کد خبر: 617101
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۲ - ۲۲:۵۳
ارتش 1973 به كدام سو شليك مي‌كند، ارتش 2013 به كدام سمت؟
6 اكتبر سالگرد آخرين جنگ ارتش متحد عربي متشكل از مصر و سوريه عليه ارتش رژيم اسرائيل در سال 1973 است
سيدرحيم لاري
6 اكتبر سالگرد آخرين جنگ ارتش متحد عربي متشكل از مصر و سوريه عليه ارتش رژيم اسرائيل در سال 1973 است كه به نام جنگ اكتبر، جنگ تشرين و جنگ يوم كيپور مشهور شده است. جنگ يوم كيپور از ششم تا بيست‌وپنجم اكتبر ۱۹۷۳ ميان دولت‌هاي عربي و رژيم صهيونيستي اتفاق افتاد. اين جنگ با حمله غافلگيرانه ائتلاف كشورهاي عربي به رهبري مصر و سوريه عليه مواضع نيروهاي اسرائيلي در شرق كانال سوئز و ارتفاعات جولان آغاز شد، مناطقي كه شش سال قبل از آن، در جنگ شش‌روزه به تصرف قواي اسرائيل درآمده بود. اين جنگ در خود مجموعه‌اي از پيروزي، فريب و خيانت دارد كه موجب شده تا مبدل به نقطه عطفي در تقابل بين اعراب و اسرائيل شود و به طور مشخص، ‌سازش انور سادات با رژيم صهيونيستي و امضاي معاهده كمپ ديويد در 17 سپتامبر 1978 نتيجه اين جنگ بود. اينكه چرا انور سادات تن به اين سازش داد هنوز جاي تأمل دارد زيرا به نظر سرلشكر سعدالدين شاذلي هيچگاه دليل و انگيزه اين تصميم سادات معلوم نشد. شاذلي رئيس وقت ستاد ارتش مصر و به خصوص فرمانده عمليات جنگ اكتبر بود و در كتاب خاطرات خود متذكر مي‌شود كه ارتش مصر در اين جنگ مي‌توانست حتي تا فتح تل‌آويو پيش رود و هيچ‌گاه ندانست چرا سادات با وجود امكان پيروزي قطعي ارتش مصر دستور توقف جنگ داد و بعد به سراغ مذاكره با سران تل‌آويو رفت. شاذلي نتوانست اين سازش و ادعاها و فريب‌كاري‌هاي سادات براي توجيه سازش خود را تحمل كند و به همين دليل از مقام سفيري مصر در لندن چشم پوشيد و به ليبي رفت تا كتاب خاطرات خود را بنويسد و حقايق عمليات ارتش مصر در آن جنگ و جانفشاني‌ها و موفقيت‌هاي فرماندهان و سربازان مصري را به جهانيان بازگو كند.
اكنون چهار دهه از آن زمان مي‌گذرد و ارتش مصر در سالگرد آن جنگ به جاي جبهه جنگ با اسرائيل به خيابان‌هاي قاهره و ديگر شهرهاي مصر به خصوص در منطقه سينا رفته تا به سوي معترضين هموطن خود شليك كند. روزنامه اسرائيلي يديعوت آحرونوت اين تحرك يگان‌هاي ارتش مصر را با لحن خاصي به تصوير كشيده و گزارش مي‌كند كه ارتش مصر بعد از جنگ اكتبر 1973، بزرگ‌ترين تحرك نظامي خود را انجام داده است. در اين ادعاي ارتش مصر مبني بر هدف قرار دادن گروه‌هاي معارض مسلح در صحراي سينا جاي بحث و تأمل است چراكه ارتش در اين منطقه تنها با اين گروه‌ها درگير نيست بلكه در مناطق مسكوني در برابر هواداران مرسي نيز صف‌آرايي كرده و به سوي آنها شليك مي‌كند جدا از اينكه واحدهاي ارتش در قاهره و ديگر شهرهاي مصر حضور جدي دارند. به واقع، تصوير يديعوت آحرونوت نقشي طنز‌آميز و تلخ از وضعيت امروز ارتش مصر به نمايش مي‌گذارد كه درست برعكس آن چيزي است كه اين ارتش در 6 اكتبر 1973 انجام داد. ارتش مصر به روايت سرلشكر شاذلي در آن زمان چنان درايت و رشادتي از خود نشان داد كه توانست با يك عمليات دقيق آن هم بدون مشاركت مستشاران خارجي خطوط دشمن را بشكند و نه تنها اراضي اشغالي در جنگ 1967 را پس بگيرد، حتي موجوديت رژيم اسرائيل را تهديد كند و اگر نبود خيانت انور سادات مي‌توانست به اين هدف نيز برسد. اكنون چه شده كه اين ارتش در سالگرد همين جنگ نيروهاي خود را در مقابل ملت خود به صحنه فرستاده است؟
پاسخ به اين مسئله با توجه به دو نكته اساسي قابل بيان است؛ نخست نقش ارتش در صحنه سياسي مصر و دوم تأثير حمايت خارجي از ارتش و به ويژه فرماندهان آن. ارتش مصر با كودتاي افسران آزاد در 23 ژوئيه 1952 و تغيير نظام سياسي مصر از سلطنت به جمهوري، مبدل به عنصر اصلي در صحنه سياسي اين كشور شد به نحوي كه از زمان اين كودتا تا سرنگوني حسني مبارك در 11 فوريه 2011 همواره پست رياست جمهوري مصر را در اختيار داشت. حضور افراد نظامي در اين پست باعث شده بود تا ارتش و امراي آن مأموريت خود را تنها در حفظ و صيانت از اين كشور در برابر تهديد‌ها خارجي ندانند بلكه به طور مستقيم از منافع قدرت برخوردار شوند. به عبارت ديگر، مصر از زمان كودتاي افسران آزاد هرچند كه شاهد نظام جمهوري بود اما اين نظام يك ظاهر صوري از حكومت نظاميان بود كه بر صحنه سياسي اين كشور تسلط داشتند و در نتيجه آن در عرصه اقتصادي آن دخالت مي‌كردند. بنابر اين، قيام مردمي در 25 ژانويه به يك معنا قيامي عليه سال‌ها حكومت مستقيم و غيرمستقيم نظاميان بر مصر بود كه در نتيجه آن براي نخستين بار يك غيرنظامي به نام محمد مرسي به پست رياست جمهوري رسيد. اين نتيجه‌اي نبود كه نظاميان به آن عادت داشته باشند و بتوانند آن را قبول كنند و هر چند كه در ظاهر به آن تن دادند اما منتظر ماندند تا در موقع مقتضي دست به كار شوند و رئيس‌جمهور غيرنظامي را سرنگون كنند و فرصت اين كار در سوم ژوئيه 2013 فراهم شد. ارتش به فرماندهي عبدالفتاح السيسي در اين روز و با بيانيه‌اي مرسي را بركنار و عدلي منصور را به جاي او گذاشت و بعد از آن به طور همه جانبه در مقابل معترضين قرار گرفت تا از فرد دست‌نشانده خود در كاخ رياست جمهوري مصر حمايت كند.
در مورد دليل دوم بايد به حمايت‌هاي مالي امريكا از مصر توجه داشت. امريكا بر مبناي معاهده كمپ ديويد سالانه يك ميليارد و 300 ميليون دلار كمك مالي به مصر مي‌كند كه قريب به يك ميليارد دلار آن به طور مستقيم يا غيرمستقيم به ارتش داده مي‌شود. كمك‌هاي امريكا در طول اين مدت موجب وابستگي ارتش و فرماندهان مصري به آن شده تا آن حد كه ناخود‌آگاه اراده خود را متكي بر آن مي‌دانند. با توجه به اين دو عامل است كه مي‌توان گفت ارتش و فرماندهان آن در وضعيت فعلي ديگر آن ارتش و فرماندهي 1973 نيست بلكه در وضعيتي است كه به جاي دفاع از مصر در برابر تهديد خارجي به دنبال منافع داخلي است و بيشتر از اين، دلارهاي امريكايي به فرماندهان آن دستور مي‌دهد لوله سلاح خود را به كدام سو بگيرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار