کد خبر: 641217
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۷:۲۹
گزارشي درباره موج تازه خداحافظي ملي پوشان
بزرگ‌ترين آرزوي همه فوتباليست‌ها در هر كشوري پوشيدن پيراهن تيم ملي كشورشان است
سعيد احمديان
بزرگ‌ترين آرزوي همه فوتباليست‌ها در هر كشوري پوشيدن پيراهن تيم ملي كشورشان است، اين بازيكن مي‌خواهد در كشوري مانند برزيل كه يكي از قطب‌هاي فوتبال دنيا است بازي كند يا هر كشور كوچكي مانند مالديو كه جايي در بين تيم‌هاي مطرح جهان ندارد، مهم بازي براي تيم ملي است؛ آرزويي كه اوج موفقيت يك فوتباليست است، از آن بالاتر پوشيدن پيراهن تيم ملي در مهم‌ترين رقابت فوتبال دنيا يعني جام جهاني است، اين رويايي است كه خيلي‌ها فوتبالشان را با آن شروع مي‌كنند و نهايت آرزويشان است و كمتر كسي است كه در آستانه رسيدن به چنين رويايي به آن پشت كند و قيد آن را بزند اما چند وقتي است كه پشت پا زدن به تيم ملي در فوتبال ايران باب شده است، آن هم بازيكناني كه مي‌توانند براي تيم ملي كشورشان مهره مؤثري باشند و مربي تيم هم حساب وي‍ژه‌اي روي آن باز كرده است اما تصميم خداحافظي آن هم به بهانه‌هاي مختلف از تيم ملي در فوتبال ايران آنقدر طبيعي شده است كه ديگر كمتر كسي تعجب مي‌كند وقتي بشنود يك بازيكن ملي‌پوش در آستانه جام جهاني از تيم ملي كناره‌گيري مي‌كند.
در سه سالي كه كارلوس كرش روي نيمكت ايران مي‌نشيند او بارها با چنين خداحافظي‌هايي روبه‌رو شده است كه او را كه در بالاترين سطح فوتبال دنيا مربيگري كرده گيج كرده است. جباري و رحمتي دو نمونه از بازيكناني هستند كه هر كدام به بهانه‌هاي متفاوت در دو سال گذشته قيد بازي در تيم ملي و همچنين حضور در جام جهاني را زده‌اند. همين است كه كارلوس كرش وقتي اين رفتار را مي‌بيند عنوان مي‌كند كه در كشورهاي ديگر همه براي بازي در تيم ملي صف مي‌بندند و سر و دست مي‌شكنند اما در ايران بر عكس آن اتفاق مي‌افتد و بازيكناني هستند كه به پيراهن تيم ملي كشورشان پشت مي‌كنند!
      
بايد به سال‌ها قبل برگشت و پاي صحبت‌هاي قديمي‌هاي فوتبال نشست؛ همان بازيكناني كه در زمانه‌اي كه پول در اين فوتبال نبود و بازيكنان براي عشق فوتبال بازي مي‌كردند،پيراهن تيم ملي برايشان ارج و قرب زيادي داشت، آنقدر كه برايش حتي حاضر بودند جان بدهند. وقتي پشت دروازه تيم ملي قرار مي‌گرفتند و نامشان در بين دعوت شده‌ها نبود، تلاششان دو چندان مي‌شد تا بالاخره آنقدر خوب براي تيم‌هاي باشگاهي‌شان بازي مي‌كردند كه در نهايت سرمربي تيم ملي را مجاب مي‌كردند تا پيراهن ايران را بپوشند. وقتي هم در تركيب قرار مي‌گرفتند تمام توانشان را مي‌گذاشتند براي پيروزي ايران. بازيكني مانند حسن روشن در انتخابي جام جهاني 78 آر‍ژانتين با پاي مصدوم دو گل به كويت مي‌زند و خم به ابرو هم نمي‌آورد چراكه پيراهن ايران كه تنشان بود برايشان مقدس بود يا بازيكني مانند علي دايي در بازي‌هاي آسيايي هيروشيما حتي با طحال پاره براي تيم ملي بازي كرد، طوري كه پزشكان بعد از بازي وقتي او را معاينه كردند گفتند كه تنها يك معجزه او را نجات داده است يا همين نزديك‌تر سال پيش آندو كه در بازي آخر ايران در انتخابي جام جهاني مقابل كره 75 دقيقه با بازوي شكسته بازي كرد.
      
اما اين تنها يك روي سكه بود، روي خوب، رويي كه پيراهن تيم ملي برايشان ارزش دارد، روي ديگر سكه اما سياه است، هر چقدر هم بازيكناني از اين دست اندك‌شمار باشند اما سبب مي‌شود تا خيلي‌ها تأسف بخورند، تأسف به حال كسي كه فرصت بازي براي تيم ملي كشورش را داشت اما آن را به راحتي از دست داد. يكي مانند مهدي رحمتي به بهانه استراحت و اينكه حضور مستمرش در بازي‌هاي تيم ملي و باشگاهي او را خسته كرده، از تيم ملي كنار مي‌رود يا يكي ديگر مانند مجتبي جباري احتمال آسيب‌ديدگي‌اش را بهانه مي‌كند تا پيراهن تيم ملي را در جام جهاني نپوشد و در عوض سال‌هاي بيشتري بتواند در كشورهاي عربي حساب بانكي‌اش را پر و پيمان كند. اين روي تلخ فوتبال ايران كه خيلي‌ها را متعجب كرده كه چطور يك فوتباليست در حالي كه فاصله زيادي تا بزرگ‌ترين رخداد طول عمر ورزشي‌اش ندارد به همين راحتي به آن پشت مي‌كند تا آه حسرت خيلي از فوتباليست‌هاي ايران بلند شود كه اگر فرصت جباري و رحمتي را داشتند حتي يك ثانيه هم رسيدن به چنين موقعيتي را از دست نمي‌دادند!
      
صحبت‌هاي كرش هم در مواجهه با چنين بازيكناني مي‌تواند درسي براي مربيان ايراني باشد. او از وقتي كه سرمربي تيم ملي شده است هيچ وقت به چنين بازيكناني روي خوش نشان نداده و بارها در مصاحبه‌هاي مطبوعاتي درباره اين بازيكنان گفته است:« تيم ملي جاي نق زن‌ها نيست و جاي كساني است كه از خودشان براي تيم ملي مايه مي‌گذارند. . . بهترين جايگزين بازيكناني خواهند بود كه بالاتر از همه چيز خودشان را فداي تيم ملي مي‌كنند و دوست دارند كه در جمع تيم ملي باشند و براي من مهم بازيكناني هستند كه خودشان را در اختيار تيم ملي مي‌گذارند. من بايد مطمئن باشم آنهايي كه به خودشان فكر مي‌كنند و به منافع تيم فكر نمي‌كنند در تيم من نيستند و آنهايي كه حاضر نيستند از خودشان بگذرند.» پس از خداحافظي جباري از تيم ملي تعجب او بيشتر هم شد كه چگونه در چنين سطحي اين اتفاقات مي‌افتد و بازيكني تيم ملي كشورش را رها مي‌كند. همين بود كه باعث شد او در آخرين كنفرانس مطبوعاتي‌اش در اين باره كنايه‌اي هم به فوتبال ايران بزند و بگويد:« من در حدود ۲۳ تيم ملي و باشگاهي حضور داشته‌ام و در همه آنها بازيكنان زيادي براي حضور در تركيب اصلي مي‌جنگيدند، اما در ايران براي فرار از تيم صف كشيده‌اند. متأسفانه اين بدعتي است كه در تيم ملي ايران گذاشته شده است. از رحمتي شروع شد و بعد عقيلي و نمازي و حالا هم جباري. در اين حالت دو كار مي‌توان كرد؛ يا بخندم يا گريه كنم. من ترجيح مي‌دهم به اين وضعيت بخندم. دليل لبخند زدنم هم اين است كه راحت‌تر است كه من با كساني كار كنم كه با عشق و علاقه در خدمت تيم ملي خواهند بود. در آخرين صحبت‌هايي كه مدير باشگاه الاهلي انجام داده تأكيد كرده كه جباري مي‌تواند به ايران برود و براي تيم ملي بازي كند. من قطعاً اين را در كتاب خاطراتم خواهم نوشت كه ما از قطر حمايت بيشتري دريافت كرديم تا از بازيكنان خودمان.»
      
امير حاج رضايي كارشناس فوتبال ايران كه در دهه 50 براي تيم ملي بازي كرده و اين فرصت را از دست نداده است درباره موج خداحافظي بازيكنان از تيم ملي به «جوان» مي‌گويد:« در تمام دنيا پوشيدن پيراهن تيم ملي افتخار بزرگي است كه كمتر بازيكني حاضر مي‌شود آن را از دست بدهد و با اتفاقاتي كه براي اين چند بازيكن افتاده هضم آن براي من سخت است كه بازيكني اين فرصت را از دست بدهد. البته در كشورهاي ديگر هم مي‌توان بازيكناني را مثال زد كه زياد علاقه نداشته‌اند براي تيم ملي كشورشان بازي كنند، بازيكناني مانند برند شوستر و اشتفان افن برگ در آلمان از جمله اين بازيكنان بودند. با اين حال واقعاً برايم دير باور است كه بازيكني در فاصله چند ماه تا جام جهاني چنين تصميمي بگيرد. البته من از دلايل اين تصميم‌ها اطلاعي ندارم و نمي‌توانم در اين باره قضاوت كنم.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار