کد خبر: 641149
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۳:۵۳
تاوان تلخ بي‌تفاوتي نسبت به امر به معروف و نهي از منكر
برداشت اول ساعت حدود 12 شب است و ستاره‌ها در آسمان نظاره‌گر ما زميني‌ها شده‌اند.

برداشت اول

ساعت حدود 12 شب است و ستاره‌ها در آسمان نظاره‌گر ما زميني‌ها شده‌اند.
شما در حال بازگشت از كار، كلاس يا حتي مهماني هستيد. خيابان كاملاً خلوت است و پرنده هم در آن پر نمي‌زند. در همين گير و دار به يكباره دو، سه نفر از راه مي‌رسند. نگاه‌ها، حركات و حرف‌هايشان كاملاً تأييد مي‌كند كه اين چند نفر نه يك رهگذر عادي بلكه افرادي مزاحمند و مقصودشان از حضور در اين خيابان خلوت و در اين ساعت شب ايجاد مزاحمت براي ديگران است. ضربان قلبتان عادي نيست و نگرانيد. در حالي كه با چشم‌هايتان در جست‌وجوي گريزگاهي براي فرار از اين مهلكه هستيد ناگهان فرد يا گروه ديگري از راه مي‌رسند. از وجنات گروه دوم به نظر نمي‌رسد مزاحم باشند. با حضور اين چند نفر تازه‌وارد اميدي در دل شما شكل مي‌گيرد؛ ‌اميد به آنكه با دخالت گروه دوم از دست گروه اول خلاص شويد.

برداشت دوم؛‌ به من چه!

صحنه درست همان صحنه قبل است اما حالا خودتان را نه به جاي فردي كه افراد شرور مزاحمش شده‌اند بلكه در جايگاه گروه دومي قرار دهيد كه در اين صحنه حاضر شده‌اند و شاهد هستند كه فردي مورد آزار افراد شروري قرار گرفته است. در چنين شرايطي اين شما هستيد كه بايد انتخاب كنيد چه رفتاري داشته باشيد. مي‌توانيد بدون آنكه به عاقبت ماجرا فكر كنيد به سرعت صحنه را ترك كنيد. اگر هم يك وقت وجدان به سراغتان آمد و خواست در ذهنتان دغدغه‌اي ايجاد كند سعي كنيد با جمله معروف «‌به من چه خودمو بندازم تو دردسر» ‌ماجرا را با خودتان حل و فصل كنيد.

برداشت سوم؛‌ ترديدي بجا

‌حالت ديگري هم وجود دارد؛ ‌اينكه شما خودتان را به جاي فردي قرار بدهيد كه مزاحم او شده‌اند. در اين صورت فكر كنيد انتظار شما از افرادي كه از كنار چنين صحنه‌اي عبور مي‌كنند چيست؟ اگر بنا باشد اين افراد بدون توجه به شما و اتفاقاتي كه هم اكنون و شايد لحظاتي بعد براي شما مي‌افتد صحنه را ترك كنند شايد شما هم فردا در صفحه حوادث روزنامه‌ها جاي بگيريد و فرد يا افرادي كه از كنار چنين صحنه‌اي عبور كرده‌اند كارنامه عملكرد خود را به وضوح در اين دنيا ملاحظه كنند چراكه حضور و دخالت آنان مي‌توانست پايان متفاوت و احتمالاً خوشايندتري را براي حادثه رقم بزند.

برداشت چهارم؛ نمره امر به معروف و نهي از منكر ما

‌ حادثه مضروب شدن علي خليلي كه دو سال پيش به دليل بي‌مهري مسئولان جامعه جانباز شد و حالا بايد با عنوان «شهيد علي خليلي» ‌از او ياد كنيم را كه يادتان هست. حادثه‌اي كه آن شب در آن خيابان تاريك شرق تهران رخ داد چيزي شبيه روايتي است كه شما خودتان را هر بار در جاي يكي از شخصيت‌هاي آن قرار داديد و فكر كرديد اگر شما جاي اين افراد بوديد چه مي‌كرديد و كار درست چه بود؛ اين طلبه جوان ناهي از منكر تصميم گرفت درست‌ترين كاري را كه بر اساس عقل، ‌منطق، ‌وجدان و حتي حقوق شهروندي مي‌شود انجام داد، ‌انجام بدهد و درست‌ترين تصميم را بگيرد؛‌ تصميمي كه در قالب فرهنگ ملي ما «‌جوانمردي» ‌و در فرهنگ اسلامي ما «‌نهي از منكر» نام دارد. شايد برايتان اين سؤال پيش بيايد كه اگر علي خليلي تصميم درستي گرفت كه اين طور به نظر مي‌رسد پس چرا عاقبت اين ماجرا اينگونه رقم خورد و اين جوان از همان لحظه نخست و مواجه شدن با اشراري كه او را مجروح و مضروب كردند با چالش و بي‌مهري مواجه شد. شاهد اين ادعا هم سر باز زدن 26 بيمارستان از پذيرش وي و در نهايت پذيرش در بيمارستاني خصوصي با مطالبه هزينه‌اي كلان بود و همه اين اتفاقات در شرايطي رخ داد كه علي خليلي در خون خود مي‌غلتيد و يك يك ثانيه‌ها در مرگ يا زندگي و عمق آسيبي كه به وي وارد شده بود اثرگذار بودند. به بيان ديگر شايد اگر نخستين بيمارستان علي را پذيرفته بود آخر اين ماجرا براي جامعه ما شيرين‌تر مي‌شد هر چند اين جوان ناهي از منكر به جايگاه شايسته‌اش يعني «شهادت» دست يافت اما با شهادت علي خليلي نمره جامعه در اصل مهم و تأثيرگذاري همچون «امر به معروف و نهي از منكر‌»‌ به عنوان يكي از بازدارنده‌هاي اجتماعي و كنترل‌كننده‌هاي دروني جامعه، شايسته جامعه اسلامي و سبك زندگي ايراني اسلامي نبود.

برداشت پنجم؛ يك نشانه تلخ

علي خليلي مي‌توانست جانباز باشد و در اين جايگاه والا بنشيند اما عدم اتصال حلقه‌هاي زنجير امر به معروف و نهي از منكر موجب شد تا پاياني تلخ و نمره غيرقابل قبول اجتماعي در اين ماجرا رخ دهد. حلقه‌هاي ديگر اين زنجير بي‌تفاوتي از عدم‌احساس مسئوليت و حضور بموقع اورژانس آغاز شد و به بيمارستان‌هايي رسيد كه اين جوان را پذيرش نكردند. در نهايت اما پس از روشن شدن ماجرا، ‌نوبت به مسئولان رسيد كه وظيفه و تعهدشان را در قبال وي به درستي به جا نياورند تا علي خليلي به مقام بلند شهادت نائل آمد. شهادت علي شايد يكي از نشانه‌هايي است كه ضرورت امر به معروف و نهي از منكر را به رخ مي‌كشد اما اين موضوع از زواياي ديگري نيز قابل بررسي است.

برداشت ششم؛ احساس خوشايند تعهد در برابر ديگران

‌ شايد هيچ جاي دنيا را نتوانيد پيدا كنيد كه امر به معروف و نهي از منكر وجود نداشته باشد. هر چند نظارت اجتماعي، توصيه به خوبي‌ها و جلوگيري از بدي‌ها و ناكاستي‌ها ممكن است در جوامع غيراسلامي تحت عنوان امر به معروف و نهي از منكر مطرح نشود اما هر جامعه‌اي براي خودش ساز و كاري دارد تا بتواند مشاركت عمومي شهروندان را در مديريت جامعه به كار بگيرد زيرا اين بهترين و كارآمدترين روش مديريت اجتماعي است كه كمترين آسيب را براي جامعه دارد و احساس مسئوليت افراد در برابر اتفاقات پيراموني‌شان مي‌تواند كنترل اجتماعي خودجوشي را به‌وجود آورد. حتي در جوامع غربي هم تشكل‌هايي در قالب NGO‌هاي غيردولتي بر عملكرد دولت و سازمان‌هاي مهم نظارت دارند و در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي، ‌اقتصادي و فرهنگي مطالباتي را مطرح مي‌كنند. هر چند ممكن است خيلي وقت‌ها اين ساختارها نه بر اساس اصول اخلاقي بلكه بر پايه اصول و انديشه‌هاي اومانيستي شكل بگيرد اما به هر حال اين ساختارها توانسته است تا حد زيادي بر كنترل دروني جامعه اثرگذار باشد. اما اسلام با تعيين امر به معروف و نهي از منكر به عنوان دو اصل از فروع دين متعالي‌ترين شكل از تعهد افراد جامعه در قبال يكديگر و جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنند را ساماندهي كرده است. تعهدي كه رنگ و بوي شرعي و الهي دارد و از اين منظر با ريشه‌هاي فطري وجودي ما ارتباط مي‌گيرد. اما خب هر جا كه ما از فطرتمان دور شده‌ايم به تناسب اين دوري در آستانه آسيب‌هاي تازه‌اي قرار گرفته‌ايم. حالا هم كمرنگ شدن اصول امر به معروف و نهي از منكر براي جامعه ما تبعاتي را در بر داشته است. ضرب و جرح برخي از آمران به معروف در كنار شهادت علي خليلي هم زنگ خطري جدي است كه به هر يك از ما گوشزد مي‌كند همانگونه كه مسائل و مشكلات ديگران براي برخي از ما مهم نيست ممكن است وقتي من و شما هم به دردسر مي‌افتيم هيچ كس به سراغمان نيايد. از همه مهم‌تر اينكه جامعه‌اي كه براي آمران به معروف ناامن شود، براي افراد شرور و وقوع شرارت امن خواهد شد. اين در حالي است كه سبك زندگي ايراني- اسلامي، سبك «به تو چه، به من چه» نيست و هميشه اين حديث نبوي در گوش ما زنگ مي‌زند كه «‌كلُكم راع و كلُكم مسئول عن رعيته»‌. معناي اين حديث شريف نيز به زيبا‌ترين وجه ممكن حقوق شهروندي را متذكر مي‌شود؛ حقوقي كه با كمرنگ شدن امر به معروف و نهي از منكر در جامعه از سوي خود ما پايمال خواهد شد و نظارت اجتماعي مبتني بر احساسات دروني ما براي تعهد به رعايت هنجارهاي اجتماعي جامعه خودمان را متزلزل مي‌نمايد.

برداشت هفتم؛ غربي‌ها هم امر به معروف و نهي از منكر دارند

‌ امر به معروف و نهي از منكر را حتي علوم انساني غربي با نظريات اومانيستي‌اش مي‌پذيرد و اجرايي مي‌كند. نظارت و بازرسي اجتماعي موجب تطبيق فرد با هنجارها و فرهنگ مقبول و دامنه‌دار جامعه است و بنابراين تقريباً تمامي صاحبنظران حوزه‌هاي اجتماعي آن را قبول دارند. از سوي ديگر تجربه نشان داده است اگر اين نظارت اجتماعي بر چارچوب اصيل و مستحكم سوار شود، منطقي‌تر و دقيق‌تر اعمال خواهد شد و در نتيجه بهتر مي‌تواند هنجارها و ارزش‌هاي جامعه را حفظ و با ضد ارزش‌ها مقابله كند. آموزه‌هاي ديني با ريشه در فطرت انسان‌ها در واقع همان چارچوب مستحكمي است كه با قرار گرفتن در كنار عرف‌هاي جامعه مي‌تواند بهترين و ماندگارترين نظارت همگاني را پديد آورد و به مصونيت اجتماعي منجر شود. «آگوست كنت» جامعه‌شناس نيز نظارت و بازرسي اجتماعي را به شكلي گسترده‌تر تحت عنوان «قدرت معنوي» مطرح مي‌كند و مي‌گويد: مقصود از قدرت معنوي استقرار حكومت عقيده است؛ يعني استقرار و حفظ اصولي كه بايد بر روابط اجتماعي گوناگون حاكم باشد. وي صفت اصلي قدرت معنوي را هدايت عالي تعليم و تربيت مي‌داند به گونه‌اي كه قدرت معنوي بر تعليم و تربيت‌عمومي نظارت مي‌كند.

برداشت هشتم؛‌مصونيت جامعه با نظارت اجتماعي

تجربه اين قدرت معنوي در جامعه ايران ريشه در تاريخ كهن اين سرزمين دارد و با ظهور اسلام در سرزمين ما، اين قدرت معنوي كنترل و نظارت اجتماعي تحت عنوان امر به معروف و نهي از منكر استحكام بيشتري يافت. به بيان ديگر با نگاهي به سير تحولات فرهنگي اجتماعي مردم كشورمان در طول تاريخ درمي‌يابيم در سبك زندگي ايراني- اسلامي ما هم نظارت عمومي و بازرسي اجتماعي بسيار قدرتمند و منطقي بوده است. در فرهنگ و سبك زندگي ما به منافع فردي هم توجه مي‌شود اما تأمين اين منافع زير سايه منافع جمع است. بدين گونه مي‌توان با اجراي صحيح امر به معروف و نهي از منكر ساختاري جدي براي دفاع خودجوش جامعه از خودش تشكيل داد. بديهي است چنين جامعه‌اي تا حد زيادي در برابر آسيب‌هاي بيروني مصون و اصالت فرهنگي‌اش حفظ مي‌ماند. بارزترين نمونه و مصداق اين تعهد و نظارت اجتماعي را مي‌توان در شكل‌گيري جنبش انقلاب اسلامي و 8 سال دفاع مقدس مشاهده كرد؛ دوران‌هاي افتخارآميزي كه اگر بنا بود مردم ما تنها به منافع خودشان فكر كنند هرگز شاهد شكل‌گيري اين دو حماسه نبوديم و ناگزير مي‌شديم در برابر سلطه بيگانگان سر تعظيم فرود آوريم اما به بركت اجراي همين امر به معروف و نهي از منكر مردم ايران در سراسر جهان به آزادگي شناخته مي‌شوند.

برداشت نهم؛ اگر كشتي جامعه سوراخ شود...

پس امر به معروف و نهي از منكر نه فقط يك نسخه ديني كه يك راهكار اجتماعي و مصداقي از فرهنگ ايراني- اسلامي در سبك زندگي ماست بنابراين مي‌توان كمرنگ شدن مسئله امر به معروف و نهي از منكر و رخ دادن حوادثي براي آمران به معروف را نشانه‌اي از توفيق تهاجم فرهنگي گسترده‌اي دانست كه عليه جامعه ديني و ملي ما شكل گرفته است. به عبارت ديگر غرب دريافته بهترين راهكار براي نفوذ در جامعه اسلامي ايران براي پياده‌‌سازي اهداف بعدي‌اش اين است كه افراد جامعه را نسبت به يكديگر و اجتماع بي‌تفاوت كند و با تزريق فرهنگ «‌مشكل من كه نيست»‌ تعهد و نظارت اجتماعي را از بين ببرد و رخنه جدي در دژ مقاوم جامعه ايراني به‌وجود آورد؛‌رخنه‌اي به بزرگي كنار گذاشتن اصل امر به معروف و نهي از منكر.

اين در حالي است كه رسول گرامي اسلام در بيان فلسفه امر به معروف و نهي از منكر فرمودند: «گروهي از افراد بر يك كشتي سوار شدند و كشتي در عرصه دريا به حركت درآمد. يكي از مسافران به اين عذر و بهانه كه محلي كه در كشتي نشسته‌ام، متعلق به خود من است، به سوراخ كردن همان نقطه از كشتي پرداخت. آب كم‌كم بالا آمد و تمام كشتي پر آب شد و سپس غرق گرديد. اگر ساير مسافران جلو اين مسافر جسور را گرفته بودند، از غرق شدن كشتي جلوگيري مي‌شد.»

نبايد فراموش كنيم كه ناديده گرفتن حقوق شهروندي براي داشتن جامعه‌اي سالم، ‌رعايت هنجارهاي اجتماعي و اعتراض به كساني است كه اين فرهنگ و هنجارها را زير پا مي‌گذارند، و گرنه هم خود و هم جامعه را غرق خواهند كرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها