تأكيد استاندار تهران بر همكاري سهجانبه استانداري، شهرداري و شورا ميتواند گام بلندي باشد براي كاسته شدن از مشكلات شهري پايتخت.
سيدحسين هاشمي درباره حمايتهاي استانداري و همكاري با شهرداري جهت توسعه حمل و نقل عمومي به ويژه مترو بر ارائه خدمت به شهروندان و همكاري متقابل اين رئوس مثلث شهري تأكيد كرد. اين تأكيد از آن جهت با اهميت به شمار ميرود كه در دورههاي گذشته بخشي از مسائل و مشكلات شهري در مسير قانوني يعني شورا طرح موضوع شده و براي آن تصميمسازي و تصميمگيري در قالب مصوبات صورت ميگرفت ولي در عمل اين مصوبات به دلايل فقدان همكاري متقابل شورا، شهرداري و استانداري به نمايندگي از دولت در روند اجرايي با مسائل و مشكلات فراواني روبهرو ميشدند تا آنجايي كه به عنوان مثال در حوزه توسعه حمل و نقل عمومي عملاً بسياري از اقدامات به دليل كوتاهي و ناكارآمدي برخي مسئولان بر زمين باقي مانده و شهروندان متضرر ميشدند. اين روند به دليل پيگيري موضوع از سوي شورا يا شهرداري به رسانهها كشيده شد و پيامدهاي بسياري را به دنبال داشت تا آنجايي كه يك موضوع سبب تشديد اختلافات ميان اين اركان و با موضعگيريهاي مختلفي مواجه ميشد و هر كدام از اين حوزهها حق را به خود داده و به هر قيمتي شده از آن حمايت و پشتيباني ميكردند. در اين ميان شهروندان بودند كه در لابهلاي وعدههاي مسئولان سرگردان ميماندند. ادامه روند اين چرخه معيوب كاهش اعتماد شهروندان به مسئولان حوزههاي شهري اعم از شهرداري، شورا و دولت را به دنبال داشت تا آنجايي كه شهروندان احساس ميكردند دعواي ميان مسئولان براي هر چيزي است جز شهروندان. تعامل متقابل ميان شهرداري، شورا و استانداري در شرايط كنوني و در دوره جديد مديريت شهري ميتواند نقطه اميدي باشد بر حل مسائل شهري فارغ از كشمكشها. به واقع عملي شدن اين تعامل متقابل خود ميتواند به شكلگيري مديريت شهري، آرزويي كه اكنون بخش جزئي از آن نيز محقق شده است، كمك كرده و از سليقهاي كار كردن و تصميمات جلوگيري كند. علاوه بر اين اجرايي كردن اين نوع نگاه يعني نگاه واقعي به همكاري متقابل زمينه را براي پاسخگويي بهتر به نيازهاي شهروندان و رفع مسائل و مشكلات روزمره شهري مهيا خواهد كرد چراكه با در پيش گرفتن اين روند شهروندان احساس خواهند كرد مسئولان در كنار آنها و با مشاركت آنان براي حل مسائل و معضلات شهري گام برميدارند كه اين امر خود نقطه اميدي است براي كاستن از مسائل و معضلات شهري و سرعتبخشي به رفع مسائل و مشكلات موجود در شهر. از جنبه ديگر اگر اين تعامل متقابل شكل واقعي در پايتخت به خود بگيرد ميتواند الگوي مناسبي باشد براي ساير شهرهاي كشور كه با اين مسئله روبهرو هستند بنابراين بايد منتظر ماند و ديد كه آيا رأسهاي اين مثلث با گذر زمان به يكديگر نزديك و نزديكتر خواهند شد يا اينكه باز هم بايد منتظر فاصله گرفتن زواياي اين مثلث از يكديگر بود و تبعات آن؟!