشي دارند. در واقع محيط گرم و صميمي، مانع از بروز مشكلات براي اين جوانان ميشود. فرزندان با خيال آسوده و اعصاب راحت، ميتوانند به وظيفههاي اصلي خود كه يكي از آنها، درس خواندن است، رسيدگي نمايند.
شركت در تفريحات خانوادگي و اجتماعي علاوه بر پركردن اوقات فراغت بخشي از جامعه باعث شور و نشاط نيز ميشود. بنابراين بايد شرايطي فراهم شود كه افراد در اين برنامهها شركت كنند و كمتر با برنامهها و فعاليتهاي اجباري درگير باشند و بيشتر از فضايي كه در آن قرار گرفتهاند استفاده كنند و به آرامش روحي و جسمي برسند. افراد بايد زمان خود را به گونهاي تنظيم كنند كه هم براي كار، عبادت، روابط اجتماعي و هم براي تفريح وقت داشته باشند. تفريح، مسافرت و سرگرميهاي سالم نقش بسزايي در سلامت روح و جسم افراد و استحكام بنيان خانوادهها دارد. بنابراين مردم نبايد نسبت به نحوه پركردن اوقات فراغت خود بيتفاوت باشند.
تأكيد سرور و نشاط در دين
اسلام براي بشر شادي را به ارمغان آورده و اين دين هم بشر را با شادي واقعي آشنا كرده و هم راه رسيدن به آن و بهرهمندي كامل از آن را پيش رويش قرار داده است. اسلام حتي عواملي را كه به شادي زودگذر آن منتج ميشود قبول دارد اما اكثر ما انسانها كم و بيش از همه اين موارد در زندگي برخورداريم ولي باز هم خلأ نشاط و سرور دروني را احساس ميكنيم.
بايد گفت كه شادماني تنها در لذتهاي مادي گذرا خلاصه نميشود بلكه شادماني واقعي در نزديك شدن به هدف والاي آفرينش و آراسته شدن به خصلتها، ويژگيهاي انساني و الهي است. به گفته ارسطو؛ «شادماني عبارت است از پروراندن عاليترين صفات و خصايص انساني.» عوامل معنوي نيز در ايجاد شادي مؤثرند. گاهي انجام كارهايي كه عادتاً بايد لذتبخش باشند، نه تنها لذتي به انسان نميدهد، بلكه عذاب وجدان و تشويش روحي نيز در پي دارد چون روح و وجدان آماده لذت بردن نيستند. يك غذاي لذيذ يا خانه بسيار زيبا، اگر حرام و غيرمعقول باشد، براي انسان سالم و طبيعي تلخ و ناگوار است.
پرهيز از گناه در بيشتر مواقع، پرهيز از لذتهاي مادي سطحي است اما در عين حال شاديآور است؛ زيرا روح آدمي به گونهاي است كه گاه از پرهيز و رياضت معقول سرخوش ميشود. گاهي پرهيز از لذت، لذتبخشتر از رسيدن به لذت است. خواندن دعايي با شور و حال و نمازي با حضور قلب، نجوايي شبانه، كمك به انسانهاي بينياز و يتيمي غمگين، سير كردن گرسنه، ديدار وابستگان و گفتوگو با دوستي صميمي كه همگي از سفارشهاي دين و تعاليم پرمحتواي آن است، همان شادي و نشاطي را به دنبال دارد اما به شكلي ديگر. علاوه بر اين موارد اسلام استفاده از بوي خوش، پوشيدن لباسهاي پاكيزه، تميز و مرتب بودن، مسواك زدن و بسياري از عوامل ديگر را در شاد بودن مؤثر ميداند. همچنين در اسلام تأكيد شده كه رنگ روشن شاديآفرين است و مسلمانان را به پوشيدن لباسهاي روشن و به ويژه سفيد سفارش كردهاند.
در واقع شادي و سرزندگي از آثار ايمان مذهبي است؛ چراكه دردين شادي سفارش شده است. در آيات قرآن بارها بر شادي تأكيد شده و در حديثي از پيامبر(ص) ميخوانيم: «دو ركعت نماز در دل شب نزد من از دنيا و آنچه در آن است، ارزندهتر و دوست داشتنيتر است.» در روايت آمده است با رويي گشاده با برادران ملاقاتكن. هر مسلماني كه مسلماني را ببيند و او را مسرور كند، خداوند را شاد كرده است. در بهشت خانهاي است به نام خانه شادي، تنها كسي كه يتيمان و بچهها را خوشحال كند به آن داخل ميشود و با وجود چنين شاديهاي پايداري افراد را به پرهيز از شادي كاذب و پوشالي دعوت كردهاند.
نقش زنان در خوشحالي خانواده
در ميان تمامي اعضاي خانواده زنان ويژگيهاي متفاوتي دارند و در مورد شادي بيشترين تأثير را ميگذارند. با وجود مادر، همسر و دختر است كه رنگ و بوي فضاي خانه و اجتماع كوچكي چون خانواده دچار تغييرات ميشود و خودشان نيز تأثيرپذيري زيادي از محيط و اطرافيانشان دارند. به گفته يك روانشناس هرچه انسانها خوشحالتر و شادابتر باشند، از زندگي رضايت بيشتري دارند. به طور طبيعي زنان شادتر از مردان هستند زيرا شادي و غم خود را راحتتر بروز ميدهند. البته آمار ابتلا به بيماريهاي رواني، از جمله افسردگي در زنان 20 درصد بيشتر از مردان است و در ميان آنها شايعتر است.
دكتر ناصر قاسمزاد ميگويد: هرچند ابراز عواطف در زنان نسبت به مردان بيشتر است اما به همان نسبت بايد در زندگي مشكلات بيشتري را تحمل كنند چون از آنها توقع ايفاي چند نقش به طور همزمان را داريم. زنان بايد مديريت اقتصادي و اجتماعي خانواده و تربيت فرزندان را برعهده داشته باشند و در صورت اشتغال درخارج از منزل، بار مشكلات آنها افزايش مييابد كه اين مسئله موجب فرسودگي روانيشان ميشود. اگر به حقوق قانوني زنان توجه نكنيم، محيط زندگي برايشان غيرقابل قبول ميشود و به تدريج دچار افسردگي و هيجانات منفي ميشوند و در نتيجه شادابيشان كاهش پيدا ميكند.
اين روانشناس درباره تأثير افزايش شادابي زنان بر ساير اعضاي خانواده نيز اظهار ميدارد: زنان در صورت رضايتمندي از زندگي مشترك با استفاده از انرژي رواني خوب خود ميتوانند ساير اعضاي خانواده را نيز احيا كنند. در واقع زنان ستون اصلي خانواده هستند و برخلاف اينكه گفته ميشود زنان به حمايت مردان نياز دارند، اين مردانند كه وقتي نيازمند حمايت هستند، به زنان روي ميآورند و زنان پشتوانه مردان محسوب ميشوند.
دكتر ناهيد كشاورز نيز اعتقاد دارد، لازم است ساختارها طوري اصلاح شود كه زنان فرصت پرداختن به علايق و دغدغههاي خود را پيدا كنند. در صورت تحقق اين مسئله آنها احساس شادي بيشتري ميكنند و اين وضعيت تأثير مثبتي بر ساير اعضاي خانواده نيز دارد. البته دختران تا حدودي فرصت پرداختن به علايقشان را دارند اما پس از ازدواج و فرزندآوري بايد خود را وقف فرزند و شوهر كنند، درحاليكه اگر به علايق آنان توجه كافي نشود، زنان نميتوانند نقش همسري و مادري خود را به درستي انجام دهند.
هرچه زنان و مادران ما در وظايف و مسئوليتهاي اجتماعي حضور داشته باشند، بهرهمند از امكانات و شرايط تفريحي مناسب بوده و مورد توجه جامعه و اعضاي خانواده باشند احساس خوبي به آنها دست ميدهد و همين مسئله در نشاط و شادابي شان بسيار تأثيرگذار است. هرچه زنان ما شادتر باشند، به دنبال آن بقيه اعضاي جامعه از روحيهاي شاد و پرشعف برخوردار خواهند شد.