اين روزها در حالي كه تمامي علاقهمندان به كشتي و پيشكسوتان از سپرده شدن سكان مديريت اين رشته به دست يك كشتيگير خوش نام و مدالآور و قهرمان خوشحال و آيندهاي درخشان براي ورزش اول متصور هستند يكي هست كه تحمل ندارد و ناراحتي خود را از اين انتخاب علناً فرياد ميزند.
يكي كه از بد روزگار اين روزها تريبون هم در اختيار دارد و هرچه دلش ميخواهد ميگويد. يكي كه از بد روزگار قرار است چهار سال جزو تصميمگيرندگان براي پايتخت باشد.
علاقهمندان به كشتي حتماً آن روز را به خاطر دارند، روزي كه رسول خادم به خاطر كارشكنيهاي همين مثلاً كشتيگير مجبور شد در وزن 120 كيلوگرم رودرروي غول كوبايي قرار گيرد و در عين ناباوري فينال قهرماني جهان را به حريفي واگذار كند كه زورش به او نميرسيد و بعد مقابل چشمان گريان جمعيت 12 هزار نفري سالن مجموعه ورزشي آزادي از تشك كشتي براي هميشه خداحافظي كند.
آقايي كه امروز از انتخاب رسول خادم به عنوان رئيس فدراسيون كشتي ناراحت است و خودش را قرباني تباني مينامد و سعي دارد هرگونه كه شده انتخابات فدراسيون را زير سؤال ببرد بهتر است كمي به گذشته نگاه كند و بنگرد كه خود چگونه به جايگاه كنوني رسيده است.
او اين روزها بيمحابا به همه ميتازد، حتي وزير ورزش را نيز در برگزاري انتخابات رؤساي فدراسيونها زير سؤال ميبرد، خود را تبرئه ميكند و ديگران را متهم در حالي كه هنوز هم براي بسياري سؤال است كه با وجود كانديداهاي تحصيل كرده و بنامي كه جايي در اعضاي نهايي شوراي شهر تهران پيدا نكردند چطور شخصي چون او رأي آورد تا افتضاحهاي بعدي او را در شوراي شهر تهران شاهد باشيم.
جناب مدعي امروز همه چيز را زير سؤال ميبرد، چون تصور ميكرد كه ميتواند همانگونه كه وارد شوراي شهر شد سكان هدايت كشتي را هم به دست بگيرد كه اگر اين اتفاق رخ ميداد حتماً انتخابات برگزار شده بهترين و سالمترين انتخابات طول تاريخ فدراسيونهاي ورزشي بود و حتماً وزير ورزش از فرهيختگان بود كه درايت و تصميم به موقع او باعث نجات ورزش ميشد. حرفهاي او اين روزها در حالي روي خروجي برخي خبرگزاريها و روزنامهها قرار ميگيرد كه به جز او برخي ديگر هم هستند كه با توجه به شرايط حضورشان در شوراي شهر نتوانستند در مجامع انتخاباتي فدراسيونها شركت كنند اما بهرغم نارضايتي از اين موضوع هيچگاه موضع منفي نگرفتند و همه چيز را زير سؤال نبردند درست بر خلاف مدعي كشتي كه چون موفق به شركت در انتخابات نشده حالا به همه ميتازد و همه چيز و همه كس را زير سؤال ميبرد.
شايد تصورش را هم نميكرد كه روزي از خادم شكست بخورد، اما تمامي آنهايي كه آن روز در سالن مجموعه ورزشي آزادي اشك ريختند عصر روز شنبه خنده بر لب داشتند چون كشتي و رياست آن به كسي رسيد كه سزاوارش بود و نشان داده كه دلش براي كشتي ميتپد. جناب مدعي حالا به هر دري ميزند تا خود را به كشتي بچسباند و شكي نيست كه حتي در روزهاي پيش رو نيز بيكار نخواهد نشست وقتي همه چيز را به هم ربط ميدهد و پاي حساسيتهاي مسائل هستهاي را به ميان ميآورد بايد هم منتظر واكنشهاي بعدي او بود اما....
كشتي بهترين انتخاب را براي آينده پيشروي خود انجام داد، انتخابي كه مورد تأييد ريز و درشت ورزش اول قرار گرفت، انتخابي كه همه توقع آن را داشتند و همه را خوشحال كرد. حالا اگر هستند برخي كه جز رياست خود چيز ديگري را بر نميتابند بگذار كه برنتابند. مهم كشتي ايران است كه ميتواند با اين انتخاب در دنيا آقايي كند، نه آقاياني كه تكليفشان براي همه روشن است.