
تشديد اعتراضـــات ضدنژادپرستي در ايالت «ميسوري» امريكا سبب شده پليس اين كشور براي به كنترل درآوردن اوضاع از تمام تجهيزات نظامي براي سركوب معترضان استفاده كند. گزارشها نشان ميدهد با ورود ماشينهاي جنگي پيشرفته، شهر فرگوسن مركز درگيريها به ميدان جنگي تبديل شده است. بهرغم گذشت دو هفته از كشته شدن «مايكل براون» نوجوان 18 ساله سياهپوست امريكايي به ضرب گلوله پليس در شهر فرگوسن در ايالت ميسوري، اعتراضات به اقدامات نژادپرستانه پليس امريكا در اين شهر و تلاش پليس براي سركوب اعتراضات همچنان ادامه دارد. اين روزها شهر فرگوسن شاهد اعتراضات هر روزه است. اين اعتراضات كمسابقه به خاطر سياستهاي نژادپرستانهاي است كه دولت امريكا همواره عليه سياهان در اين كشور اعمال ميكند. با افزايش اعتراضها و كشيده شدن آن به 100 شهر ديگر امريكا، مديريت آنها از دست پليس محلي و ايالتي خارج شده و بنابه درخواست فرماندار ميسوري، گارد ملي امريكا براي كنترل اعتراضات و به دست گرفتن اوضاع ورود كرده است. اعتراضات پس از كشته شدن يك جوان 23 ساله سياهپوست، از روز سهشنبه 28 مرداد 93 تشديد شد. گسترش اعتراضات، جي نيكسون فرماندار ميسوري را واداشت به تدابيري چون وضع منع آمد و شد شبانه روي آورد. همچنين در روزهاي اول، منطقه پرواز ممنوع بر فراز شهر فرگوسن ايجاد شد كه نشان از وخامت اوضاع داشت. با شدت گرفتن اعتراضات، باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا هم وارد ميدان شد و با صدور بيانيهاي، از مردم خواست كه آرامش خود را حفظ كنند اما اين بيانيه اوباما اثري نداشت. بخش عمدهاي از اعتراضات، به خشونت گسترده پليس امريكا عليه سياهپوستان برميگردد. نتايج يك تحقيق جديد نشان ميدهد در هر 28 ساعت، يك سياهپوست توسط پليس يا نيروهاي امنيتي امريكا كشته ميشود. شايد همين واقعيتها است كه باعث خشم عمومي سياهان شده است. در ميان همه اين اتفاقات، يك سؤال بيش از همه توجهها را به خود جلب ميكند: «چرا پليس امريكا اين همه مجهز به ميدان مقابله با تظاهرات مسالمتآميز فرگوسنيها آمده است.»
تصاويري كه از مأموران پليس در روزهاي اخير منتشر شده آنها را درحالي نشان ميدهد كه سوار بر خودروهاي زرهي، به اعتراضات پاسخ ميدهند. اين خودروهاي زرهي در اصل براي مقاومت در مقابل مين و مواد منفجره طراحي شدهاند. در بعضي تصاوير ديگر مأموران پليس در حالي ديده ميشوند كه پيراهنهاي سبز و شلوارهاي مخصوص استتار، چيزي شبيه يونيفرمهاي تفنگداران دريايي امريكا، برتن دارند و تفنگهاي ويژه M4 مورد استفاده نيروهاي ارتش، حمل ميكنند. در تصاوير ويدئويي ابري از دود خيابانهاي خالي را دربر گرفته كه به نظر ميآيد ناشي از گاز اشكآور باشد. مسئله ديگري كه در سايه اعتراضات مربوط به قتل مايكل براون، علاوه بر گرايشهاي نژادپرستانه مطرح شده، مسئله نظامي شدن پليس و استفاده از تجهيزات نظامي پيشرفته براي سركوب اعتراضات است. اين مسئله در مقايسه با گرايشهاي سنتي گرايشهاي نژادپرستانه در بين پليس امريكا، پديدهاي جديدتر به حساب ميآيد.
فرگوسن به مثابه ميدان جنگ
منابع خبري طي روزهاي اخير گزارشهاي مختلفي درباره بكارگيري تسليحات نظامي براي سركوب اعتراضات فرگوسن منتشر كردهاند. به نوشته پايگاه خبري اكسپرس فرانسه، فرگوسن براي نيروهاي پليس حكم ميدان جنگ را پيدا كرده است. پليس به تمامي تسليحات نظامي مجهز است. ماشينهاي جنگي غولپيكر، هليكوپتر، گلولههاي مشقي و گاهي واقعي، نارنجك، گاز اشكآور، اسلحههاي جنگي و غيره همه تجهيزاتي است كه اين روزها پليس از آنها براي آرام كردن اعتراضات شهروندان امريكايي استفاده ميكند. مأموران پليس با استفاده از بلندگو براي متفرق كردن مردم از خيابانها تلاش كردهاند و در اين راه به استفاده از دستگاههاي پخشكننده صداهاي آزاردهنده و خودروهاي زرهي متوسل ميشوند. پوشاندن يونيفرمهاي نظامي به مأموران پليس بيانگر اين است كه آنها خود را در ميادين جنگ تصور ميكنند و آنچه در جنگ اهميتي ندارد، آزاديهاي شهروندي دشمن است. بسياري از ناظران در امريكا معتقدند كه نيروهاي پليس در نمايش قدرتشان در روزهاي اخير زيادهروي كردهاند. پايگاه خبري فرانسوي زبان لوپوئن در تحليلي از وضعيت فرگوسن نوشت: «درگيري پليس با شهروندان امريكايي صحنه جنگ سربازان اين كشور در مناطق مختلف را به ذهن تداعي ميكند؛ اين چنين به نظر ميرسد كه پليس امريكا نقش اصلي خود را به عنوان حافظان امنيت فراموش كرده است». به نوشته اين پايگاه خبري، حضور پليس امريكا مجهز به تجهيزات جنگي پيشرفته مانند سلاحهاي سنگين، ماشينهاي ضدمين، هليكوپتر و نيروهاي امنيتي كه چيدمان آنها بيشتر شبيه نيروهاي ارتش امريكا است همه و همه اين پيام را به همراه دارد كه گويا نيروهاي امنيتي پليس امريكا نقش اصلي خود را در اين گير و دار گم كردهاند يا اينكه شايد به نفع دولت امريكا است كه نقش پليس و نيروي ارتش با هم ادغام شود.
دلايل خشونت پليس
يك گزارش دادگستري امريكا نشان داده 84 درصد نيروهاي پليس امريكا شاهد اين بودهاند كه همكارانشان از خشونت استفاده كردهاند و 61 درصد نيز گفتهاند كه خشونت پليس (همكارانشان) را گزارش نميكنند. در اين زمينه، پل كريگ رابرتز ميگويد: «من شاهد تمرينهاي آموزشي بودم كه در آن ۳۰ افسر پليس خشاب گلوله را بر يك هدف خالي كردند. ما در مورد ۴۵۰ شليك در چند ثانيه به هدفي به اندازه سر انسان صحبت ميكنيم. اين آموزشي است كه منجر ميشود ۲۳ پليس ۳۷۷ گلوله را بر سر دو مرد در ميامي خالي كنند، كه يكي از آنها از هر گونه اتهام كاملاً مبرا بود.» خشونت همهجانبه پليس عليه سياهان دلايل متعددي دارد. امكان حمل اسلحه و در نتيجه دست باز پليس در قوانين امريكا، يكي از دلايل عمده است. براساس قوانين داخلي، پليس امريكا مصونيت دارد و در صورتي كه مرتكب قتل فرد ديگري شود، مجازات نميشود. همين موضوع سبب شده تا نيروهاي پليس بدون هيچ محدوديت قانوني دست به انجام چنين اقداماتي بزنند. به گزارش پرستيوي، پل كريگ رابرتز، معاون وزارت خزانهداري امريكا در دوران رونالد ريگان، رئيسجمهور وقت امريكا در اين باره ميگويد: «خشونت پليس امريكا عليه مردم چيز تازهاي نيست و مردم امريكا چه سياه چه سفيد با خشونت پليس بيگانه نيستند.» به نظر رابرتز، موارد خشونت پليس عليه مردم آنقدر متعدد است كه گزارش آنها غيرممكن است. تنها كاري كه ميتوان انجام داد اين است كه آنها را بهانواع مختلفي طبقهبندي كنيم. نتيجه اين است كه پليس بسيار بيشتر از جنايتكاران براي عموم مردم خطرناك است. علاوه بر اين، پليس غير پاسخگو است. آنها را ميتوانند با مصونيت از مجازات، مرتكب قتل بشوند، اما اگر شما حتي به طور تصادفي يكي از آنها را لمس كنيد، راهي زندان ميشويد البته اگر از ضرب و شتم جان سالم به در ببريد. به همين خاطر طي روزهاي اخير در داخل امريكا بحثهايي درباره لزوم محدود شدن مصونيت پليس مطرح شده است.
يكي از دلايل ديگر شدت خشونت پليس امريكا، بهانه مبارزه با موادمخدر است. پليس امريكا در پوشش مبارزه با موادمخدر، خشونت زيادي از خود نشان ميدهد و هر گونه ابزاري براي مقابله با اين مسئله مورد استفاده قرار ميگيرد. ابتكار «مبارزه با موارد مخدر» ريچارد نيكسون، رئيسجمهور وقت امريكا در سال 1969 از نظر خيلي از منتقدين، عامل افزايش خشونت پليس بوده است. وحشت از وقوع اقدامات تروريستي عامل ديگري است كه سبب تجهيز پليس به پيشرفتهترين سلاحها شده است. پس از 11 سپتامبر 2001، دولت امريكا جامعه را به شدت امنيتي كرده تا از تكرار چنين حوادثي در آينده جلوگيري به عمل آورد. از اينرو، «جنگ با ترور» محدوديتهاي باقي مانده براي پليس را از بين برده است. گزارشهايي وجود دارد مبني بر اينكه تعداد امريكاييهايي كه در اثر خشونت پليس در داخل امريكا بعد از 11 سپتامبر كشته شدهاند از 5 هزار نفر گذشته است. اين در حالي است كه سربازان امريكايي كشته شده در عراق 4489 نفر هستند. گزارشهاي ديگر ميگويند كه سالانه 500 تا 1000 امريكايي بر اثر خشونت پليس كشته ميشوند كه بيشتر آنها رسانهاي نميشود.
تسليحات ارتش در دست پليس
پايان جنگ در افغانستان و عراق، به روند خشونتهاي پليس امريكا دامن زده است. گزارشهاي تأييد شده ميگويد كه پس از خروج نيروهاي امريكايي از افغانستان و عراق، تعدادي از ادوات جنگي كه در اين كشورها مورد استفاده قرار ميگرفت در اختيار پليس امريكا قرار گرفت. نيويورك تايمز در ماه ژوئن 2014 نوشته بود كه با عقبنشيني نيروهاي امريكايي از عراق و افغانستان، «ادوات جنگي مانند تفنگ ام ـ 16، نارنجكاندازها، صداخفهكنها و...، سر از ادارههاي پليس محلي درآوردهاند كه آگاهيبخشي كمي هم در مورد آنها وجود دارد.» بر اساس گزارش پنتاگون، طي دوره اوباما، ادارههاي پليس محلي امريكا دهها هزار تفنگ خودكار، نزديك به 200 هزار خشاب، هزاران قطعه تسليحات استتار و ديد در شب، ماشينهاي زرهي و هواپيما دريافت كردهاند.»
نقاب حقوق بشري
خشونت پليس امريكا عليه مردم خود با تمام ابزارهاي نظامي نمونه آشكار نقض حقوق بشر در كشوري است كه داعيه سردمداري حقوق بشر جهاني را سر ميدهد. حقوق بشر واژهاي است كه همواره امريكا براي توجيه دخالتهاي خود در جهان به كار ميبرد چنانكه با اين ادعا نيز به پروندهسازي عليه كشورها ميپردازد. اصلي كه همواره جبهه ضدامپرياليسم بر آن تأكيد داشته، آن است كه اين ادعاها صرفاً براي فريب افكار عمومي است اما اين روزها عرصه داخلي امريكا مهر تأييدي بر اين مواضع بوده است. كشوري مدعي حقوق بشر نه تنها خواستههاي مردمي را برنميتابد بلكه سركوب را پاسخ مطالبات مردمي قرار داده است كه نمود آن را در فرگوسن ميتوان به وضوح مشاهده كرد. تيراندازي به «مايكل براون» و اعتراضات و شورشهاي سياهپوستان پس از آن حالا به حادثهاي تبديل شده كه نقابها را از بسياري مسائل كنار رانده است و روي ديگر امريكا را براي جهانيان نشان داده است.