نيلوفر اماني | پس مطالعه اجتماعي زندگي اين گروهها كه جامعه را شكل ميدهند ميتواند گذشته، حال، آينده، راههاي رفته و راههاي مانده را نشانمان دهد. اين ايده در ذهنم بود تا اينكه به طور اتفاقي در جمع جانبازان و ايثارگران دفاع مقدس قرار گرفتم. تناسب حضور در اين جمع با شهريورماه كه همه را به تكاپوي برگزاري هفته دفاع مقدس و يادآوري حماسه آن روزگاران مياندازد و مطالعه سبك زندگي اقشار مختلف جامعه تركيبي شد كه جوانان فكه و خيبر و كربلاي 5 و بيتالمقدس را با جوانان امروز مقايسه كنم. جوانان امروز از كدام مسير عبور ميكنند كه كمتر نشاني از زندگي مادران و پدران خود دارند؟
مگر زندگي شهدا و جانبازان دفاع مقدس چه ويژگيهايي داشت كه از آنها اسطوره ساخته بود؟ مگر آنها در همين دنيا زندگي نميكردند؟ آيا شيوه زندگيشان تا اين اندازه غير قابل دسترس است كه نميتوان با شرايط امروز جامعه تطبيقش داد؟ اصلاً سبك زندگي آنها شجاعت و ايثار را يادشان داده بود يا شجاعت و ايثار را از كتابها آموخته بودند براي آن دوران و آنچه كه آنها فراگرفته بودند و شده بودند به كار دنياي امروز كه دنياي ماهواره و اينترنت و رسانه است نميآيد؟
تمام اين سؤالات را كه نه، اما يكي دو مورد از اين سؤالها را از چند نفر از جانبازان جمع پرسيدم. مثلاً پرسيدم:
چه سبك زندگي در آن دوران حاكم بود كه جواناني تربيت كرد كه تا پاي ايثار جانشان بروند و از همه چيزشان گذشتند؟ به نظر ميرسد سبك زندگي ما با آن سبك زندگي تغيير كرده است. به نظرتان اشكال كجاهاست و ما چه فاصلهاي تا سبك زندگي مطلوب داريم؟ يا پرسيدم سبك زندگي جوانان و خانوادههاي الان با جوانان و خانوادههاي آن دوران چه تفاوتي كرده است؟ و اصلاح سبك زندگي چه جور محقق خواهد شد؟
نصر اصفهاني: از خودمان و خانواده بايد شروع كنيم
حسن نصر اصفهاني كه در سال 61 و در عمليات بيتالمقدس در جريان آزادسازي خرمشهر مجروح شده است، پاسخ داد: تغيير سبك زندگي تاحدودي طبيعي است. جامعه فعلي با جامعه 30 سال پيش متفاوت است. آن زمان مردم رژيم شاه و مبارزه عليه آن را تجربه كرده بودند و جامعه ديني را به رهبري حضرت امام (ره) پايهگذاري كرده بودند كه نمونه ديگري نداشت. آن هم با كارشكنيهاي گوناگون استكبار جهاني و نهايتاً هم جنگ هشت ساله را به كشورمان تحميل كردند. آن زمان مردم قدر جامعه دينيشان را كه خودشان و با خون عزيزانشان به دستآورده بودند ميدانستند و با هر چه در توان داشتند از آن دفاع ميكردند و اين خودش يك سبك زندگي جديد ساخته و معرفي كرده بود. نتيجه اين الگوي جديد هم اين شد كه به رغم قرنهاي گذشته كه هر بار جنگي صورت گرفته بود بخشي از خاك ايران ضميمه خاك كشور متجاوز شده بود، مردم ايران يك وجب از خاك كشورمان را هم به دشمن واگذار نكردند. فكر ميكنم اين روحيه هنوز هم در مردم ايران و به خصوص در ميان جوانان وجود دارد. اگر ميبينيم امروز نوع رفتار، پوشش و گفتار جوانان با آن زمان متفاوت شده، علل مختلفي وجود دارد. من به علل ديگرش كاري ندارم، ولي يكي از اين علل، كم كار كردن خود ماهاست. يعني نتوانستهايم آن فرهنگ مقدس و آرماني را حفظ و به نسل جوانمان انتقال دهيم. جا دارد مسئولان فرهنگي ما و نهادهاي فرهنگي بيشمار و كم كاركرد ما با استفاده از ابزار هنر و وسايل ارتباط جمعي و فضاي مجازي، داشتههاي فرهنگي و هويتي گذشته را به نسل حال و آينده منتقل كنند. من اعتقاد دارم امروز هم اگر خداي ناكرده تجاوزي به اين مملكت بشود همين جوانان امروزي، حماسه ميآفرينند.
از طرفي، امسال را آقا سال حماسه سياسي و حماسه اقتصادي نام گذاشتند. اگر مسئولان قصد نداشته باشند مثل سالهاي گذشته كه تحقق اين نامگذاريها به شعار، پوستر و همايش خلاصه شد، عمل كنند، ميتوانند با جاري ساختن تفكر بسيجي در حوزههاي مختلف از جمله حوزه اقتصادي، حماسه اقتصادي را نيز با وجود فشارهاي وسيعي كه از سوي استكبار جهاني وجود دارد و به رغم وجود تحريمها محقق كنند. اگر امروزه از تفكر بسيجي در بخش توليد و در زيرساختهاي اقتصادي كمك بگيريم موفق ميشويم. توصيههاي حضرت آقا، نقشه راهي جلوي مسئولان ما قرار ميدهد. اگر هر كدام از مسئولان بخشهاي مختلف فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي به اين توصيهها توجه و عمل كنند ديگر دچار دستاندازها در طي مسير پيشرفت نخواهيم شد. سال گذشته حضرت آقا در خراسان جنوبي راجع به سبك زندگي صحبت و موضوع را ريز كردند. از نوع پوشش گرفته تا زندگي آپارتماننشيني و روابط دختر و پسر را يك به يك گفتند، ولي مسئولان فرهنگي و اجتماعي ما بايد اينها را عملياتي كنند. وقتي حضرت آقا نقشه راه، استراتژيها و اهداف را ميگويند و راههاي رسيدن به آنها را هم ميگويند، بعد از آن وظيفه ما و مسئولان است كه اينها را عملياتي و اجرا كنيم. فكر ميكنم هم اصلاح سبك زندگي بايد از خودمان و خانوادهها شروع شود. يعني هر كدام از ما در خانواده خودمان شيوههاي درستمان را تقويت و شيوههاي نادرست را اصلاح كنيم. به اين صورت كم كم اجتماعهاي كوچك و بزرگ بر اساس ايدهآلهايي كه مقام رهبري مطرح كردند شكل ميگيرند. به نظرم اينها دست يافتني هستند.
مؤذنزاده: حرف و عملمان بايد يكي باشد
محمد مؤذنزاده هم كه تصويري است از جوانك 16 سالهاي كه در منطقه عملياتي شلمچه كربلاي 5 از ناحيه پاي راست مجروح شده نيز اينطور به سؤالات ما پاسخ ميدهد:
سبك زندگي الان با سبك زندگي در دوران دفاع مقدس متفاوت است. در آن زمان جوانان به راحتي از زندگي شهري دل ميبريدند و زندگي جديدي را در كنار هم در جبهه تجربه ميكردند كه در شهر و ديار خودشان امكان چنين زندگياي نبود. بدون هيچ گونه امكاناتي و بدون اينكه وابستگي به چيزي داشته باشند. با كمترين امكانات در جبههها زندگي ميكردند و اين عدم وابستگي به دنيا و آنچه در دنيا هست آنها را به زندگي اهل بيت نزديك ميكرد. البته آنها به اين نوع زندگي مجبور نبودند بلكه از اين زندگي لذت ميبردند. زندگي در كنار هم، بدون هيچ تكبري، چشم و همچشمي، حسادت و توقع زيادي. زندگيشان زندگي دنيايي نبود، اما در همين دنيا زندگي ميكردند. دقيقاً مثل سبك زندگي ائمه معصومين(ع). حرفشان با عملشان يكي بود. جنگي كه به ما تحميل شد فاصله زماني چنداني با پيروزي انقلاب اسلامي نداشت. آن زمان نگاه مردم به زندگي، نگاه تجملگرايي نبود. امروز اما دشمنان اسلام براي ضربه زدن به نظام اسلامي ما جنگي را عليه فرد فرد جامعه ما تدارك ديدهاند. براي تك تك افراد و اقشار جامعه ما برنامه دارند و اين جنگ را با رسانههايي كه در اختيارشان هست، پيش ميبرند و مديريت ميكنند. اين همه توليدات رسانهاي و ماهوارهاي و اينترنتي كه سرازير ميكنند به سمت كشور ما نه به اين خاطر است كه دلشان براي ما سوخته و براي اوقات فراغت ما تلاش ميكنند و برنامهسازي ميكنند، بلكه از تمام برنامههايشان استفاده تبليغاتي و فرهنگي ميكنند تا مصرفگرايي، تجملگرايي و چشم و همچشمي ميان مردم و خانوادهها و جوانان ايجاد كنند و در يك كلام سبك زندگي جديدي را به خورد مردم دنيا دهند. آنها ميدانند كه سبك زندگي سنتي ما كه در آن از اسراف خودداري ميشد و با كمترين امكانات، بيشتر اين بهرهوري را داشتيم نفوذناپذير است. پس دزد دانا ميكشد اول چراغ خانه را.
امروز متأسفانه دشمن تقريباً توانسته ذائقه ما را عوض كند. نوع لباس وحرف زدن ما را عوض كند. دشمن وقتي نتوانست در جنگ نظامي بر ما غالب شود امروز از طريق اين جنگ به نظام جمهوري اسلامي ايران فشار ميآورد. طبيعي است كه اين جنگ تبعاتي هم خواهد داشت. همانطور كه تبعات هشت سال دفاع مقدس شهادت و جانبازي و اسارت بود. اتفاقاً عرصه جنگ اقتصادي و فرهنگي آنها ملموستر است و توانستهاند با ورود به عرصه نيازهاي مردم اين جنگ را به سمت خودشان بكشند و تا اندازهاي هم موفق بودهاند. اما نبايد از ياد ببريم كه در دفاع مقدس هم حدود سه سال طول كشيد تا دقيقاً ابزار متناسب با سخت افزار دشمن را پيدا كنيم و بر دشمن پيروز شويم؛ در جبهه فرهنگي و اقتصادي هم زمان ميبرد تا بفهميم چه سلاحي متناسب با سلاحي است كه دشمن عليه ما به كار برده است. اما بالاخره پيروزي از آن ما است. يقيناً با هر ابزاري كه دشمن حمله كند ما هم بايد بتوانيم با همان ابزار پاسخ دهيم.