کد خبر: 655325
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۱
چرا امام خميني(ره)«كشف اسرار» را در جواب «اسرار هزار ساله» حكمي‌زاده نگاشت؟
هدف حكمي‌زاده از نوشتن كتاب «اسرار هزار ساله» چه بود، چه شبهاتي مطرح كرد و نيروهاي مذهبي به‌ويژه امام خميني چگونه به مقابله با آن پرداختند؟
فاطمه تفتيان

 

با هجوم نيروهاي بيگانه در شهريور 1320 به ايران و فروريختن پايه‌هاي استبداد رضاخاني، فضاي سياسي كشور تا حد زيادي مجال نفس كشيدن پيدا كرد. در اين ميان، نيروهاي مذهبي بيش از ديگران خشنود شدند چراكه پايان يافتن ديكتاتوري رضاخان و به تاج‌ و تخت رسيدن شاه كم‌تجربه و جوان (محمدرضا) شرايطي را فراهم آورده بود كه در آن، آزادي‌هاي بيشتري احساس مي‌شد و اين فرصت خوبي بود كه بعد از يك دوره 16 ‌ساله مقابله با مذهب، آنها در مجالي هرچند كوتاه، به احياي مراسم روضه‌خواني، سوگواري، جشن‌هاي مذهبي و ديگر فعاليت‌هاي مذهبي بپردازند.

اما اين فقط يك روي سكه بود و روي ديگر سكه حاكي از آن بود كه نيروهاي مذهبي در شرايط آزادي‌هاي لجام‌گسيخته پس از شهريور 1320 در برابر سيل هجوم افكار كمونيستي، غرب‌گرايانه و جريان‌هاي ضدديني قرار گرفته بودند و مي‌بايست براي مقابله با اين جريان‌ها، دست به اقدام مي‌زدند تا اذهان عمومي و به‌ويژه نسل جوان محصل را از گزند اين افكار مصون دارند. يكي از اين اقدامات، انتشار كتاب «كشف الاسرار» امام خميني توسط حوزه علميه بود كه در پاسخ به كتاب «اسرار هزار ساله» علي‌اكبر حكمي‌زاده به رشته تحرير درآمد و در رد شبهات وي نقش بسزايي داشت.

اينكه هدف حكمي‌زاده از نوشتن كتاب «اسرار هزار ساله» چه بود، چه شبهاتي مطرح كرد و نيروهاي مذهبي به‌ويژه امام خميني چگونه به مقابله با آن پرداختند، سؤالاتي است كه پاسخ به آنها محور اصلي اين نوشتار است.

حكمي‌زاده و جريان اصلاح مذهب

علي‌اكبر حكمي‌زاده در شهر قم و در خانواده‌اي متدين چشم به جهان گشود. پدرش، شيخ مهدي حكمي مشهور به پايين‌شهري، رئيس مدرسه رضويه و از بارزترين علماي شهر قم در زمان خودش بود، به‌طوري‌كه وقتي مرجع بزرگ، آيت‌الله شيخ عبدالكريم حائري از اراك به قم نقل مكان كرد، به‌طور موقت در منزل وي سكني گزيد.

علي‌اكبر حكمي‌زاده در اين جو علمي در شهر قم رشد يافت و زندگي‌اش را به‌عنوان طلبه علوم شرعي آغاز كرد. او در اين راه گام‌هاي مهمي پيمود؛ به‌گونه‌اي كه حاشيه‌اي بر كتاب «الكفايه في اصول الفقه» آخوند خراساني نوشت. او همچنين در اين زمان، كتابچه‌ها و مقالاتي در باب گرايش نوين نسبت به دين و احكام ديني مي‌نوشت و بدين ترتيب در سلك علماي مقلد مذهب تشيع درآمد و لباس عالمان دين را بر تن كرد و حتي در مجالس عزاداري حسيني به مرثيه‌خواني پرداخت.

اما اين رويه ديري نپاييد و چندي نگذشت كه حكمي‌زاده مسير خود را از اصلاح‌طلبي در مذهب به سمت انكار آن تغيير داد و تا آنجا پيش رفت كه پس از شهريور 1320 به مخالفت با شيعه و روحانيون پرداخت و كتاب «اسرار هزار ساله» را در اين راستا منتشر كرد؛ چراكه احساس مي‌كرد با فزوني قدرت روحانيون، بار ديگر اميدهاي وي براي اصلاحات رضاشاهي از بين رفته است. [1]

البته ناگفته نماند مسيري كه حكمي‌زاده در آن افتاد، جرياني نبود كه يك‌شبه به وجود آمده باشد، بلكه حركتي بود كه از دوره رضاشاه آغاز شده بود و كساني چون سيد اسدالله خرقاني، شريعت سنگلجي و احمد كسروي، از مروجان اصلي آن بودند. بديهي است كه دوستي و معاشرت با چنين افرادي، مصداق بارز «ره به تركستان رفتن» بود كه حكمي‌زاده نيز در اين مسير افتاد و دوستي وي با كسروي تأثير قابل توجهي در انحراف وي داشت. كسروي پيش از اين نيز تلاش‌هاي مشابهي براي جذب سيد غلامرضا سعيدي و حاج سراج انصاري انجام داده بود؛ با اين تفاوت كه در خصوص اين دو تن، توفيقي نيافته بود و آن دو به منتقدان وي تبديل شدند. اما در خصوص حكمي‌زاده، تلاش‌هاي كسروي به ثمر نشست و حكمي‌زاده را به جايي رساند كه سرانجام وي تيشه بر ريشه شيعه و روحانيت بزند. قياس كتاب «شيعي‌گري» كسروي كه تقريباً همزمان با «اسرار هزار ساله» حكمي‌زاده منتشر شد و شباهت محتوايي آنها، خود مؤيد اين سخن است. [2]

اهداف اسرار هزار ساله

سفر حاج‌آقا حسين قمي به ايران در سال 1322 كه همراه با استقبال فراوان مردم بود، نويد بازگشت تشيع سنتي به جامعه جديد را مي‌داد، به‌خصوص كه دولت سهيلي به درخواست آيت‌الله قمي پاسخ مثبت داد و اجباري بودن كشف حجاب را لغو كرد. اين مسئله واكنش حكمي‌زاده را كه افكارش به‌شدت از احمد كسروي متأثر بود و دلبستگي شديدي به اصلاحات رضاخان داشت، برانگيخت و وي كتابچه 38صفحه‌اي «اسرار هزار ساله» را در شماره 12 نشريه «پرچم» (كه متعلق به كسروي بود) منتشر كرد. [3]

هرچند حكمي‌زاده هدف خود از نگارش «اسرار هزار ساله» را زدودن انحرافات از جامعه ديني و بيان تحريفات (به‌زعم خود) دين بيان كرد، اما در حقيقت محور اصلي كتاب وي را حمله به مذهب تشيع و نقد شعاير شيعي تشكيل مي‌داد.

او در همان صفحه نخست «اسرار هزار ساله» شمشير را از رو بست و نوشت: «پيشوايان ديني ما آنچه تاكنون گفته‌اند و نوشته‌اند، تنها به قاضي رفته‌اند. . . اينك من مي‌گويم اين چيزي را كه شما دين نام نهاده‌ايد 95 درصدش گمراهي است و براي اثباتش حاضرم.» وي سپس علما را به مبارزه قلمي دعوت كرده و از آنها خواست يا جواب سؤالات او را بدهند يا اينكه كنار روند و به‌اصطلاح او استعفا دهند. [4]

حكمي‌زاده در اين كتابچه نوشته‌هاي خود را در شش فصل با عنوان‌هاي خدا، امامت، روحاني، حكومت، قانون و حديث دسته‌بندي كرد و در آخر 13 پرسش خود را مطرح كرد: حاجت خواستن از پيامبر و ائمه و توسل به آن‌ها، درست يا نادرست بودن استخاره، چرايي عدم‌تصريح اصل امامت در قرآن، نقد احاديث مربوط به عزاداري و ثواب آن، حدود قدرت مجتهد در عصر غيبت، نقد نحوه تأمين مخارج روحانيون، مصداق دولت ظلمه، ماليات و زكات، قانون و قانونگذاري، ايراد به ابدي بودن قوانين اسلام، ناسازگاري برخي احاديث با عقل و زندگي و علت علاقه مردم به دين، مسائل مطروحه در سؤالات وي بودند كه به‌طور مستقيم شعاير مذهب شيعه را هدف قرار داده بودند. [5]

ناگفته نماند كه «اسرار هزار ساله» حكمي‌زاده در كنار هدف تخريب مذهب شيعه و زير سؤال بردن روحانيت، دفاع از اصلاحات ضدمذهبي رضاخان و حمايت از وي را نيز در دستور كار خود قرار داده بود. اين مسئله را مي‌توان در همان صفحات نخست كتاب با طرح پرسش‌هايي از قبيل «آيا ايرانيان در زمان رضاشاه آسوده‌تر بودند يا پيش از او؟» و «آيا ادارات و نظام ايران را رضاشاه خراب كرد يا از پيش خراب بوده؟» مشاهده كرد. وي در بخش‌هاي بعدي كتاب نيز به فراخور سخن، از اصلاحات رضاشاه دفاع كرد و اقدامات روحانيون در مخالفت با وي را به نقد كشيد. [6]

واكنش روحانيون و حوزه علميه

انتشار كتاب «اسرار هزار ساله» كه با القاي شبهاتي بر مكتب شيعه تاخته بود، هياهويي در جامعه آن روز ايران پديد آورد. سؤالات و شبهات مطروحه به‌سرعت در حوزه علميه قم پيچيد و عده‌اي از علما همچون شيخ محمد خالصي‌زاده را به فكر پاسخگويي انداخت و رديه‌هاي چندي بر اين كتاب نوشته شد. اما بيم انتشار استدلال‌هاي ضعيف و نثرهاي ناپخته‌اي كه نتواند از اعتقادات و باورهاي تشيع به‌طور كامل دفاع كند، باعث اتفاق‌نظر روحانيون درباره اين مسئله شد كه دفاع مستدل و مستندي به‌عنوان نظر رسمي حوزه منتشر شود و از ميان جواب‌ها و رديه‌هايي كه نوشته شده است، يكي كه از همه كامل‌تر و بهتر است انتخاب شده و حوزه فقط همان را منتشر كند و از انتشار بقيه جلوگيري نمايد. لذا رديه امام خميني با عنوان «كشف الاسرار» انتخاب شد و از خالصي‌زاده و ديگران خواسته شد تا از انتشار رديه‌هاي خود صرف‌نظر كنند.

آقاي بدلا در اين‌باره مي‌نويسد: «براي انجام اين امر، بنده مأمور شدم و به كاشان كه آقا شيخ محمد خالصي در آنجا تبعيد بود، رفتم و بالاخره ايشان را از انتشار كتابش منصرف نمودم. . . »[7]

بدين ترتيب «كشف‏ اسرار» امام خميني كه در مدت زماني كوتاه نوشته شده و به‌خوبي معرف وسعت و عمق اطلاعات فلسفي، كلامي و فقهي نويسنده‌اش بود، به‌عنوان مهم‌ترين و مستدل‏ترين پاسخ به شبهات «اسرار هزار ساله» از طرف حوزه علميه منتشر شد.

كشف الاسرار، رديه‌اي بر اسرار هزار ساله

هنگامي كه «اسرار هزار ساله» حكمي‌زاده منتشر شد، امام خميني سكوت را روا ندانستند و با احساس مسئوليت شديد براي دفاع از اسلام و پاسخ به آن شبهات واهي به پا خاستند و مدتي درس خود را تعطيل كردند.

در خاطره‌اي از فرزند ايشان نقل است كه امام در اين زمينه فرموده بودند: «يك‌بار در حال رفتن به مدرسه فيضيه مشاهده كردم كه عده‏اي دارند راجع به كتاب اسرار هزار ساله بحث مي‏كنند، ناگهان به ذهنم آمد كه ما داريم درس اخلاق مي‏گوييم، حال آنكه اين بحث‌ها در حوزه‌ها هم نفوذ پيدا كرده است. » از اين رو، ايشان بلافاصله تصميم مي‏گيرند از وسط مدرسه فيضيه برگردند و ديگر به درس نمي‏روند. طي يك ماه تا 40 روز تقريباً همه كارها را كنار مي‏گذارند و كتاب «كشف الاسرار» را در نقد آن رساله مي‏نويسند. [8]

امام خميني در اين اثر سياسي، عقيدتي و اجتماعي، با قلمي آتشين اما دقيق، گام‌به‌گام با مطالب «اسرار هزار ساله» پيش رفته و به شبهات و تبليغات ضدديني آن پاسخ گفته‌اند. ايشان در مقدمه «كشف الاسرار»، ضمن نشان دادن ريشه اين قبيل اشكال‌تراشي‌ها در انديشه‌هاي ضاله وهابيت، هدف آنها را حمله به علماي اسلام «براي كوچك و خوار كردن آنها در بين توده» بيان كرده و سپس در جواب سؤالات حكمي‌زاده درباره رضاشاه، به افشاسازي سياست‌هاي ضدملي و لائيك رضاخان و دشمني او با روحانيت پرداخته‌اند:

«در اين 20 سال كه به‌درست دوره اختناق ايران و دين به‌شمار مي‌رفت، همه ديديد و ديديم كه بالاتر هدف رضاخان علما بودند و آن‌قدر كه او با آنها بد بود با ديگران بد نبود. چون مي‌دانست اگر گلوي اين‌ها را با سختي فشار ندهد و زبان آنها را در هر گوشه با زور سرنيزه نبندد، تنها كسي كه با مقاصد مسموم او طرفيت كند و با رويه‌هايي كه مي‌خواست برخلاف نفع مملكت و صلاح دين اتخاذ كند مخالفت نمايد، آنها هستند...»[9]

ايشان در ادامه براساس همان تقسيم‌بندي «اسرار هزار ساله»، كتاب خود را در شش گفتار و با عناوين توحيد، امامت، روحاني، حكومت، قانون و حديث تنظيم كرده و به استناد حقايق تاريخي، ضمن طرح و نقد آراي فلاسفه يونان قديم، فلاسفه اسلامي و فلاسفه معاصر غرب، بر حقانيت تشيع و نقش سازنده روحانيت اسلام تأكيد ورزيده و با گواه گرفتن آيات قرآن، قاطعانه به شبهات و سؤالات حكمي‌زاده پاسخ دادند و ضمن طرح بازگشت به هويت اسلامي، تفسيرهايي جامعه‌نگرانه و انتظاري حداكثري را از دين ارائه كردند.

پاسخ‌گويي به شبهات ديني حكمي‌زاده در اين شش گفتار بيشترين حجم كتاب «كشف الاسرار» را به خود اختصاص داده است.

علاوه بر اين، امام خميني در بخش‌هايي از كتاب خود، مطالبي را بيان كردند كه مربوط به انديشه سياسي ايشان بوده و در واقع مباني نظري ايشان پيرامون حكومت اسلامي در عصر غيبت را به‌صورت مختصر ارائه مي‌دهد. به‌عنوان مثال، ايشان در پاسخ به ادعاي حكمي‌زاده مبني بر اينكه فقها حكومت را حق خويش مي‌دانند (با اين تحليل كه هدف وي رودررو قرار دادن دولت با روحانيت رو به رشد است) بيان كردند كه با اينكه ولايت فقيه ايده‌آل حكومت اسلامي است، اما علما به نظارت فقها و اجراي قوانين اسلامي قانع هستند و درصدد به دست آوردن حكومت نيستند. [10]

بدين ترتيب، امام خميني در «كشف الاسرار»، ضمن پاسخ به سؤالات و شبهات حكمي‌زاده، انديشه حكومت اسلامي و ولايت فقيه در عصر غيبت را مطرح كرده و طرح نويني از حكومت اسلامي برمبناي «ولايت فقيه»، به‌عنوان تنها حكومت مطلوب، ارائه داده‌اند. يان ريچارد در اين‌باره مي‌گويد: «در اين كتاب، طرح يك حكومت اسلامي كه تحت نفوذ مجتهدين باشد عرضه گرديد.»[11]

پاسخ‌هاي امام خميني در كشف الاسرار چنان مستدل و محكم بود كه حكمي‌زاده را ناچار به عقب‌نشيني كرد و اهداف وي و حاميانش در تخريب تشيع، حمايت از رضاخان و رودررو قرار دادن دولت با روحانيت رو به رشد را نافرجام گذاشت.

فرجام سخن

با انتشار كتاب «اسرار هزار ساله» حكمي‌زاده و طرح سؤالات و شبهات متعدد در خصوص مكتب تشيع، امام خميني سكوت را جايز ندانسته و در مدت زمان كوتاهي، كتاب «كشف الاسرار» را در پاسخ‌گويي به شبهات مطرح‌شده به رشته تحرير درآوردند.

ايشان در اين كتاب در كنار جريان‌شناسي ماهيت افكار حكمي‌زاده و كسروي و پاسخ‌گويي به شبهات آنان و بيان سستي منطق كساني چون شريعت سنگلجي، از فرصت پاسخ‌گويي استفاده كرده و ضمن افشاي ماهيت ديكتاتوري و ضدروحاني حكومت رضاشاه، به دفاع از حريم مكتب تشيع و تشريح ديدگاه‌هاي مجتهدان شيعه در باب حكومت و چگونگي تعامل علما با سلاطين و پادشاهان پرداخته و مسئله ولايت فقيه را مطرح كردند. پاسخ‌هاي مستدل ايشان در «كشف الاسرار»، اهداف «اسرار هزار ساله» و جريان به‌اصطلاح اصلاح‌طلبي مذهبي را به ناكامي كشاند.

پي نوشت‌ها:

[1]. رسول جعفريان، جريان‌ها و سازمان‌هاي مذهبي- سياسي ايران (از روي كار آمدن محمدرضاشاه تا پيروزي انقلاب اسلامي)، تهران، نشر علم، 1391، ص 48 تا 50.

[2]. همان، ص 52.

[3]. همان.

[4]. علي‌اكبر حكمي‌زاده، اسرار هزار ساله، هفته‌نامه پرچم، 1322، شماره 12، ص 4: http://ketabnak. com/comment. php?dlid=16834

[5]. همان، ص 47 و 48.

[6]. همان، ص 6.

[7]. سيدحسين بدلا، كشف الاسرار و زمينه پيدايش آن، كيهان انديشه، فروردين و ارديبهشت 1369، شماره 29، ص 166.

[8]. نجف لك‌زايي، سير تطور تفكر سياسي امام خميني (ره)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1383، ص 128.

[9]. روح‌الله خميني، كشف الاسرار، نشر آزادي، بي‌تا، ص 9.

[10]. جعفريان، همان، ص 57.

[11]. جلال درخشه، تبارشناسي نظريه حكومت در انديشه امام خميني(ره)، علوم سياسي، دانشگاه باقرالعلوم، بهار 1380، شماره 13، ص 213.

منبع: برهان

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها