کد خبر: 615349
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ۲۰:۴۷
عطا بهرامي

خودسوزي يك سياهپوست امريكايي در نزديكي ساختمان كنگره امريكا كه به دليل عدم توافق مجلس و دولت اوباما تعدادي از قسمت‌هاي آن عملاً تعطيل شده است، بسيار بحث برانگيز بود. ساختار رسانه‌اي امريكا باعث شده است مرگ تدريجي مردم حتي اگر ميليون‌ها نفر باشند، ديده نشود و تنها زماني رسانه‌ها را هرچند به صورت جزئي در ميدان واقعيات جامعه شاهد باشيم كه حادثه‌اي بزرگ و دلخراش روي داده باشد. اعتراض با جان آن هم نه با مرگي در سكوت كه مردن در ميان شعله‌هاي آتش، راهي است كه مردم در كشورهايي كه بن بست را در برابر خود مي‌بينند، انتخاب مي‌كنند. كشور تونس با انقلاب مردمي كه با آتش شروع شد، شناخته مي‌شود و در سرزمين‌هاي اشغالي نيز در سال گذشته بيش از 10 نفر خود را به آتش كشيدند، يعني اعتراض به نظامي كه ميليون‌ها فلسطيني را به قتل رسانده است.

سياهان امريكا با داشتن 15 درصد جمعيت حدود 40 درصد از زندانيان را تشكيل مي‌دهند كه نشان از واقعيات بسياري دارد. پليس در برابر سياهان از خشونت به مراتب بيشتري نسبت به سفيدها و اسپانيايي‌تبارها استفاده مي‌كند. اخبار مربوط به بدرفتاري پليس و نهادهاي امنيتي با سياهان، پرتكرار و هميشگي است. آنها مظنونين هميشگي هستند. قسمت نرم برخوردها و تبعيض‌ها از بدرفتاري پليس به مراتب بدتر است. بيش از 50درصد از خانوارهاي سياه در حالي درآمد سرانه كمتر از 20 هزار دلار دارند كه خط فقر در ايالات متحده 23 هزار دلار است. در هيچ يك از قوانين امريكا نيامده است كه بايد به سياهان حقوق كمتري داد يا زندان‌ها را از آنها انباشت، اما اين واقعيت تلخي است كه هر روزه اتفاق مي‌افتد.

در حالي كه انتظار مي‌رود اعتراض‌هاي سوزان و خونين در كشورهاي جهان سوم بيش از كشورهاي صنعتي باشد، اما مرور حوادث در اروپا، ايالات متحده و رژيم جعلي صهيونيستي نشان مي‌دهد كه در آنها اعتراض‌هاي ناشي از بن‌بست در پيشبرد مسالمت‌آميز و اميدوارانه مطالبات بيش از جهان سوم است. در رسانه‌ها چنين وانمود مي‌شود كه اعتراض‌هاي اولويت‌دار براي مردم در هر جاي جهان يعني اعتراض سياسي و سياست نخستين مطالبه مردم است. درحالي كه بررسي واقعيات نشان مي‌دهد اعتراض‌هاي واقعي مردم نسبت به نبود عدالت و برابري در فرصت‌ها است. نظام سياسي متصلب امريكا كه به چرخيدن قدرت در بين دو حزب انجاميده، باعث شده است مردم اميد به اصلاح را از دست داده و به روش‌هاي خونين روي بياورند.

اعتراض‌هاي وسيع و عميق از نظر محتوا در سال گذشته كه به تسخير وال‌استريت معروف شد، نشان داد كه مردم امريكا با بنيان‌هاي مشكل‌ساز جامعه خود وارد تقابل شده‌اند. براي تصميم‌سازان در دولت و كنگره، عدم توافق بر سر بودجه تنها يك عدم توافق ساده است و بس، درحالي كه براي ميليون‌ها امريكايي معنايي جز به خطر افتادن معيشت خانواده به دليل بيكار شدن سرپرست خانواده ندارد؛ بيكار شدني كه به از دست دادن محل سكونت، غذاي كافي و آموزش منتهي مي‌شود. ظاهراً حسگرهايي كه بتواند احساس جامعه را به كساني كه قدرت را به صورت انحصاري در اختيار گرفته‌اند، منتقل كند وجود ندارد. اما دليل واقعي مي‌تواند بسيار هولناك‌تر باشد. ظاهراً نظام حاكم به وجود چنين حسگرهايي از اساس اعتقاد ندارد.

در حالي كه توليد ناخالص داخلي ايالات متحده از دهه هفتاد تاكنون بيش از چهار برابر شده است، مردم عادي اين كشور كه در طبقه متوسط و فقير طبقه‌بندي مي‌شوند هيچ‌گونه افزايش درآمد واقعي ندارند و همان رقم(با احتساب تورم) چهار دهه قبل را دريافت مي‌كنند. بيگاري طولاني مدت اكثريت 99 درصدي براي يك درصد برخوردار منجر به تقلاي ديوانه‌وار اكثريت نااميد شده است كه خودسوزي يك سياهپوست در برابر ساختمان كنگره، آخرين نمونه از آن به شمار مي‌رود. براي فردي عادي كه در برابر بروكراسي ديوانه‌وار رد و بدل شدن طرح‌ها و لوايح بين كنگره و دولت راهي براي اعمال نظر نمي‌بيند، چه راهي غير از خودسوزي باقي مي‌ماند؟ اين وضعيت تنها در شرايطي روي مي‌دهد كه نظام سياسي حاكم صداي مردم نباشد و مردم تنها در هنگام انتخابات براي رسميت بخشيدن به حزب صعود كرده به قدرت در پاي صندوق‌هاي رأي حاضر شوند. در امريكاي لاتين معروف شده است كه مي‌گويند هر چهار سال يك بار ديكتاتورهايمان را انتخاب مي‌كنيم. آيا در مورد ايالات متحده نيز چنين است؟

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار