کد خبر: 614826
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۲ - ۰۰:۳۰
اين روزها برخي اظهارنظرهايي در داخل كشور و نسبت به تحولات سوريه شنيده مي‌شود كه فقط بيشتر از حد و مرزهاي معمول است
سيدرحيم لاري
اين روزها برخي اظهارنظرهايي در داخل كشور و نسبت به تحولات سوريه شنيده مي‌شود كه فقط بيشتر از حد و مرزهاي معمول است. مسئله تنها محدود به صحت و سقم اين اظهارنظرها نيست بلكه بيان اين اظهارات فراتر از تلقي شخصي ديده شده و برخي از رسانه‌هاي مترصد فرصت مثل دويچه‌وله بخش فارسي به گونه‌اي آنها را منعكس مي‌كنند كه گويا جرياني مرتبط به دولت يازدهم رويكرد متفاوت از موضع رسمي ايران در قبال تحولات سوريه دارد. رويكرد دولت يازدهم تا اينجاي كار به نحو كامل در چارچوب مواضع رسمي ايران پيش رفته و شايد به همين دليل است كه رسانه‌هايي از اين دست تلاش مي‌كنند تا از كوچك‌ترين اظهارنظر خلاف عرف بهره‌برداري كنند. گذشته از اين امر، مسئله ديگر مربوط مي‌شود به آن اظهارنظرها و اينكه نگاه گوينده آنها نسبت به تحولات سوريه چگونه است و تا چه حدي بازگوكننده اوضاع موجود در سوريه و مناسبات بين‌الملل در ارتباط با آن است.
 
 اظهارنظر عجيب داخلي
يكي از اين اظهارنظرها مربوط مي‌شود به سخنراني آقاي حسين علايي در مؤسسه مطالعات دين و اقتصاد كه به شرايط گذشته و فعلي سوريه پرداخته و از اين خلال، سعي كرده تا دورنمايي نسبت به آينده سوريه را نشان دهد. او در بخشي از سخنراني خود به نقش ايران در اين فرايند اشاره كرده و گفته است: «متأسفانه مسئله سوريه از زماني كه به وجود آمد باعث شد كه يك جو ضد ايراني در بين برخي از مردم جهان عرب ايجاد شود. اين سؤال همواره مطرح مي‌شود شما كه معتقد به مردمسالاري هستيد چرا از حكومت استبدادي سوريه حمايت مي‌كنيد؟ اين باعث شد بسياري از كساني كه در سه سال اخير در تحولات كشورهاي عربي نقش داشتند هميشه اين سؤال را مطرح كنند و اين باعث شد نفوذ ايران در افكار جهان عرب تا حد زيادي كاهش پيدا كند.» اين بخش از سخنراني او با بخش ديگري معنايي خاص پيدا مي‌كند كه گفته است: «تصور بر اين است كه امريكايي‌ها و روس‌ها به دنبال فرمولي براي جايگزيني بشار اسد مي‌گردند و حداكثر زمان بقاي وي را تا انتخابات 2014 ارزيابي مي‌كنند. . . به هر حال وضعيتي كه در سوريه پيش مي‌رود رو به حل مسئله نيست؛ رو به وخيم شدن اوضاع است و به نظر من اوضاع در صحنه سوريه به ضرر بشار اسد در حال جلورفتن است.» پيوند بين بخش‌هاي مختلف در دست رسانه‌هايي مثل دويچه‌وله بهانه‌اي داد تا اين تصور را ايجاد كند كه ايران با حمايت از بشار اسد به قول معروف روي اسب بازنده شرط‌بندي كند و در نهايت موجب باخت ايران در قضيه سوريه باشد. دويچه‌وله در ارائه اين تصوير بر سابقه عضويت علايي در سپاه پاسداران انگشت گذاشته و با تكرار عبارت «فرمانده سابق سپاه»‌سعي به پيش بردن تصويرسازي خود دارد.

  سوءاستفاده رسانه‌اي
روشن است كه رسانه‌اي مانند دويچه‌وله در هدف خود براي تخريب فضاي رسانه‌اي عليه ايران تلاش كند و چه مستمسكي بهتر از صدايي از داخل ايران. اما اين صدا تا چه ميزان در اين جهت است و گذشته از اين، تا چه حد بيان‌كننده وضعيت سوريه است؟ آقاي علايي پيش از اين نيز اظهار نظرهايي مشابه داشت. براي مثال مي‌توان به مصاحبه‌هاي او با تارنماي ديپلماسي ايراني در شهريور ماه 90 و آذرماه 91 اشاره كرد. علايي چند ماه بعد از شروع جريان سوريه مصاحبه اول را انجام داد و در آن وضعيت آينده را به اين صورت پيش‌بيني كرد: «آينده سوريه يا سرنگوني بشار اسد است يا باقي ماندن يك بشار اسد ضعيف است كه بايد امتياز دهد و اين امتياز فاصله گرفتن از ايران است.» او مصاحبه دوم را در زمان استقرار موشك‌هاي ناتو در مرز تركيه و سوريه انجام داد و در آن مصاحبه گفت كه ايران آرام آرام به «سوريه بدون بشار اسد» فكر مي‌كند. البته او دليل روشني براي اين حرف خود بيان نكرد اما روشن است اوضاع آن موقع از پيروزي مجدد اوباما در انتخابات رياست جمهوري امريكا، تجهيز تركيه به موشك‌هاي ناتو و حمايت‌هاي گسترده مالي و تسليحاتي معارضين سوريه بر اين تصور او سايه انداخته بودند.
 
سوريه و دو سال و نيم بحران
علايي بعد از دو سال هم حرف‌هايي مشابه مي‌زند هر چند كه نه آن پيشگويي دو سال قبل درست از آب درآمد و نه ايران آرام آرام به فكر سوريه بدون بشار اسد افتاد. يك نكته مهم در اين تحليل‌ها تاثير آن از فضاي رسانه‌اي غرب است كه گويا تمام مسائل سوريه به شخص بشار اسد گره خورده است و همين نكته نيز در نوع نگرش افرادي مثل علايي ديده مي‌شود. هر چند كه نقش بشار اسد در اوضاع سوريه قابل كتمان نيست اما نمي‌توان هر چيز در اين مسئله را به او گره زد و موضوع را بايد از منظري بسيار گسترده‌تر ديد.
 سوريه از ديد ايران در منظر جبهه مقاومت ديده مي‌شود و از ديد روسيه در منظر موازنه بين‌الملل. از اين جهت، ايران در بحران سوريه از اين منظر وارد شده و سعي مي‌كند تا با تغيير اصلاحي، اين كشور را كماكان در جبهه مقاومت نگه دارد و روسيه نيز سعي مي‌كند تا با حفظ كليت ساختار سوريه اجازه ندهد تا غرب مثل ليبي به پيشروي خود در منطقه ادامه دهد. بيش از دو سال و نيم بحران سوريه در اين افق‌هاي گسترده قابل بحث است تا يك اعتراض داخلي براي رسيدن به تغيير سياسي. مداخله كشورهاي منطقه‌اي و قدرت‌هاي بين‌المللي در ابتداي بحران به خوبي گواه بر اين امر بود كه شروع اعتراضات تنها بر محور جريان تحولات عربي نبود و برنامه‌اي براي جهت‌دهي خاص به اعتراضات وجود دارد. جالب است كه علايي به مأموريت گروه ناظران اتحاديه عرب در سوريه اشاره‌اي نكرد كه چرا اين مأموريت ناتمام ماند و كشورهايي مثل عربستان و قطر اجازه انتشار به گزارش اين هيئت ندادند. آن هيئت در مأموريت به نقش گروه‌هاي تروريستي در اعتراضات سوريه و قبل از شروع درگيري‌ها پي برده ‌ و به آن اعتراف كرده بود اما حاميان اين گروه‌ها در اتحاديه عرب اجازه ندادند تا گزارش هيئت منتشر شود و به همين جهت بود كه فرمانده اين هيئت
از مقام خود استعفا داد.
مسئله ديگر به تلقي جهان عرب به نوع كنش در سوريه برمي‌گردد كه به نظر علايي موجب يك تلقي منفي نسبت به ايران شده است. اين سخن در دو سال گذشته مي‌توانست قابل بررسي باشد زيرا نگرش عربي در داخل و خارج از سوريه نسبت به آنچه در اين كشور مي‌گذرد آگاه نبود اما بعد از گذشت دو سال مسئله به طور كامل تغيير كرده است. بسياري افراد از اقوام مختلف در داخل سوريه بودند كه در ابتداي امر در صف معترضان به نظام سوريه بودند اما در جريان تحولات متوجه اوضاع شده و اكنون سلاح به دست گرفته‌اند تا از اين نظام در برابر معارضان مورد حمايت خارجيان حمايت كنند. مسئله در بسياري از كشورها به خصوص كشورهايي مثل تونس يا مصر نيز چنين است. به همين دليل است كه وقتي مسئله حمله نظامي امريكا به سوريه مطرح مي‌شود تجمعاتي در اين دو كشور و ديگر كشورهاي عربي در اعتراض به آن شكل مي‌گيرد.
 در واقع، افكار عمومي در جهان عرب دريافته كه موضوع سوريه حكومت استبدادي يا مردمسالاري نيست بلكه مناقشه‌اي از نظام سوريه در برابر مداخله خارجي است كه با نيروهاي خشن تكفيري سعي بر سرنگوني اين نظام را دارد. آگاهي به اين وضعيت باعث شده تا افكار عمومي جهان عرب به نظام سوريه رفته‌رفته تغيير كند تا آن را به شكل نظامي ببيند كه در مقابل اين مداخلات و به خصوص امريكا و رژيم اسرائيل مقاومت مي‌كند. تعريف و تلقي اين دست اظهارنظرهاي داخلي بيشتر متكي به تحليل‌هايي وامانده در دو سال گذشته است كه حتي همگام با افكار عمومي جهان عرب پيش نرفته تا آنكه بتواند سوريه را در وضعيت كنوني آن ببيند تا چه رسد به اينكه بتواند تا يك سال ديگر و بعد از آن را نيز پيش‌بيني كند. به عبارت ديگر، اين قبيل اظهارنظرها بيشتر سوءتفاهمات داخلي است كه از گام‌هاي زمان غفلت كرده و با اتكا به احساسات فردي سعي در تبيين يكي از پيچيده‌ترين پرونده‌هاي سياسي منطقه‌اي و بين‌المللي در ده‌هاي اخير دارد؛ كاري كه با احساسات فردي و كلي‌گويي‌ها قابل انجام نيست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار