پس از شنودها و جاسوسيهاي اخير امريكا از شهروندان و سران ساير كشورها از جمله همپيمانان، حالا ديگر دوستان واشنگتن هم به اين سؤال جدي فكر ميكنند كه «واشنگتن دوست و همپيمان است يا دشمن و جاسوس؟» و اين سؤال با توجه به اسنادي كه چند ماهي است در حال افشا شدن است، حتي درباره رفقاي ايالات متحده هم دور از انتظار نيست، چه رسد به دشمنان تاريخي و متخاصم. وقتي «دني ياتوم» رئيس پيشين موساد ميگويد: امريكا مكالمات تلفني اسرائيل را هم شنود ميكند، يا گاردين مينويسد كه سيا، مكالمات تلفني 35 نفراز رهبران كشورهاي جهان را شنود كرده است يا اينكه اسنودن، همچنان صدها هزار سند سازمان سيا در ارتباط با روسيه، ايران و چين را دراختيار دارد، معنايش اين است كه وقتي يك مقام امريكايي مدعي رفع اختلافات، روي خط تلفن همراه يك رئيسجمهور ميآيد، آن رئيسجمهور هر كس كه ميخواهد باشد، دوست و همپيمان يا متخاصم، يك سر اين خط ارتباطي هم ميتواند دست نهادهاي اطلاعاتي و جاسوسي امريكا باشد. شنودها و دامنه رسواييها به قدري گسترده است كه دني ياتوم رئيس پيشين موساد با اذعان به اين نكته كه امريكا دوست دارد مكالمات ما درباره برنامه هستهاي ايران يا صحبتها با تشكيلات خودگردان را گوش بدهد، ميافزايد: «امريكا خود را ابرقدرت محسوب ميكند، اما بايد گفت اين تفكر آنها كه ميتوانند هر چه اراده كنند، انجام دهند، اشتباه است. اگر صحت اتهامات وارده به امريكا در زمينه شنود مكالمات تلفني ثابت شود، امريكا چارهاي جز عذرخواهي از آنچه انجام داد، ندارد.»
وقتي اسرائيل هم كه خود مورد حمايت كامل امريكاييهاست ديگر نميتواند به پدرخواندهاش اعتماد كند و وقتي دوستان نزديكي مانند اسرائيل، آلمان و فرانسه دچار سردرگمي در تعريف از نسبت خود با امريكاييها ميشوند، تكليف بقيه دنيا روشن است. آشفتگي مقامات آلمان از شنود مكالمات مركل به حدي بود كه صدراعظم آلمان مستقيماً با اوباما تماس گرفت و وزارت خارجه آلمان نيز سفير امريكا در اين كشور را براي اداي توضيحات احضار كرد. شنود تلفن همراه رهبران دنيا، به معني تحت نظر داشتن مركز كنترل آن كشور است. براي خانم مركل هم اين موضوع اهميتي حياتي داشت. مجله آلماني زبان فوكوس مينويد كه شكار صحنههايي از مركل در حالي كه در جلسات پارلمان آلمان مشغول تايپ پيامك ميباشد، تصاويري تاريخي و جالب توجه است، اما حمله به تلفن همراه او در واقع حمله به قلب سياسي اوست. روابط گسترده مركل و اوباما، حالا به سختي آسيب ديده است؛ روابطي كه بيش از هر چيز آلمان را در مسائل اقتصادي به شريك اصلي امريكا در اروپا تبديل كرده است، به طوري كه دو سال پيش اوباما تملق بسياري در كاخ سفيد نسبت به مركل به خرج داد و به او مدال آزادي را اعطا كرد كه بالاترين نشان مدني ايالات متحده است. نبايد فراموش كرد كه مركل به اوباما به عنوان شريكي براي به تحقق يافتن منطقه تجارت آزاد فرا آتلانتيكي نيازمند است، اما حالا اروپاييها از جمله آلمانيها و فرانسويها ميگويند، فرق ما با ديگراني كه متحد امريكا نيستند، چيست؟ فرانسويها تأكيد دارند كه از زمان شكلگيري امريكا، متحد اصلي آن بودهاند، بنابراين نميتوان با متحدان همانند رقبا يا حتي دشمنان رفتار كرد، فرانسويها به شكل خاص آن گونه كه رسانه هايشان اين چند روزه نوشتهاند دايما تكرار ميكنند: امريكاييها بايد بفهمند كه نميتوانند با ما مانند ايران و سوريه رفتار كنند. اين ادبيات جديد نشان ميدهد كه براي امريكا متحدي وجود ندارد؛ اين كشور يا فقط اهداف دارد يا اتباع كه فرانسه نه هدف است نه تبعه؛ ما تصور ميكرديم تعاملات ما محكم و بادوام و متعادل است، اما بديهي است كه چنين نيست و لازم است در روابط في ما بين فرانسه و امريكا بازنگري آن هم بدون هيچ نرمشي صورت گيرد. شايد روزي مشخص شود چرا پاريس بر خلاف ريودوژانيرو در قبال برنامههاي جاسوسي الكترونيك امريكا در جهان اين اندازه محتاط است، فرانسه هم به همان اندازه هدف قرار گرفته و شواهد ملموس و عيني نشان ميدهد كه منافعش همه روزه در معرض خطر است. همچنين، وقتي گفته ميشود كه اسنودن همچنان صدها هزار سند از روسيه، چين و ايران در اختيار دارد، معنايش اين است كه ديگر نه خطوط تلفن امنيتي دارند، حتي اگر خطوط ويژه روساي جمهور باشند، و نه ديگر ميتوان به فضاي سايبر اعتماد كرد؛ فضايي كه سرورهاي اصلي بسياري از خدمات آن مانند پستهاي الكترونيك در كشورهاي متخاصم ايران است. مخصوصاً ايميلهايي كه از در داخل ايران مبادله ميشوند، يا از ايران به ساير كشورها يا از ديگر كشورها به ايران ارسال ميشوند. حقيقت اين است كه هيچ مكاتبه و تعاملي در فضاي مجازي امنيت ندارد.