کد خبر: 627566
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۸
سازمان مجاهدين خلق، از آغاز تا پيروزي انقلاب
سازمان مجاهدين خلق، از گروه‌هاي چريكي و مسلحانه‌اي است كه در دهه‌ 1340 و 1350 به فعاليت پرداخت. اين سازمان در ابتداي فعاليت، جنبه‌ مذهبي داشت ولي بعداً راه انحراف و انحطاط در پيش گرفت و در سال 1354 ماركسيسم را به عنوان ايدئولوژي خود اعلام كرد. ساواك در اوايل سال 1350 پس از اينكه اعضاي گروه به فعاليت‌هاي مسلحانه روي آوردند، آنها را شناسايي كرد و به سركوب آنها پرداخت.
علي احمدي فراهاني

 

سازمان مجاهدين خلق، از گروه‌هاي چريكي و مسلحانه‌اي است كه در دهه‌ 1340 و 1350 به فعاليت پرداخت. اين سازمان در ابتداي فعاليت، جنبه‌ مذهبي داشت ولي بعداً راه انحراف و انحطاط در پيش گرفت و در سال 1354 ماركسيسم را به عنوان ايدئولوژي خود اعلام كرد. ساواك در اوايل سال 1350 پس از اينكه اعضاي گروه به فعاليت‌هاي مسلحانه روي آوردند، آنها را شناسايي كرد و به سركوب آنها پرداخت.

محمد حنيف‌نژاد، سعيد محسن و علي‌اصغر بديع‌زادگان بنيانگذاران اين گروه بودند. اين افراد كه از گذشته به عنوان دانشجو در فعاليت‌هاي نهضت آزادي شركت داشتند، پس از به بن‌بست رسيدن فعاليت‌هاي جمعيت نهضت آزادي ايران، به بررسي علل و جهات شكست فعاليت جمعيت مذكور پرداختند. آنها به خاطر داشتن روحيه‌ ماجراجوي دوران جواني، رهبران نهضت آزادي ايران را به دليل سازشكاري و عدم قطعيت در برخورد با رژيم شاه مورد انتقاد قرار مي‌دادند و معتقد بودند تنها با رو آوردن به قيام مسلحانه مي‌توان شاه را ساقط كرد. همچنين عقيده داشتند كه مبارزه عليه رژيم بايد سازماندهي شده باشد، هدف مشخص گردد، گروه‌ها براي قبول مسئوليت تربيت شوند و تحليلي در افشاي اجتماع و نيروهاي مبارز و فعال در صحنه، به عمل آمده باشد.

گروهي بر اساس الگوي سازمان الفتح

اين افراد در سال 1344 ابتدا گروهي به نام «جنبش رهايي‌بخش ايران» بر اساس الگوي سازمان الفتح پي‌ريزي كردند و با گرد‌آوري برخي آيات و روايات نقل شده از ائمه اطهار و مقايسه‌ امر جهاد در اسلام با اصل انقلاب در اصول ماركسيسم، ايدئولوژي خاصي را به وجود آوردند كه بعد‌ها به «ماركسيسم اسلامي» شهرت يافت. در اواخر سال 1347، سازمان مذكور پس از سه سال كار در زمينه‌ ساختار تشكيلاتي، مطالعه و بررسي انقلاب‌ها، شناخت نسبي از جامعه‌ ايران و نيز تدوين برنامه‌هاي آموزش و تشكيل خانه‌هاي تيمي، براي ترويج عمليات مسلحانه به تنظيم و تدوين استراتژي خود پرداخت.

سازمان براي كسب آموزش سياسي ـ نظامي با سازمان آزاديبخش فلسطين و بخش نظامي الفتح ارتباط برقرار كرد. در اواخر سال 1349 هشت تن از مجاهدين با مدارك جعلي از راه دبي به ابوظبي رفتند و پس از تهيه گذرنامه، مراجعت كردند. عده‌ ديگري نيز براي رفتن به بيروت به آنها ملحق شدند ولي پليس به شش نفر از آنها مظنون شد و آنها را دستگير كرد. مقامات شيخ‌نشين، خبر دستگيري آنها را به وزارت خارجه‌ ايران دادند. سازمان كه مدتي بود به «سازمان مجاهدين خلق» تغيير نام داده بود پس از اطلاع از دستگيري افراد خود سه تن را به دبي فرستاد. مجاهدين پس از تماس با زندانيان، از تحويل آنها به مقامات ايران و چگونگي آن آگاه شدند و با برنامه‌ريزي حساب‌شده، كنترل هواپيما را به عهده گرفتند و خلبان و كمك خلبان را دستگير كردند. مجاهدين پس از در دست گرفتن كنترل هواپيما، آن را به بغداد بردند. در فرودگاه بغداد مأموران دولت عراق كه نسبت به اين هواپيما‌ربايي مظنون شده بودند و آن را حيله‌گري ساواك مي‌دانستند، مجاهدين را بازداشت و شكنجه كردند. پس از چند هفته كه ماهيت آنها براي دولت عراق معلوم شد، افراد مذكور به نماينده‌ سازمان الفتح تحويل داده شدند. اين افراد از آنجا به بيروت رفتند و به ديگر اعضاي سازمان پيوستند.

در تدارك عمليات مسلحانه

گفتني است كه سازمان تا اين زمان براي ساواك ناشناخته مانده بود. ساواك يك سال بعد از هويت هواپيماربايان و تشكيل يك سازمان چريكي ـ بدون دانستن نام آن ـ آگاه شد. اين امر در اسناد ساواك به‌خوبي مشاهده مي‌شود. مثلاً در يكي از اسناد آمده است كه گروه «در طول پنج سال توسعه يافته و با رعايت پنهان‌كاري و انضباط بسيار شديد، خود را از خطر لورفتن و ضربه ديدن مصون نگه داشته است.»

اعضاي سازمان در جريان برگزاري جشن‌هاي شاهنشاهي با شاه‌مراد دلفاني كه از عناصر ساواك بود و در سال 1342 به همراه حنيف‌نژاد و بديع‌زادگان در زندان قصر به سر مي‌برد و توانسته بود با زيركي اعتماد آنها را به خود جلب كند، براي تهيه‌ اسلحه و ديناميت تماس گرفتند. مراد دلفاني با راهنمايي ساواك يكي دو بار براي آنها اسلحه آورد و بدين وسيله اعتماد آنها را بيش از پيش جلب كرد. دلفاني با هدايت و آموزش‌هاي ساواك در درون سازمان نفوذ كرد و در جريان ارتباط با اعضاي سازمان، اطلاعات قابل توجهي از سازمان، رهبري و برخي عناصر ديگر و همچنين برنامه‌ عمليات نظامي آنها هنگام برگزاري جشن‌هاي شاهنشاهي به دست آورد. گروه در تدارك عمليات مسلحانه بود و قرارشان اين بود كه در 15 مهر ماه 1350 (يك هفته مانده به آغاز جشن‌هاي 2500 ساله) عمليات گسترده‌اي را در سراسر كشور شروع كنند. بنابراين تعدادي از اعضاي ساواك را شناسايي كردند و تصميم به ترور آنها گرفتند. همچنين طرح انفجار تعدادي اماكن حساس را ريخته بودند. اما قبل از اينكه موفق به انجام كاري شوند، ساواك آنها را بازداشت كرد.

سازمان در دام ساواك

ساواك اكثر افراد سازمان به استثناي 10 ، 12 نفر را دستگير كرد و سازمان يكباره در دست ساواك قرار گرفت. تعداد 69 تن از دستگير‌شدگان، در شهريور 1350 و هفته‌هاي بعد از آن، به اتهام عضويت در سازمان مجاهدين خلق يا همكاري و كمك به آنها، براي محاكمه تسليم دادگاه‌هاي نظامي شدند. در جريان تحقيق از متهمين و در ابتداي شروع كار دادگاه، مقام دادستاني ارتش و ساواك فكر مي‌كردند كه اين جمعيت وابسته به نهضت آزادي است، ولي طي محاكمه، متهمين اعلام كردند كه عضو سازمان جديدي به نام سازمان مجاهدين خلق ايران هستند. ساواك براي نفوذ بيشتر در سازمان و شناسايي بقاياي آن، با برنامه‌ريزي حساب شده مقدمات فرار تقي شهرام يكي از اعضاي سازمان كه در ساري زنداني بود را فراهم كرد تا از اين راه بتواند ديگر عناصر بيرون از زندان سازمان مجاهدين را به طور كامل شناسايي و دستگير كند. به‌‌رغم دستگيري‌ها و محاكمات و اعدام‌هاي مجاهدين، افراد باقيمانده‌ سازمان موفق شدند با مخفي شدن در خانه‌هاي امن و مسلح شدن، شروع به تجديد سازمان و فعاليت نمايند و در سال‌هاي بعد، يك سلسله عمليات چريكي را عليه رژيم انجام دهند. طي سال‌هاي 1351 و بعد از آن، مجاهدين با حمله به يك پاسگاه پليس و بمب‌گذاري در نقاط مختلف به حملات خود ادامه دادند. مجاهدين بين سال‌هاي 1352 تا 1354 عمليات مسلحانه خود را تشديد كردند و در جريان اين فعاليت‌ها عده‌اي از آنها دستگير شدند يا به قتل رسيدند. ساواك و رژيم كه از فعاليت چريكي و فدائيان به تنگ آمده بودند، با تبليغات گسترده عليه آنها سعي داشتند كه مردم را از گرايش به اين فعاليت‌ها بازدارند.

تغيير ايدئولوژيك

در اوايل سال 1354 اعضاي باقيمانده‌ سازمان از نظر ايدئولوژيكي اختلاف پيدا كردند و با اعلام مواضع جديد، دگرگوني بسيار در ماهيت انقلابي آنها پيدا شد. ساواك نيز از اين واقعيت استفاده كرد و براي ضربه زدن بيشتر به سازمان، در مهر ماه 1354 بيانيه‌ «اعلام مواضع ايدئولوژيك» را در بيرون از سازمان انتشار داد؛ در حالي كه اكثر اعضاي سازمان از متن آن بي‌خبر بودند. به اين ترتيب، به اختلافات درون سازمان كه تا سال‌هاي‌ انقلاب اسلامي ادامه يافت، دامن زد. از سال 1354 اكثريت مجاهدين به ماركسيسم رو آوردند و به‌تدريج با حذف آيات قرآن از نشان‌ها (آرم‌ها) و شعار‌هاي خود، ايدئولوژي ماركسيسم را در سطوح پايين سازمان گسترش دادند؛ فقط عده كمي از جناح مسلمان سازمان مجاهدين تغيير روش ندادند. ساواك در اين سال‌ها تبليغات پر‌سر‌و‌صدايي را عليه ماركسيست‌ها و مسلمانان مجاهد ترتيب داد و آنها را به دشمني عليه يكديگر برانگيخت. مجاهدين مسلمان به‌رغم مشكلات فراوان و فشارهاي ساواك، سازمان خود را حفظ كردند و با عناوين جديد همچون گروه مهديون در اصفهان، گروه شيعيان راستين در همدان، گروه فرياد خلق خاموش در تبريز و... بيشتر در شهر‌ها به مبارزه‌ خود ادامه دادند. مجاهدين ماركسيست از مجاهدين فعال‌تر بودند و در همان سال يك سلسله عمليات مسلحانه را عليه رژيم ترتيب دادند. طي اين عمليات، عده‌اي از آنها دستگير و كشته شدند. به هر حال دستگيري و كشته شدن عده‌اي از اعضاي سازمان، تعقيب‌هاي پياپي ساواك و ايجاد جو اختناق در سال‌هاي بعد، اجازه فعاليت بيشتر را از مجاهدين گرفت و تنها با اوج‌گيري انقلاب در اواخر سال 1356 و سال 1357 توانستند به فعاليت مجدد رو بياورند. آنها نيز مانند ديگر گروه‌هاي چريكي و تروريستي در تظاهرات و زد و خوردهاي سال 1357 حضور داشتند، ولي در به حركت درآوردن ملت مسلمان ايران و اجتماعات عظيم مردمي و اعتصاباتي كه رژيم را از پا درآورد، نقش چشمگيري نداشتند. در اين دوره ساواك عملاً فلج شده بود و فعاليت چشمگيري عليه اين سازمان مشاهده نشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها