پايگاه خبري پليس: 1- يكي از منظره هاي سياه ، زشت و خشن دنياي معاصر وقوع كنش هاي رذيلانهاي است كه در ادبيات سياسي و جامعه شناختي از آن با عنوان ” تروريسم " ياد ميشود. اين كنش نفرت انگيز هر از چند گاهي گروهي از انسانها را در اقصي نقاط جهان آماج خود قرار مي دهد و ايمني و آسايش را نه تنها از گروههاي آماج و قرباني ، بلكه از اغلب شهروندان ديگر دنيا نيز ميستاند.
2- مردم مومن كشور ما نيز در چند دهه اخير مصون از اين رفتار مذبوحانه و اقدام خيانت آميز نبوده اند و در چند وهله زماني ، به ويژه در 3-2 سال پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ، آماج اقدامات تروريستي دشمنان نقاب دارو بي نقاب خود قرار گرفته اند. به همين سبب، جوامع جهاني از ايران و مردم ايران به عنوان كشور و مردمي ياد مي كنند كه به سبب پايمردي در دفاع از آرمانهاي خود و نيز به سبب تن ندادن به مطالع ضد انساني دشمنان خويش ، در معرض تروريسم گروهي و دولتي جهانخواران قرار گرفته است.
3- به اذعان همگان ، تروريسم كنش و اقدام وحشت انگيز ، هراس آميز و رعب آفريني است كه دامنه تاثير آن بر آرامش رواني و احساس امنيت شهروندان، بسيار بيش از هر ر خداد فاجعه آميز و حادثه تروماتيك ديگري است. افزون بر آن ، دامنه تاثير رواني – اجتماعي و امنيتي اين پديده سياه و كور هرگز به قلمرو مكاني و زماني وقوع آن محدود نميشود بلكه اثرات زيانبار و دهشت انگيز آن اقصي نقاط جهان را در مينوردد و بسياري را در دام نشانگان هاي پس ضربهاي گرفتار مي سازد.
4- از دو منظر مي توان پديده شوم تروريسم را مورد تحليل و واكاوي قرار داد: منظر فردي و منظر ساختاري . در منظر فردي ” روانشناسي تروريستها " مورد تامل و مداقه پويشي قرار ميگيرد. بر اساس شواهد مطالعاتي اين قلمرو ، تروريست ها اغلب به عنوان افرادي تحقير شده ، نافرهيخته ، اجتماعي نشده ، منزوي و ” ضد اجتماعي " ( آنتي سوشيال ) نگريسته ميشوند. اين افراد چون از يك سو نتوانسته اند خود را با هنجارهاي متبول جامعه وفق دهند ( از مهارت كافي و بسنده براي زيست اجتماعي برخوردار نيستند ) و از ديگر سو ذهن و ساختار ر وان آنان آكنده از كينه و نفرت و خصومت است ، به رفتارهاي خشونت آميز و كنش هاي مذبوحانه تروريستي روي آورده اند .
به زعم روانشناساني كه به مطالعه پيرامون اين گونه افراد پرداخته اند ، افراد تروريست از شجاعت و جسارت اجتماعي بهرهاي نبرده اند و اساساً افرادي ترسو وخائف هستند اما ، از منظر ساختاري و جامعهشناختي نيز مي توان به تحليل پديده تروريسم پرداخت . در اين ديدگاه باور بر آن است كه نظام سلطه حاكم بر جهان ، و به ويژه به سبب دست يازيدن قدرتهاي استكباري به تروريسم دولتي با عناوين فريب آميز و نيز به سبب حمايت مستقيم و غير مستقيم آنها در شكلگيري و استمرار تروريسم ، عامل اصلي شكل گيري و ظهور و بروز پديده شوم تروريسم است.
5- پديده تروريسم را بايد از ميان راند. ليكن ، اين مهم تنها زماني محقق ميشود و جامه عمل به خود ميپوشاند كه همه جهانيان ، به ويژه حكومتها ، عزم خود را براي مبار زه فراگير با آن جزم نمايند. شكي نيست كه با معيارهاي دو گانه و اتخاذ سياستهاي يك بام و دو هواي كشورهاي استكباري نمي توان ريشههاي تروريسم را خشكاند و سايه شوم آن را از سر مردم مظلوم جهان برداشت.
6- نيروهاي نظامي ، انتظامي و امنيتي كشورمان نشان داده اند كه از اراده ، توان و همت كافي براي از ميان راندن پديده شوم تروريسم برخوردارند. آنان در آينده ، همانند گذشته ، سينه خود را سپر مي نمايند تا پس مانده هاي تروريسم را از ميان برانند و ايمني و آرامش مردم شريف كشور را دو چندان سازند.