اكران برخي از مستندها در جشنواره سينما حقيقت كه نگاهشان به اوضاع داخلي كشور نگاهي تاريك همراه با بزرگنمايي مشكلات بود، باعث بازخوردهاي بيروني شد؛ بازخوردهايي كه نشانهاي از دلخوري بود.
اكران برخي از مستندها در جشنواره سينما حقيقت كه نگاهشان به اوضاع داخلي كشور نگاهي تاريك همراه با بزرگنمايي مشكلات بود، باعث بازخوردهاي بيروني شد؛ بازخوردهايي كه نشانهاي از دلخوري بود. دلخوري از اينكه چرا بايد در داخل كشور فيلمهايي با هدف سياه نمايي اوضاع داخلي ساخته و با دست گذاشتن روي استثناها، تصويري نامناسب از ايران به نمايش گذاشته شود.
با اتمام جشنواره سينما حقيقت، فرصت نگاه دوباره به آنچه در سينماي مستند ايران ميگذرد، فراهم شد. امسال در هفتمين جشنواره سينماي مستند، آثاري به نمايش درآمدند كه تنها فرق شان با مستندهاي ساخته شده در «بيبيسي» و «من و تو» نبود لوگوي اين شبكهها در گوشه بالاي مستند بود! البته بايد قبول كرد كه نميتوان تمام آثار مستند جشنواره را به خاطر چند اثر زير سؤال برد، ولي چرا بايد همين چند مستند نيز ساخته شوند؟
براي اينكه يك مستندساز ترغيب به ساخت يك اثر مستند شود، چند دليل ميتواند وجود داشته باشد؛ ابتدا علاقه شخصي فيلمساز كه ناشي از فضايي است كه فيلمسازي مستند را در آن آموزش ديده است يا از ابتدا تفكراتش در نوع خاصي از نگاه اجتماعي شكل گرفته باشد. اين دليل شايد مهمترين توجيه براي آثار فيلمسازاني است كه تحت مديريت شخصي مانند «محمد آفريده» فيلمسازي را ياد گرفتهاند. مدير به گونهاي شاگردانش را تربيت كرده است كه خط سير نگاه وي را دنبال كنند.
از طرف ديگر مديريت فرهنگي به صورت كلي ميتواند مسير فيلمسازي يك فيلمساز را شكل دهد يا آن را دچار تغيير كند.
يك فيلمساز معتقد است اين نوع مستندها ناشي از عملكرد و نگاه مديران پيشين و تأثيرپذيري فيلمساز از مستندهاي «بيبيسي» و «من و تو» ساخته شود.
دانش اقباشاوي، يكي از داوران جشنواره سينما حقيقت، ميگويد: از جمله تأثيرات منفي و سوءنگاه مديريت در عرصه سينماي مستند كه مربوط به گذشته است، نازل كردن سطح سليقه و نگاه فيلمساز و تماشاگر بوده است. در نتيجه همين نگاه است كه فيلمهايي تأثير گرفته از مستندهاي «بي بيسي» يا «من و تو» به جشنوارههاي مختلف راه يافتند.
وي ميافزايد: يكي از راههاي اعمال نظر دولت در بخش مستند، نگاه سفارش به سينماي مستند است. سازمانها و نهادهاي دولتي با هدف تبليغ كاركردهاي خود، دست به سفارش توليد فيلم مستند به فيلمسازان ميزنند.
محمود ثاني مستندساز در اين زمينه ميگويد: يكي از اصليترين مشكلات در عرصه سينماي مستند، اختصاص بودجههاي دولتي براي برخي از فيلمسازان است. بودجههاي دولتي خلاقيت را از بين برده است. تزريق بودجههاي كلان براي ساخت فيلمهاي مستند باعث شده روح جستوجوگر مستندساز از بين برود.
اين فيلمساز ميافزايد: بزرگترين خيانت، اختصاص بودجههاي كلان به فيلمساز است زيرا علاوه بر ساخت فيلم سفارشي بيخاصيت، تماشاگران را به گروگان ميگيرد به اين معنا كه موضوعي پيدا ميكند كه بر اساس آن موضوع براي فيلم مستند قصه ميسازد.
متأسفانه نگاهي كه از بيرون به سينماي مستند ميشود با آن چيزي كه نياز سينماي مستند است تا حد زيادي متفاوت است. شايد يكي از دلايلي كه سينماي مستند در ايران هنوز نتوانسته جايگاه واقعي خود را پيدا كند، عدم تعريف صحيح از جايگاه اين سينما است.
ما مركزي به نام انجمن سينماي مستند و تجربي داريم كه كار حمايت از آثار مستند را انجام ميدهد اما محلي براي نمايش آثار مستند نداريم. فيلمساز مستند مجبور است براي اينكه ديده شود، كار سفارشي انجام دهد يا اينكه خود را مطابق با سليقه بازار وفق دهد.
بازخوردهاي وسيع مستندهايي كه از شبكههاي ماهوارهاي پخش ميشوند هم نشاندهنده ميل بيننده داخلي به مشاهده مستندهاي جنجالي است و هم از طرف ديگر چراغ سبزي است به مستندساز كه اگر دوربين خود را به سمت موضوعات تابو شده ببرد يا شرايط را به گونهاي كه در مستندهاي آن ور آبي نشان ميدهند به تصوير بكشد، حتماً موفق خواهد شد.
اگر روزي جشنوارههاي مختلف فيلمهاي مستند و در رأس آن سينما حقيقت بتوانند جايگاه سينماي مستند ايران را به سطحي برسانند كه مستندساز به جاي تقليد از«بيبيسي» يا «من و تو» آنچه واقعيت و حقيقت است را نشان دهد، آن روز ما ميتوانيم ادعا كنيم كه سينماي مستند در ايران به جايگاه شايسته آن نزديك شده است.