
او همين است. فرقي نميكند خيلي خوشحال است يا خيلي ناراحت. فيلم شاديهاي پس از گلش را كه نگاه كنيم، يا وقتي تيمش به گل ميرسد، همان چهرهاي را ميبينيم كه وقتي عصباني است. يا تيمش گل ميخورد، يا اشتباه داور به ضرر تيمش تمام شده يا حتي كسي مقابلش ايستاده.
نه، نه اينكه خوب باشد، نه! اين چهره هميشه سرخ و درهم كه هر چه در لا به لاي خطوط آن بگردي نه لبخند ميبيني و نه نرمشي، هرگز تأييد نميشود. چهرهاي كه حتي باعث شده خيليها جرئت مواجه شدن با او را نداشته باشند. خيليها به راستي از همكلام شدن با او هم واهمه دارند، چراكه او همواره عصباني است. حداقل اين طور به نظر ميرسد. حتي وقتي كه بايد خوشحال باشد، يا حتي وقتي شرايط حكم ميكند لبخند بر لب داشته باشد. محكم حرف ميزند. با تحكم تمام. حرفش حق باشد يا نا حق، فرقي نميكند. در حال تعريف باشد يا انتقاد باز هم فرقي نميكند. چهرهاش هرگز باعث نميشود با لبخند و راحت سراغش برويد. اين مثل ديواري است كه او سالهاست دور خود كشيده. نزديكانش از دل رئوفش ميگويند. چيزي كه هر چه ميگرديم در چهرهاش نشاني از آن نميبينيم. برعكس هر چه ميبينيم خشم است و اخم و چهرهاي سرخ و در هم كشيده كه گويي آماده انفجار است. اين دايي است. دايي را سالهاست كه به همين شكل ميشناسيمش. دايي كه اگر حرفي زد تا آخر پاي آن ميايستد. از حق خود هم نميگذرد. ميخواهد هر چه باشد. اين شايد خصلت خوبي باشد. اما همه اين خصلتها كه روي هم جمع ميشود، از او چهره يك مرد هميشه عصباني تحويل ميدهد كه خيليها ناخود آگاه برابرش جبهه ميگيرند. شايد هم اين مقابله به مثل ناشي از گاردي است كه او هميشه به خود گرفته است. هر چند كه جبههگيري خيليها هم از اين جهت است كه او هرگز باج نداده و اين خصلت دايي، به مزاج آنها خوش نميآيد. اما اين روزها جوي عليه دايي به راه افتاده است. جوي كه البته خود او هم در تشديد آن نقش مهمي دارد. بعد از اتفاقات بازي با سپاهان و مسائلي كه دايي مطرح كرد، برخي كه با او رابطه خوبي نداشتند، از اين مسئله براي آغاز يك درگيري تازه شروع كردند. داوران هم كه به جامعه آنها اتهام زده شده بود، عليه دايي جبههگيري كردند كه خب البته اين كاملاً طبيعي بود. هر چند كه اين جبههگيري به آن معنا نبود كه داوران نخواهند دست خطاكاران رو شود.
عدهاي هم البته منافعشان به خطر افتاده كه نميتوانند به طور مستقيم عكسالعمل نشان دهند. پس سعي ميكنند در قالبهاي مختلف، جو را عليه سرمربي پرسپوليس متشنج كنند. در اين شرايط اما انتظار ميرود دايي با يك برخورد منطقي جو را آرام كند اما او، هرگز اهل مصالحه نيست و هر مسئلهاي را به روش خود حل ميكند و اين اصلا درست نيست. در بازي با داماش، باز هم اعتراضهاي دايي سوژه شد. او حق داشت مثل هر مربي ديگري در محدوده فني خود رفت و آمد داشته باشد و حتي با فريادهايش، شاگردانش را راهنمايي كند. دايي حتي مثل همه مربيان ديگر حق اعتراض به داور را هم دارد. اما لحن او و تحكمي كه هرگز از دايي جدا نميشود، باعث دردسر اين مربي ميشود. مسئلهاي كه البته دايي كوچكترين توجهي به آن ندارد. در تصاوير تلويزيوني كاملاً ميشود آنچه را كه دايي به داور چهارم ميگويد لبخواني كرد. او از داور چهارم ميخواهد كه برود و سر جايش بنشيند. اما اين درخواستي است كه داور چهارم ميتواند از دايي داشته باشد نه دايي. دزفولي، ناظر بازي كه در صحنه اعتراض دايي دخالت كرد، معتقد است اين اعتراضها اخراج ندارد: «به وجود آمدن اين صحنهها قشنگ نيست. به همين دليل در آن صحنه از تجربه خودم استفاده كردم و به دايي گفتم در شخصيت و كاراكتر تو اين گونه رفتارها نيست. اما متوجه نشدم كه دايي چه صحبتي كرد. اما داور چهارم به من گفت اگر يك بار ديگر دايي اعتراض كند اين موضوع را به داور وسط خواهد گفت. البته اين مسئله نه اخراج دارد و نه محروميت و من در گزارشم به آن اشاره ميكنم. ولي هر مربي ديگري هم كه بود همين برخورد را ميكرديم.» دايي هم البته معتقد است رفتارش اخراج نداشته: «چرا بايد اخراج شوم؟مگر بياحترامي كردم؟كمك داور12 ثانيه پرچمش را بالا نگه داشته اما داور نديد. مگر در قانون داوري اين قانون وجود دارد كه وقتي داور نديد پرچم را پايين بياوري. من فعلاً بايد مدتي مقابل هجمهها بايستم چون يكسري حرفها زدهام و تاوانش را هم ميدهم. البته اصلا فكر نميكنم كه عدهاي قصد ضربه زدن به پرسپوليس را دارند و مطمئن هستم اين مسائل نميتواند يك سناريو باشد كه به پرسپوليس ضربه بزند.»
اما حالا بعد از اتفاقات اخير برخيها ميگويند كه داوران از دايي و پرسپوليس ترس دارند. مسئلهاي كه رويانيان، مديرعامل پرسپوليس با اشاره به آن ميگويد: « شايد نبايد اين حرف را بزنم تا سوءاستفاده نشود اما پس از اتفاقات اخير قصد داشتيم از داوران تجليل كنيم و دايي اعلام كرد براي اين مراسم كمك بزرگي ميكند. پس مشخص است كه دايي به داوران احترام ميگذارد اما نميدانم به چه دليل ميخواهند او را مقابل داوران قرار دهند. با عابديني هم در خصوص حرفهايش صحبت كردم. او گفت به دايي احترام ميگذارد خوب نيست كه بخواهيم به داوران اعتراض كنيم و در مورد داوران چيزي بگوييم. اما همه هيجانات فوتبال و كنار زمين را ميدانيد پس نبايد در چنين مواقعي خيلي سريع قضاوت كرد.»
فريدون اصفهانيان، رئيس كميته داوران هم البته با اشاره به رفتار دايي ميگويد: «نميدانم چرا دايي اين كارها را ميكند. از يك مربي بزرگ كه سابقه هدايت تيم ملي را هم دارد، اين كارها بعيد است.»
در حالي كه اعتراض در كنار زمين و در محدوده فني حق مربي است اما مشكل از نوع برخورد دايي است. برخوردي كه دايي بايد در آن تجديد نظر كند تا در شرايطي كه حق با اوست، جو عليه او نشود.