همزمان با آغاز فصل پاييز، پخش دو سريال تلويزيوني از شبكههاي سوم و اول سيما آغاز شد؛ سريال طنز «پژمان» به كارگرداني سروش صحت و نويسندگي پيمان قاسمخاني كه به نظر ميرسد تا اين لحظه نزد بينندگان تلويزيون مقبول واقع شده است و «ماتادور» شبكه يك كه بهرغم آغاز هيجان انگيز و جذاب خود به دليل ريتم بسيار كند در ميانههاي راه از مسير خود خارج و به آن انتقادات بسياري وارد شده است.
به گزارش «جوان»، «ماتادور» از جمله سريالهاي مشاركتي سيما و نيروي انتظامي است كه نمونه آن در سالهاي گذشته هرچند به تعداد كم و در حد انگشتان دست اما بوده است؛ حاصل اين مشاركت گاه آثار شسته و رفته و قابل تأملي بوده كه هم مخاطب را جذب كرده و هم آن پيام و شعار و هدف غايي نيروي انتظامي از ساخت چنين سريالهايي را به مخاطب تلويزيون منتقل كرده و گاه حاصل آثاري بوده است كه براي نمايش رشادت نيروي انتظامي و تجهيزات مدرن و امكانات آن بيش از حد پيش رفته و از لب بام افتاده است. حالا سريال «ماتادور» كه تلاشي براي تجليل صدا و سيما از نقش ارزشي پليس در هفته نيروي انتظامي است، نمونه ديگري از سريالهاي مشاركتي است كه به نظر ميرسد بنا به وجود كاستيهايي كه كمكم در حال بروز هستند از مسير خوبي كه آغاز كرده بود در حال انحراف است.
ريتم كند سريال يكي از نقاط ضعف «ماتادور» است كه از همان قسمت دوم و سوم اين سريال نمود پيدا كرد. اين سريال ايراني درباره عمليات ترور گروهي است كه ميخواهند فضاي ايران را مغشوش كنند و تنها مدت زمان حدود 45 دقيقهاي يك قسمت از اين سريال پاي جا گذاشتن بمب در يك قطار مسافربري صرف شد كه در آن بيننده طي سكانسهايي ملالآور شاهد ورود قدم به قدم مسافران مختلف به قطار و ارائه پيشزمينهاي بيهوده درباره زندگي آنها بود كه پس از خنثي شدن بمب در قسمت بعدي سريال تمام حدس و گمانهاي بيننده درباره شخصيتها كه حاصل زمينهچينيهاي غيرمنطقي سريال درباره آنها بود، در يك آن از بين رفت.
اصطلاح آب بستن يا كشدار بودن سريالهاي ايراني نيز حاصل يك يا دو سريال نيست. اين موضوع مشكلي دامنهدار است. سريالسازان بسياري در داخل كشور براي ساخت سريال و پخش آن در سيما اعلام آمادگي ميكنند اما معمولاً داستان تكخطي و گاه بسيار ساده برخي سريالهاي ايراني كه ميتواند در قالب 10 قسمت 45 دقيقهاي خلاصه شود براي پر كردن كنداكتور پخش و صرفهجويي در هزينههاي سيما به بيش از 20 قسمت كشيده ميشود كه ماحصل آن خلق همين ضربالمثل است. در اين بين اخباري در ميان خبرگزاريها منتشر شده است كه «فرهاد نجفي» كارگردان سريال «ماتادور» در واكنش به انتقادات مطرح شده درباره ريتم كند اين سريال گفته است كه مسئول آب بستن داخل سريال نيست.
به گفته كارگردان ماتادور، دليل ريتم كند سريال، تبديل شدن سريال هفت قسمتي به سريالي ۱۲ قسمتي است. نجفي گفته است: « افزايش قسمت به من ارتباطي نداشت. سفارشدهنده تصميم گرفت اين اتفاق بيفتد و به من سفارش داد كه تعداد قسمتها را اضافه كنم، من هم انجام دادم اما اينجاي كار اصلاً در حوزه انتخاب من نبوده است.»
يكي از رسانهها در واكنش به انتشار اين خبر نوشته است: «حالا در صورت پذيرفتن اين اتهام آب بستن 70 درصدي شبكه يك سيما بر يكي از پربينندهترين برنامههاي كنداكتور خود، چگونه ميتوان تحليل كرد و به اين باور رسيد كه مديريت فرهنگي كلاننگر و داناي كلي بر اين اريكه تكيه دارد كه به خوبي ميفهمد محصول چنين خبط و خطايي چيست؟»
ريتم كند تنها يك وجه منفي سريال «ماتادور» است كه با وجود بازيگران جوان و پرطرفدار سينما و تلويزيون همچون پولاد كيميايي، شقايق فراهاني و پوريا پورسرخ و نيز ثبت نماهايي زيبا و حرفهاي از سطح شهر مشابه صحنههايي كه در سريالهاي معروف پليسي و اكشن خارجي همچون 24 و NCSI: FBI ديده ميشود و نيز موضوع جذابش ميتوانست به يكي از ماندگارترين سريالهاي مشاركتي سيما و پليس تبديل شود اما حكايت از سوي ديگر بام افتادن در بيان قابليتهاي پليس و امكانات آن باز هم كار اين سريال را خراب كرده و آن را از مسير موفقيت خارج كرده است. اصرار كارگردان به خلق صحنههاي اكشن و زيادهروي در به تصوير كشيدن اين قبيل صحنهها است كه در برخي مواقع ذوق سرشار بيننده براي تماشاي يك سريال ناب پليسي ايراني را سركوب ميكند. در صحنهاي ماشين پليس و تريلي با يكديگر كورس نابرابر ميگذارند و در اين صحنه مجرم و دو نيروي پليس مدام ميان اين دو اتومبيل مانند مرد عنكبوتي از يك خودرو به خودروي ديگر ميپرند و در نهايت در ابراز ميزان جانفشاني نيروهاي پليس در مسير خدمتشان، يكي از اين نيروهاي ويژه با اصرار بسيار سوار بر تريلي حاوي بمب ميشود و براي جلوگيري از صدمه وارد شدن به مردم و ساير اتومبيلها آن هم در اتوباني كه حتي يك خودرو نيز در آن ديده نميشود، به جاده فرعي منحرف و همراه با تريلر منفجر و شهيد ميشود.
شايد اين كاستيهاي سريال «ماتادور» را بتوان حاصل دستپاچگي در توليد سريالهاي مناسبتي سيما دانست؛ سريالي كه با سرمايه محدود مشاركتي دو طرف نيروي انتظامي و سيما براي هفته نيروي انتظامي به شكلي شتابزده توليد شده و سعي شده است كه در عرض مدت زماني كم بهترين محصول مورد نظر دو طرف تهيه و وارد ويترين شبكه اول سيما شود؛ در سريالي كه بهترين پتانسيل را براي تبديل شدن به يك سريال پرمخاطب ايراني تلويزيون داشت، نميتوان تمام ضعفها را در كارنامه كارگردان و نويسنده آن نوشت. امروز بينندگان تلويزيون، مخاطب سريالها و فيلمهايي ميشوند كه در آن وقايع و رويدادها خيلي سريع و پشت سر هم رخ دهد؛ سريالهايي كه در هر قسمت خود هزاران واقعه و ماجرا را دنبال كند، اين عادت ديگر به مخاطبان اجازه نميدهد كه حوصله خود را صرف تماشاي صحنههاي كشدار و كند آن هم در سريالي اكشن كنند كه طبيعتاً بايد داراي ريتمي تند و هيجانآور باشد. بيشك اگر مديريت فرهنگي اجازه ميداد كه چنين سريالي براساس سليقه، ميل و علم افراد متخصص در حوزه سريالسازي ساخته شود، «ماتادور» در عرض 10 قسمت جمعبندي ميشد و شخصيتهايش مجبور نبودند بخش اعظمي از زمان پخش اين سريال را از خودرويي روي خودروي ديگر پرواز كنند.
واقعا سریال بیخودی هستش