اين اقعيت انكارناپذير است كه رژيم صهيونيستي بر اساس نقض قانون و رويهها و نرمهاي طبيعي شكل گرفته و با تجاوز و اشغالگري و قتل و نسلكشي و جنايت استمرار پيدا كرده است. هيچ قانون و حقوق بينالمللياي قادر به توجيه وجود و رفتار اين رژيم نيست و ماندگاري آن صرفاً با تكيه بر رانت و حمايت قلدرها و قدرتهاي جهاني و استعمارگران با تجربه امكانپذير شده است.
در طول يك قرن گذشته، حمايتگري از صهيونيسم و رژيم صهيونيستي براي يك فريب بزرگ و نمايش قهرماني و توانمندي صهيونيستها بوده كه حداقل در 35 سال گذشته، اين تصوير جعلي به آزمون گذاشته شده و پوشالي بودن آن بارها به اثبات رسيده است.
يكشنبه با يك خبر ويژه روبهرو بوديم كه پهپاد هرمس 900 رژيم صهيونيستي تلاش كرد خود را به تأسيسات هستهاي نطنز نزديك كند ولي با توانمندي سهگانه كشف، رهگيري و نابودسازي امكانات هوافضاي سپاه مواجه و نهايتاً ساقط شد. قبلاً نيز چندبار تلاش از سوي صهيونيستها در اين زمينه انجام شده بود ولي قبل از نزديك شدن به مراكز حساس هستهاي و ايراني متواري شده بودند ولي اين بار با تكيه بر پيشرفتهترين نوع پهپاد خود كه از تكنولوژي امريكايي هم بهرهمند بود،جسارت بيشتري براي آزمودن شانس نزديكي بيشتر به تأسيسات نطنز از خود نشان دادند و پاسخ محكمي دريافت كردند. فراموش نميكنيم كه دهها ميليارد دلار هزينههاي مستمر در سيستمهاي پدافند موشكي در رژيم صهيونيستي كه همواره با مشاركت و كمك امريكا انجام شده، نتوانست در قبال پهپاد ايوب كه حزبالله بر فراز شمال تا جنوب فلسطين اشغالي به پرواز در آورد، نقشآفريني كند و نهايتاً با پرواز هواپيماهاي جنگي و شليك چند موشك آن را هدف قرار دادند ولي در ايران، نه تنها شناسايي و كشف بلكه رهگيري و هدف نيز قرار گرفتند. اين مسئله قطعاً با پاسخ معنادار دستگاههاي نظامي و امنيتي ايران همراه خواهد بود و صهيونيستها از همان لحظه اقدام براي ورود به فضاي ايران، در اين فكر به سر ميبرند و مزه پاسخهاي ايراني را درك كرده و باز هم درك خواهند كرد. آنچه مهمتر است اينكه رژيم صهيونيستي بدون كمك فني امريكا و عبور از فضاي رژيم سعودي قادر به اجراي اين عمليات نبود. امريكاييها هرگز از نوكري وخدمات نامحدود به صهيونيستها كوتاه نميآيند و مقامات كاخ سفيد و كنگره و بقيه دستگاههاي حاكميتي و قدرت در امريكا در اثبات وفاداري خود به صهيونيسم، هم عمل ميكنند و هم در مواضع خود بر آن اصرار ميورزند، كه حتماً پاسخ اين معاونت در جرم را بايد انتظار داشته باشند. البته براي افكار عمومي ايراني و مقامات نظام، خصومت و كينهورزي مقامات امريكايي در قبال ايران، پديده تازهاي نيست و بيترديد، از پاسخ ايران محروم نخواهند شد. حال رژيم سعودي بايد تكليف خود را روشن كند كه قصد نشان دادن «شمشير از رو بستن» را دارد يا ترجيح ميدهد كه حسن همجواري و فوايد آن را انتخاب كند. مساعدت و كمك به رژيم ضدبشري صهيونيستي كه در يكصد سال گذشته، دهها هولوكاست و نسلكشي و منتهاي نژادپرستي را به نمايش گذاشته و در دشمني با تماميت اسلام و مسلمين و مردم و نظام اسلامي ايران كوتاهي نكرده، سؤال برانگيز است. سفر آقاي امير عبداللهيان به عربستان كه دوشنبه براي بررسي موضوعات مورد اهتمام دو طرف! صورت گرفت! احتمالاً براي انتقال اين «هشدار و اخطار آخر» است تا خود را در آتش خشم و واكنش ايران نسبت به صهيونيستها و مقامات امريكايي نسوزاند. حاكمان عربستان بايد بدانند كه بر اسب باخته صهيونيسم و قدرتمندي امريكا نبايد شرطبندي كنند، چرا كه اين دوران مدتي است كه به سر آمده و اصرار بر خدمترساني به آنها، نتيجهاي جز «خسران» در دو عالم نخواهد داشت.