بحرين سرزميني است كه ميتوان آن را سرزمين خون و قيام دانست كه در آن مردم با كمترين امكانات و صرفا با تكيه بر وحدت و انسجام مردمي در برابر نظام غير مردمي و برآمده از سلطه بيگانگان قرار گرفتهاند. ملت بحرين كه در فوريه 2011 قيام سراسري عليه آلخليفه را شروع كرده در هفتههاي اخير فاز جديد قيام با محوريت جنبش تمرد (14 آگوست) را آغاز كرده است. بسياري از ناظران سياسي تأكيد دارند كه تظاهرات مردم در روزهاي آتي ابعاد گستردهتري خواهد داشت چراكه مردم آن را آغاز براي رسيدن به آزادي و حقوق از دست رفته خود ميدانند. نكته قابل توجه در قيام مردم بحرين آن است كه آنها هرگز به سمت قيام مسلحانه پيش نرفته و همواره بر اصل مطالبه حقوق از طريق مسالمتآميز تأكيد داشتهاند لذا به صراحت ميتوان گفت كه ادعاهاي آلخليفه مبني بر انفجار خودروهاي بمبگذاري شده امري واهي و صرفا اقدامي از سوي دستگاههاي امنيتي براي توجيه سركوب مردم است. قيام مردم بحرين با محوريت تظاهرات 14 آگوست در حالي وارد مراحل جديدي شده است كه اين حركت مردمي پيامهاي بسياري به همراه دارد كه از آن جمله عبارتند از:
نخست آنكه حركت مردم نشان ميدهد كه سركوبگريها و جنايات آلخليفه نتوانسته مردم را از مسير انقلاب دور سازد و آنها بر ادامه اين راه تأكيد دارند. قيام 14 آگوست را ميتوان شكستي سنگين براي آلخليفه و عربستان دانست كه براي سركوب مردم به هر ابزاري چنگ ميزنند به گونهاي كه حتي عفو بينالملل نيز وادار به شكستن سكوت و هشدار درباره جنايات آلخليفه شده است. نكته مهم در اين حوزه آنكه تحولات بحرين نشان ميدهد جنبش تمرد ايجاد شده در منطقه در اصل همان ادامه راه بيداري اسلامي است هر چند كه در برخي از كشورها مانند مصر، ليبي و تونس دشمنان برآنند تا سوار بر موج اعتراضهاي مردمي، اين جنبش را مصادره و آن را در چارچوب منافع خود نشان دهند. جنبش تمرد بحرين نشان داد كه بيداري اسلامي همچنان محور تحولات منطقه است هر چند كه دشمنان برآنند تا با حاشيهسازي و برخي ادعاهاي جانبي اين امر را پنهان و چنان عنوان سازند كه جنبشهايي مانند جنبش تمرد عليه بيداري اسلامي است.
دوم آنكه واكنش آلخليفه به راهپيمايي 14 آگوست نشان داد كه رژيم بحرين حاضر به پذيرش حقوق مردم نيست و ملت بحرين براي احقاق حقوق خود گزينهاي جز ادامه قيام ندارد. عملكردهاي آلخليفه حقانيت مواضع مردم مبني بر عدم رويكرد آلخليفه به مذاكره با مردم را اثبات ميكند. آلخليفه به همراه متحدان عربي خود به ويژه آلسعود و اردن در دو سال و نيم گذشته براي سركوب مردم از هر ابزاري استفاده كردهاند اكنون نيز به همين رويه ادامه ميدهند كه نشانگر عدم تغيير در رفتار آنهاست. اين امر مهر تأييدي بر لزوم ادامه مبارزه مردم با آلخليفه است چراكه رژيم بحرين نشان داده است كه اهل مذاكره نيست و صرفا بايد با زبان خودش كه همان زمان زور است با آن سخن گفته شود.
سوم آنكه مواضع كشورهاي غربي در قبال اين تظاهرات امري قابل توجه است. غربيها با پرداختن رسانهاي به مسائل حاشيهاي و عدم موضعگيري در برابر تهديدات آلخليفه به سركوب تظاهرات امروز مردم عملا در كنار رژيم بحرين قرار گرفتهاند. اين امر بارديگر نشان ميدهد كه ادعاي اين كشورها در زمينه حقوق بشر همچنان ادعايي واهي است و آنها جز حفظ منافع خود به امري ديگر توجه ندارند چنانكه در همين چارچوب در برابر سركوبگريهاي آلخليفه راه سكوت در پيش گرفتهاند. كشورهايي كه به بهانه حقوق بشر به سوريه يورش بردهاند امروز درد و رنج ملت بحرين را ناديده گرفته و براي منافع خود بر جنايات آلخليفه چشم فرو بستهاند تا اثبات كنند كه هيچ ملتي نميتواند براي احقاق حقوق خود به اين كشورها اعتماد كند بلكه يكي از ابعاد مبارزه مردم را بايد مبارزه با غرب تشكيل دهد.در نهايت قيام مردم بحرين را ميتوان آغاز راهي جديد در حركت انقلابي و آزاديخواهانه ملت بحرين دانست كه محور آن را نمايش وحدت و يكپارچگي ملت بحرين در مقابله با ظلم و ستمهاي نظام حاكم تشكيل ميدهد. حركتي مردمي كه از 14 فوريه سال 2011 آغاز و به رغم سركوبگريهاي گسترده آلخليفه و برخي متحدان عربي و غربي آن همچنان در مسير پيشرفت و توسعه حركت ميكنند و حاضر به عقبگرد به گذشته نيست. امري كه نمود عيني آن را در تظاهرات روزهاي اخير ميتوان مشاهده كرد كه هراس را بر پيكر آلخليفه و متحدان آن انداخته است.