در ادامه «پلاك» ديروز(صفحه5) ، لازم است به نكاتي اشاره كنم. يك: سخنان اصولي و متين وزير امور خارجه، چه در مجلس، چه در گفت و گوي پنج شنبه شب با رسانه ملي نشان داد هرگونه قياس وي با مهاجراني معلومالحال، اهانتي آشكار به محمدجواد ظريف است. ما نيز اگرچه ممكن است به وزير خارجه نقدهايي داشته باشيم، ليكن در مواجهه با دولتمردان جمهوري اسلامي آنقدر معرفت داريم كه قياس ايشان با فراريهاي بيآبرو را كاملاً نادرست بخوانيم. اين نيز واضح است كه منظور سرمقالهنويس مهرنامه از «سياستمداران ملي، مدرن و معتدل»، بيش از آنكه جناب ظريف باشد، مهاجراني لندننشين است!!
دو: بر شخص رئيس دستگاه اجرا، نيز وزير خارجه فرض است كه از هم الان، مرز خود را با اين قبيل تشابهات خنده دار، مشخص كنند و اجازه ندهند شعار اعتدال، قرباني قيل و قال افراطيهاي معتدل شود. بيشك، كساني كه «كليد» را «شاهكليد» ترجمه ميكنند، بيش از آنكه دنبال موفقيت دولت اعتدال باشند، در پي عبور از «شيخ حسن» به «رئيسجمهوري مدرن» اند!!
سه: كاملاً روشن است كه براي افراطيها حتي محمدجواد ظريف هم موضوعيت ندارد. افراطيهايي كه در فتنه 88 نهايت كينه خود را به جمهوري اسلامي نشان دادند، جز تسليم كشور به سران امريكا و اسرائيل، آرام شان نميكند. اين جماعت، حقا كه شاهكليد را هم براي عبوري ديگر ميخواهند تا آنقدر عبور كنند و عبور كنند، بلكه به توفيق دستبوسي اعضاي اتاق بيضي نائل آيند! واقعاً نسبت اين جماعت با اعتدال و راستگويي چيست؟! و نسبتشان با جناب ظريف كه «تحريم را سبب تسليم ملت ايران نميداند» چيست؟!
چهار: باخبر و مطلعايم كه يكي از عقلاي قوم اصلاحات در واكنش به اين نوشته ناشيانه گفته: «اگر ميخواهند بيجنبگي خود را نمايان كنند، ديگر چرا پروژههاي ما را لو ميدهند؟!» بدين سبب، خيلي هم كار آقاي روحاني، در شناخت دوست و دشمن، سخت نيست!!
پنج: اگر قوم افراطي 2 خرداد، در سال دوم دولت دوم اصلاحات، بحث «عبور از خاتمي» را مطرح كرد، اينك از همين عجلهشان براي عبور از روحاني، ميتوان به وضوح فهميد كه آنچه در 24 خرداد 92 رخ داد، چقدر فرق دارد با آنچه در 2 خرداد 76 حادث شد. چه اينكه تز «عبور از خاتمي» 6 سال بعد از رياست جمهوري او مطرح شد، اما ايده «عبور از روحاني» فقط ظرف دو هفته از آغاز به كار رسمي دولت اعتدال!!
شش: هيچ فكر كردهايد كه اگر اصلاحطلبان، حكايت دوم خرداد 76 برنده انتخابات بودهاند، پس چرا هيچ خبري از مجمع روحانيون مبارز نيست؟! و هيچ فكر كردهايد چرا اين روزها خبري از موسوي خوئينيها نيست؟! و هيچ فكر كردهايد چرا محمدرضا خاتمي گاهي مجبور ميشود بگويد اصلاً روحاني متعلق به اصولگرايان...؟!
هفت: قدر مسلم 24 خرداد «دوم خرداد دوم» نبوده و نيست، اما قطعاً از شر دوم خرداديهاي افراطي (در مقام عمل و بيش از آنچه تا امروز شاهد بودهايم) بايد به شعار اعتدال پناه ببرد. اعتدال البته ايده آل ما نيست، ليكن براي جلوگيري از اين عبور و مرورها (هنوز اين نيامده، سخن از آن گفتنها) روش عاقلانهاي به نظر ميرسد. و نكته آخر، سؤالي است از رئيس قوه مجريه؛ هيچ انديشه كردهايد چرا آن روز كه حرف از چهار نامزد اصلي جريان اصلاحات بود، نه اسمي از شما بود، نه نامي از آقاي عارف؟! با اين سياست بازها (كه هم سكوت بعضيشان، هم تكاپوي بعضي ديگرشان هشداردهنده است) آيا ميتوان كليدي زد و قفلي گشود؟!
براي تدبير و اميد، هنوز دير نشده...