کد خبر: 634840
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۲
مروري بر زمينه‌ها و پيامدهاي استقرار گروه‌هاي چپ در كردستان
در نخستين روز فروردين 1358 هيئتي از تهران براي از بين بردن جو تشنج و پايان دادن به جنگ وارد سنندج شد.
علي احمدي‌فراهاني

 

هنوز چند روزي از پيروزي انقلاب اسلامي نگذشته بود كه نيروهاي به اصطلاح چپ با كمك نيروهاي ضدانقلاب و سلطنت‌طلب تلاش كردند به بهانه حقوق اقليت‌هاي قومي و آزادي‌هاي اجتماعي، افكار عمومي مردم كرد را كه سال‌ها تحت ظلم نظام ستمشاهي قرار داشتند، براي برگزاري تظاهرات ضدانقلابي و تحرك عليه نيروهاي ارتش تشويق كنند. بر اين اساس از اسفند سال 1357 شاهد درگيري نيروهاي مسلح ضدانقلاب عليه پايگاه‌هاي ارتش در سنندج و مهاباد بوديم. در آن زمان سه جريان سياسي در مناطق كردنشين ايران فعال بودند:

الف) حزب دموكرات كه پس از كنگره سوم و تعيين عبدالرحمن قاسملو به عنوان رهبر حزب تجديد سازمان يافته بود.

ب) گروهك كومله كه مركز آن در شهر سنندج بود. اين گروهك تروريستي نخست از طريق جذب تشكل دانشجويان كرد مطرح شد و از نظر گرايش سياسي و ايدئولوژيك مائوئيست بود. به اعتقاد آنها كردستان و سپس تمام ايران را مي‌شد با راه‌اندازي مبارزات دهقاني در روستاها از طريق يك سازمان پيشتاز نجات داد! ابتدا اين گروهك با نام «سازمان انقلابي زحمت‌كشان كردستان» (كومله) فعاليت مي‌كرد اما از سال 1362 به بعد به حزب كمونيست ايران تغيير نام داد. اين حزب بسياري از عوامل ساواك رژيم شاه را در ساختار خود به كار گرفته بود.

ج) رهبري جمعيت جوانان مسلمان كرد را احمد مفتي‌زاده عهده‌دار بود. اين گروه به دليل گرايش‌هاي سياسي‌ـ‌ايدئولوژيك خود با دو حركت قبلي تفاوت داشت ولي در برخي از مسائل با آنها هم‌رأي بود. غير از احزاب و گروه‌هايي كه با شعارهاي حزبي و قومي فعاليت مي‌كردند، جريان نيرومند طرفداران انقلاب اسلامي نيز در منطقه كردستان وجود داشت.

پيشينه كردستان در انقلاب

با آغاز انقلاب اسلامي و مبارزه مردم در مخالفت با رژيم شاه مردم كردستان نيز مانند ديگر مناطق كشور به صف مبارزه عليه رژيم پهلوي پيوستند، البته كردستان نسبت به استان‌هايي مانند اصفهان، تبريز، قم و... ديرتر به جريان انقلاب پيوست و در خود كردستان نيز سنندج ديرتر از مهاباد به صحنه مبارزه وارد شد، به‌گونه‌اي كه نخستين تظاهرات در مهاباد در 18 خرداد 1357 و در جريان تشييع جنازه عزيز يوسفي از زندانيان سياسي كه در زندان درگذشته بود، رخ داد كه به دستگيري عده‌اي توسط ساواك منجر شد.

در سنندج نيز نخستين تظاهرات در روز 15 مرداد 1357 براي پشتيباني از اعتصاب غذاي 24 روزه زندانيان سياسي به راه افتاد. بعد از اين وقايع موج راهپيمايي و تحصن سراسر منطقه را فرا گرفت و اهالي كردستان مانند مردم سراسر كشور در مبارزه عليه رژيم شاه به طرفداري از امام خميني(ره) شركت كردند. در روز 22 بهمن مردم مناطق كردنشين به مراكز نظامي مانند شهرباني‌ها، ژاندارمري‌ها و... هجوم آوردند و اين مراكز را تصرف كردند.

پيروزي انقلاب و رخ نمودن خطوط سياسي در كردستان

با پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن به دليل فروپاشي دولت مركزي در كردستان نيز همانند برخي ديگر از نقاط كشور وضعيت پيچيده‌اي حاكم شد. نيروهاي سياسي مختلف در كردستان درصدد جمع‌آوري و تقويت خط سياسي خود برآمدند. در اين دوره جريان‌هاي طرفدار نظام جمهوري اسلامي در كردستان ضعيف شده بودند و تنها در مريوان و سنندج پايگاه داشتند كه آنها هم به‌رغم كوشش فراوان در مقابل فعاليت جريان‌هاي چپ و عوامل وابسته قدرت بسيج كمتري داشتند. در اين زمان در بيشتر مناطق كردنشين بازار خريد و فروش اسلحه به‌شدت رونق گرفت. در چنين جو هرج و مرجي از نيروهاي سياسي گرفته تا بسياري از مردم عادي همه در فكر مسلح شدن بودند.

2 كميته در شهر سنندج

در دوره پس از پيروزي انقلاب اسلامي كه نظام هنوز در پي تدارك استقرار نهادهاي انقلابي خود براي تحقق آمال مردم بود، در كردستان گروه‌هايي مانند كمونيست‌ها، ليبرال‌ها، ملي‌گراها و سلطنت‌طلبان هر يك در پي تقويت قدرت خود و مقابله با استقرار نهادهاي انقلابي جمهوري اسلامي ايران در اين منطقه بودند. پس از پيروزي انقلاب دو كميته در شهر سنندج تشكيل شد. مسئول يكي از اين كميته‌ها را صفدري، روحاني مبارز به عهده داشت كه بيش از يك سال سرپرستي حسينيه سنندج را عهده‌دار بود و در جريان انقلاب نقش مؤثري را ايفا كرد. وي همزمان با سرپرستي كميته مزبور سرپرستي ستاد لشكر سنندج را نيز به عهده داشت.

كميته ديگري نيز در محل استانداري ايجاد شده بود كه احمد مفتي‌زاده، رئيس جمعيت جوانان مسلمان كرد مسئول آن بود. از همان آغاز وي با اعلام مخالفت با صفدري خود را تنها رهبر مذهبي سياسي كردستان دانست و در سفرهايي كه به تهران داشت، مرتباً از مقامات درخواست مي‌كرد صفدري را از سنندج اخراج كنند و كميته او اداره شهر را به عهده بگيرد و معاونش خسروي نيز به عنوان استاندار استان كردستان انتخاب شود.

هيئت حسن‌نيت در كردستان

از روز 28 اسفند تمام گروه‌ها نظير حزب دموكرات، كومله و فداييان خلق نيروهايشان را از تمام مناطق كردستان جمع‌آوري و به سمت سنندج حركت كردند. بدين ترتيب شهر به حالت نظامي درآمد. در نخستين روز فروردين 1358 هيئتي از تهران براي از بين بردن جو تشنج و پايان دادن به جنگ وارد سنندج شد. اين هيئت متشكل از آيت‌الله طالقاني، آيت‌الله شهيد بهشتي، آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني، ابوالحسن بني‌صدر و احمد صدر حاج‌سيدجوادي با مفتي‌زاده و شيخ‌عزالدين حسيني از روحانيون نزديك به كومله، عبدالرحمن قاسملو رهبر حزب دموكرات كردستان و غني بلوريان و نمايندگان كومله و چريك‌هاي فدايي به مذاكره پرداختند. در جريان مذاكرات شوراي موقت با آيت‌الله طالقاني و هيئت اعزامي از تهران جو تشنج تا حدودي از بين رفت و قرار شد مراكز تصرف‌شده تخليه شوند و براي تأسيس شوراي شهر انتخابات انجام گيرد و شوراي موقت نيز منحل شود. بدين ترتيب ابراهيم يونسي نيز از طرف وزير كشور به عنوان استاندار كردستان انتخاب و غائله به ‌طور موقت پايان يافت اما گروهك‌ها به ‌شدت از آن استفاده تبليغاتي كردند و در شهرهاي بانه و سقز تظاهراتي با شعار «ارتش ضدخلقي نابود بايد گردد» به راه افتاد. در اين هنگام ديگر مناطق كردستان نيز وضعيت متشنجي داشتند.

آغاز مجدد درگيري‌ها

آغاز مجدد درگيري‌ها در كردستان از بهار 1358 بود كه پس از به بن‌بست رسيدن كامل مذاكرات هيئت نمايندگي كرد با هيئت حسن‌نيت از شمال و جنوب كردستان جنگ مجددي به كشور تحميل شد. در شمال حزب دموكرات به نيروهاي ارتش و سپاه حمله كرد و جنگ سختي در گرفت. در جنوب كردستان نيز گروهك كومله راه را بر ستون نظامي بزرگي كه از مسير كامياران آمده بود و قصد ورود به پادگان سنندج را داشت، سد كرد. توجيه سركردگان گروهك كومله اين بود كه ستون مزبور براي اشغال شهر آمده است. هر چند طي مذاكراتي قرار شد اين نيروها از راهي فرعي به پادگان دسترسي يابند اما در بين راه عوامل گروهك‌هاي تروريستي به نيروهاي ارتش حمله و عده‌اي را شهيد و زخمي كردند. با اين حال اين نيروها موفق شدند خود را به پادگان برسانند. همزمان در بانه و مريوان نيز جنگ آغاز شد و گروهك‌هاي كومله و دموكرات دو پايگاه را در نزديكي سردشت خلع سلاح كردند. از آنجا كه گروهك‌ها فكر مي‌كردند توان مقاومت در شهرها به ‌ويژه سنندج را دارند، همه مناطق را سنگربندي كردند. به اين ترتيب جنگ سختي آغاز شد كه 24 روز طول كشيد و طي آن عده زيادي از غيرنظاميان كشته و مجروح شدند. پس از يك ماه شهرهاي سنندج، مريوان، بانه، سقز و سردشت از سلطه گروهك‌هاي ضدانقلاب آزاد شدند.

پيام تاريخي امام، نجات كردستان

در مرداد 1358 نيروهاي اصيل انقلاب به بيرون راندن گروهك‌هاي ضدانقلاب به‌ خصوص حزب دموكرات و گروهك كومله از مناطق كردستان معتقد بودند زيرا اين گروهك‌ها هر روز جنگ تازه‌اي را در گوشه‌اي از كردستان به نيروهاي بومي طرفدار انقلاب اسلامي تحميل مي‌كردند. سرانجام در جنگ پاوه رهبر انقلاب، حضرت امام خميني(ره) مجبور به دخالت مستقيم شدند و فرمان پاكسازي تمام مناطق را از نيروهاي ضدانقلاب صادر كردند. ايشان با بيان اين مطلب كه حساب مردم كرد از توطئه‌گران جداست، استراتژي نيروهاي نظامي را در برخورد با مسئله كردستان مشخص كردند. متن دستور مهم امام خميني(ره) خطاب به رئيس وقت ستاد ارتش به شرح ذيل بود:

«از اطراف ايران گروه‌هاي مختلف ارتش، پاسداران و مردم غيرتمند تقاضا كرده‌اند من دستور بدهم به سوي پاوه بروند و غائله را ختم كنند. از آنان تشكر مي‌كنم و به دولت، ارتش و ژاندارمري اخطار مي‌كنم اگر با توپ‌ها، تانك‌ها و قواي مجهز تا 24 ساعت ديگر به سوي پاوه حركت نشود، همه را مسئول مي‌دانم. به عنوان رياست كل قوا به رئيس ستاد ارتش دستور مي‌دهم فوراً با تجهيز كامل عازم منطقه شوند و به تمام پادگان‌هاي ارتش و ژاندارمري دستور مي‌دهم بي‌انتظار دستور ديگر و بدون فوت وقت با تمام تجهيزات به سوي پاوه حركت كنند و به دولت دستور مي‌دهم وسايل حركت پاسداران را فوراً فراهم سازنند. تا دستور ثانوي من مسئول اين كشتار وحشيانه را قواي انتظامي مي‌دانم و در صورتي كه تخلف از اين دستور كنند، با آنان عمل انقلابي مي‌كنم. مكرر از منطقه اطلاع مي‌دهند كه دولت و ارتش كاري انجام نداده‌اند. اگر تا 24 ساعت ديگر عمل مثبت انجام نشود، سران ارتش و ژاندارمري را مسئول مي‌دانم. والسلام، روح‌الله الموسوي‌الخميني، 24 شهر رمضان 99/ 27 مرداد 58».

روايت دكتر چمران از نجات كردستان

در آن زمان شهيد دكتر چمران فرماندهي نيروهاي نظامي را در شهر پاوه به عهده داشت. او در يادداشت‌هاي خود فضاي پاوه را پس از صدور فرمان امام اينگونه به توصيف نشسته است:

«صبح 27/5/58 بر بالاي ديوار خانه پاسداران بودم و به شهر مي‌نگريستم و گلوله از هر دو‌طرف، همچنان مي‌باريد يكباره فرياد‌ الله اكبر پاسداران به هوا بلند شد، پرسيدم مگر چه شده است؟ گفتند: امام‌خميني اعلاميه‌اي صادر كرده است؛ اعلاميه‌اي تاريخي كه اساس بزرگ‌ترين تحولات انقلابي كشور ما به شمار مي‌رود. من اصلاً خبر نداشتم كه اخبار هولناك پاوه، به كسي مي‌رسد و امام خميني و ملت، از جريان پاوه باخبرند. فكر مي‌كردم در محاصره ضدانقلاب در آن شب وحشتناك، به شهادت مي‌رسيم و تا مدت‌ها كسي باخبر نمي‌شود؛ اما بي‌سيمچي شجاع ژاندارمري، در حالي كه اتاقش زير رگبار گلوله‌ها فرومي‌ريخت، همه جريانات را به كرمانشاه مخابره مي‌كرد. تا آن لحظه كه فرمان تاريخي امام صادر شد، ما حالت تدافعي داشتيم اما بعد از فرمان منقلب‌كننده امام، ديگر جاي سكوت و تماشا نبود. آنجا بود كه يك گروه پنج نفري از پاسداران را به فرماندهي اصغر وصالي و چند نفر از كردها، با يك آرپي‌جي مأمور كردم كه به بالاي بزرگ‌ترين كوه‌هاي مسلط بر پاوه بروند و اين پايگاه را از دست دشمن خلاص كنند. به خدا سوگند! اين جوانان آن چنان عاشق و شيفته شهادت پيش مي‌رفتند كه براي خود من غيرقابل تصور بود. راستي كه شب پيش كه شب شهادت، شب نااميدي، شب شكست و سقوط بود، با فرمان امام، آنچنان تغيير كرد كه شب بعد به شب آرامش، شب اميد و شب پيروزي مبدل شد. چه كسي مي‌توانست چنين معجزه‌اي به‌وجود آورد؟ در اين چند روز مصيبت، مي‌توانم به جرئت بگويم كه حتي يك قطره اشك نريختم و در برابر سخت‌ترين فاجعه‌هاي منقلب‌كننده، با اينكه درون خود گريه مي‌كردم ولي در ظاهر، قدرت خود را به ‌شدت حفظ مي‌كردم تا لحظه‌اي كه در فرمانداري، به عكس امام برخوردم، يكباره سيل اشك جاري شد و همه عقده‌ها و فشارها و ناراحتي‌ها آرامش يافت و خوب احساس مي‌كردم كه فقط يك قدرت روحي بزرگ، در يك ابرمرد تاريخ، قادر است چنين معجزه‌اي كند. پاوه، داستان شورانگيزي است كه حماسه‌ها خلق كرده، اسطوره‌ها از خود به يادگار گذاشته و شهادت‌ها و فداكاري‌هاي بي‌نظيري را بر قلب خود ضبط كرده است و شاهد جنايت‌هايي بوده كه در تاريخ سابقه نداشته است. پاوه، اسمي لطيف است كه در آن خشن‌ترين قتل عا‌م‌ها صورت گرفته است...».

فرار سركردگان به عراق

نيروهاي ارتش و سپاه در عمليات پي‌در‌پي توانستند ضمن آزادسازي شهر پاوه به‌تدريج ديگر نواحي كردستان را از وجود گروهك‌ها به ‌خصوص كومله آزاد كنند. در 28 مرداد 1358 گروهك‌ها كه هنوز آمادگي درگيري در تمام جبهه‌ها را نداشتند، با مقاومت اندكي در سقز و مهاباد تمامي شهرهاي كردنشين آذربايجان‌غربي را تخليه و به نقاط دوردست كوهستاني و مرزي فرار كردند. بعد از آن سركردگان گروهك كومله به عراق رفتند و در آنجا زير چتر حمايت رژيم بعث قرار گرفتند. يك سال بعد در شهريور 1359 ستوني از نيروهاي ارتش با هدف رفتن به مناطق مرزي براي جلوگيري از اشغال منطقه توسط ارتش عراق از بانه به سمت سردشت حركت كردند اما در طول مسير همزمان با حمله نيروهاي متجاوز عراق به خاك ميهن و اشغال بخش‌هايي از آن افراد حزب دموكرات و گروهك كومله اين نيروهاي حمله كردند. در پاييز 1359 مهاباد نيز پس از يك سال طي نبرد سنگيني از اشغال گروهك‌هاي ضدانقلاب بيرون آمد. چند روز بعد در حالي كه ارتش بعث عراق از طريق مرزهاي پيرانشهر مي‌كوشيد اين منطقه را اشغال كند، نيروهاي حزب دموكرات و گروهك كومله در هماهنگي با آنها به پادگان‌هاي پيرانشهر و پاوه حمله كردند تا اين مراكز را خلع سلاح كنند اما بر اثر مقاومت رزمندگان ارتش و سپاه سرانجام شكست خوردند و از پيرانشهر و پاوه خارج شدند.

پس از آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران گروهك‌هاي ضدانقلاب در كردستان عمدتاً پايگاه اصلي خود را به خاك عراق منتقل كردند و تحت حمايت ارتش متجاوز بعثي قرار گرفتند. يكي از مهم‌ترين نمونه‌هاي همكاري گروهك‌هاي تروريستي در كردستان با رژيم صدام به فاجعه زندان «دولتو» منجر شد.

فاجعه زندان دولتو

بمباران زندان دولتو، يكي از فاجعه‌هايي بود كه رژيم بغداد با همكاري حزب دموكرات و گروهك كومله انجام داد. در ارديبهشت 1360 جليل گاداني، فتاح كاوياني و ايرج سلطاني يك خلبان فراري به نمايندگي از طرف حزب دموكرات و عبدالله مهتدي و ابراهيم عليزاده از طرف گروهك كومله با سرهنگ عيار عبدالرضا و رشيد صالح ملاقات كردند. در اين ملاقات بر سر بمباران زندان دولتو توافق شد. اين زندان متعلق به گروهك‌ها بود و عده‌اي از نيروهاي سپاه پاسداران، كميته، ارتش و جهادسازندگي و گروهي از نيروهاي كرد طرفدار جمهوري اسلامي در آن محبوس بودند. بر اساس اين توافق در 17 ارديبهشت 1360 زندانيان برخلاف هر روز كه به بيگاري برده مي‌شدند، در حياط زندان نگه داشته شدند و تعداد نگهبانان از 50 به 12 نفر كاهش يافت. صبح آن روز هواپيماهاي عراق با هدايت حزب دموكرات و گروهك كومله ساختمان زندان را به ‌شدت بمباران كردند. طبق گفته بازماندگان فاجعه نيروهاي حزب دموكرات و گروهك كومله نجات‌يافتگان را از ارتفاعات هدف قرار مي‌دادند و در مجموع 130 نفر را شهيد و مجروح كردند. حزب دموكرات و گروهك كومله در مقابل واكنش‌هاي مختلف در مورد اين جنايت، همكاري خود را با رژيم بعث عراق انكار كردند. عبدالرحمن قاسملو و عبدالله مهتدي به‌رغم همكاري گسترده حزب دموكرات و گروهك كومله با رژيم عراق در تبليغات خود جنگ را بهانه‌اي براي سركوب كردها مي‌دانستند. اين در حالي بود كه در آغاز جنگ عراق عليه ايران حزب دموكرات كردستان و گروهك كومله آمادگي پيشمرگان خود را براي همكاري با ارتش عراق اعلام كردند.

با وجود همه اين دسيسه‌هاي عناصر ضدانقلاب در كردستان آنها از اقدام‌هاي جنايتكارانه عليه مردم كرد و نظام جمهوري اسلامي ايران هيچ نتيجه‌اي نگرفتند تا آنكه سرانجام در سال 1361 نيروهاي انقلابي و مؤمن در قالب نيروهاي مردمي، سپاه و ارتش در كردستان به پيروزي‌هاي چشمگيري دست يافتند. در اين سال جاده استراتژيك پيرانشهر به سردشت آزاد و بخش‌هاي مهمي از محور مهاباد به سردشت و ديگر شهرهاي كردستان و روستاهاي اطراف پاكسازي شد. گروهك كومله و حزب منحله دموكرات در پي رانده شدن به كردستان عراق در آن كشور نيز در مواردي به تلافي جنايت‌هايشان هدف حمله گروه‌هاي كرد عراقي قرار گرفتند. به‌تدريج نفوذ و فعاليت حزب دموكرات و گروهك كومله در كردستان ايران كاهش يافت و به برخي از فعاليت‌هاي سياسي محدود شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر