کد خبر: 608249
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۰
نيم‌نگاهي به سير تغيير ايدئولوژي حزب توده ايران
نيما احمدپور

حزب توده ايران در مقام يكي از احزاب اصلي كمونيست جهان هيچ‌گاه عنوان كمونيسم را در نام خود به كار نگرفت و تا مدت‌ها پس از تشكيل حتي به ماركسيسم به عنوان ايدئولوژي خود اشاره نكرد. بنيانگذاران حزب توده را جمعي از كمونيست‌ها، ماركسيست‌هاي غيركمونيست و غيرماركسيست‌ها تشكيل مي‌دادند. از ميان بنيانگذاران و رهبران حزب توده برخي چون آوانسيان، كامبخش، روستا، اميرخيزي، شورشيان، جاويد، اعزازي، كباري، كي‌منش، بقراطي، پژوه، صادق‌پور، شاهين و سيامك در حزب كمونيست پيشين- ‌فعال در سال‌هاي 1299 تا 1306- عضويت داشتند.

عناوين كمونيست يا ماركسيست را علاوه بر حزب كمونيست مزبور دو دهه پيش از تأسيس حزب توده، بسياري از گروه‌هاي ديگر از قبيل سازمان ماركسيست‌- ‌لنينيست توفان، حزب كمونيست كارگران و دهقانان، گروه اتحاد كمونيستي، سازمان وحدت كمونيستي، سازمان انقلابيون كمونيست (ماركسيست‌- ‌لنينيست‌)، اتحاديه كمونيست‌هاي ايران، حزب كمونيست ايران (كومله) و اتحاد مبارزان كمونيست، دو دهه پيش از تشكيل حزب توده به كار گرفتند اما حزب توده به دلايلي چند از به كار بستن چنين عناويني پرهيز كرد. قانون منع فعاليت‌هاي اشتراكي سال 1310، ترس از روحانيون، تمايل به حذب اصلاح‌طلبان و ترقي‌خواهان غيركمونيست يا غيرماركسيست، توجه به اندك بودن شمار پرولتاريا يا طبقه كارگر صنعتي در ايران كه احزاب كمونيست خود را نماينده خواسته‌ها يا حافظ منافع اين طبقه مي‌خواندند، ضرورت تطبيق ماركسيسم و كمونيسم با محيط بومي و عدم تمايل به تبعيت و دنباله‌روي از كمونيست‌هاي پيشين از جمله اين موارد بود.(1)

حزب توده در آغاز

حزب توده در آغاز تأسيس خود اشاره‌اي به مطالبات ماركسيستي در برنامه خود نكرد. مراسم سالگرد درگذشت اراني را به صورت معمول مذهبي برگزار كرد و در كنار ماركسيست‌هايي چون اراني، به تجليل و برگزاري ميتينگ در بزرگداشت سوسياليست‌هايي چون فرخي يزدي و حتي روحانيوني چون مدرس پرداخت؛ از علمايي چون آيت‌الله حاج‌آقا حسين قمي با احترام ياد كرد، موقوفات را از شمول برنامه‌هاي خود در خصوص اصلاحات ارضي معاف داشت، اسلام را نيروي عظيمي براي آزادي بشر و پيشگام مساوات سوسياليستي خواند، به ستايش از رهبران مذهبي در مقام قهرمانان اصلي انقلاب مشروطه پرداخت، بر اخراج اعضايي از حزب كه كفرگويي كنند تأكيد ورزيد، به مسلمانان و مسلمان‌زاده بودن اكثريت اعضاي حزب و تعلق برخي رهبران خود از جمله دكتر مرتضي يزدي به خانواده‌هاي مهم روحاني اشاره كرد. گاه مراسمي مذهبي از جمله در محرم سال 1323 در مشهد و مجلس تذكري براي ثقه‌‌الاسلام در تبريز برگزار مي‌كرد و حتي معدود روحانيوني چون شيخ حسين لنكراني و سيدعلي‌اكبر برقعي‌قمي را جذب كرد. (2) شيخ محمد يزدي، برادر دكتر مرتضي يزدي نيز از روحانيوني بود كه نام وي در ميان مؤسسان حزب توده ذكر شده است.(3)

ماهيت يك حزب درآينه اعترافات رهبران

بعدها برخي از رهبران حزب توده ماهيت اين حزب را از آغاز ماركسيستي، كمونيستي و كارگري خواندند. به گفته كيانوري برنامه علني حزب توده ايران برنامه عام‌تري بود ولي از همان روز اول معلوم بود حزب توده ايران حزب طبقه كارگر است، حزب كمونيست‌هاي ايران و جهان‌بيني‌اش
ماركسيسم‌- ‌لنينيسم است. از روز اول به ترجمه و انتشار آثار ماركسيسم‌- ‌لنينيسم پرداخت و هيچ‌كس در آن ترديد نداشت كه اين حزب چه ماهيتي دارد. ما در آن شرايط مجبور بوديم در برنامه اول حزب صورت ظاهر را حفظ كنيم و فقط برنامه حداقل حزب كمونيست‌ها را به‌طور علني مطرح سازيم. اين روند تا كنگره اول حزب در سال 1323 ادامه داشت. در كنگره برنامه قاطع‌تر شد، جنبه طبقاتي حزب روشن شد، موضع خودش را در مقابل مسئله ارضي و سياسي روشن كرد و سمت‌گيري كامل خود را از لحاظ تئوري، جهان‌بيني، دورنماها و اهداف سياستي كه براي آنها مبارزه مي‌كرد، مشخص كرد.(4)

به نوشته ايرج اسكندري، واقعيت اين است كه حزب توده ايران به‌مثابه ادامه‌دهنده راه حزب كمونيست ايران از آغاز تأسيس خود سازمان سياسي طبقه كارگر بوده است و طي زندگي پرفراز و نشيب خود به‌تدريج به صورت حزب تراز نوين طبقه كارگر درآمد.(5)

سيروس بهرام (آخوندزاده) از اعضاي حزب كمونيست ايران نيز در نامه‌اي به حزب توده ايران در سال 1355 مي‌نويسد: «حزب توده ايران طي 35 سال مبارزه دشوار خود خط مشي حزب كمونيست ايران را ادامه داد و در اشاعه افكار
ماركسيستي‌- ‌لنينيستي راه بسيار شرافتمندانه‌اي را طي كرد و قرباني‌هاي گرانبهايي داد».(6)

پنهان‌كاري در كنگره‌هاي اول و دوم

با اين حال نه در كنگره اول در سال 1323 و نه حتي در كنگره دوم در سال 1323 و نه حتي در كنگره دوم در سال 1327 هيچ تصريحي به ماركسيسم‌- ‌لنينيسم يا كمونيسم در مقام ايدئولوژي يا مرام حزبي حزب توده ايران صورت نگرفت و حزب توده ايران حزبي كمونيستي يا كارگري خوانده نشد. در نخستين كنگره حزب توده ايران كه در تاريخ 10 مرداد 1323 برگزار شد، مرامنامه حزب در پنج اصل به تصويب رسيد. در اين اصول حزب توده ايران حزب طبقات ستمكش يعني كارگران و دهقانان، روشنفكران آزادي‌خواه و پيشه‌وران طرفدار استقلال و تماميت ايران، طرفدار همكاري دوستانه با تمامي كشورهاي آزادي‌خواه بر اساس تساوي حقوق ملل و صلح جهان، طرفدار استقرار حكومت ملي و رژيم دموكراسي واقعي و طرفدار يك دستگاه اقتصادي مترقي و متمركز مبتني بر حفظ منافع اكثريت مردم ايران خوانده شد كه با هرگونه سياست استعماري نسبت به استقلال، تماميت ايران و آثار اقتصادي رژيم‌هاي كهنه اجتماعي مانند اقتصاد شباني و فئوداليسم مبارزه مي‌كند.(7) به نوشته آبراهاميان، حزب توده در كنگره دوم خود در سال 1327 با راهبردي دوگانه در عين حمايت از اتحاد عمومي نيروهاي ضدسلطنت و دموكراسي ليبرال بر تربيت كادرهاي منضبط بر اساس مركزيت دموكراتيك و آموزش‌ديده طبق اصول ماركسيسم و لنينيسم تأكيد ورزيد. از همين زمان تئوريسين‌هايي چون طبري و قاسمي از جناح تندرو حزب از ضرورت شناخت كامل و تسلط همه‌جانبه كادرهاي حزب بر ايدئولوژي ماركسيسم سخن گفتند و نيز به‌جاي طيف روشنفكراني همچون سن سيمون، كائوتسكي، پلخانف و سارتر كه پيش از آن در نشريات حزب در باره آنان مطالبي نوشته مي‌شد، مشخصاً در مورد كساني چون لنين، استالين، ژدانف و ديگر ايدئولوگ‌ها و نويسندگان اتحاد شوروي سخن به ميان آمد.(8)

در عين حال، در اين كنگره نيز نه ماركسيسم در مقام ايدئولوژي حزب مطرح و نه حزب توده حزب كمونيست ايران خوانده شد. تا اين زمان حتي عناويني چون حزب طبقه كارگر يا حزب پرولتاريا در مورد حزب توده ايران تصريح نشد، هر چند چنان كه اشاره شد، بعدها رهبران حزب از تندروهايي چون كيانوري تا ميانه‌روهايي همچون اسكندري حزب توده را از آغاز حزب كارگران ايران، حزب كمونيست‌هاي ايران و حزبي
ماركسيست‌- ‌لنينيست خواندند.

پيشگام پرولتاريا از سال 1332

حزب توده در سال 1332 خود را پيشگام پرولتاريا و دهقانان بي‌زمين خواند. در عين حال، كارگران عضو حزب توده در رده‌هاي مختلف درصد كمي و دهقانان عضو اين حزب درصد بسيار كمتري از اعضاي حزب را تشكيل مي‌دادند.(9)

به نوشته آبراهاميان در سلسله كنفرانس‌ها يا پلنوم‌هاي سال‌هاي 1335 تا 1343 در اروپاي شرقي حزب توده براي نخستين بار ماركسيسم‌- ‌لنينيسم را ايدئولوژي سازمان خود اعلام كرد، ايجاد جامعه‌اي سوسياليستي را هدف نهايي خود خواند و شركت در اجلاس‌هاي بين‌المللي ساير احزاب كمونيست را تصويب كرد.(10) حزب توده در پلنوم چهارم (وسيع) خود در تير 1336 حزب توده ايران را حزب پرولتاريا خواند.(11)

پلنوم پنجم حزب توده در اسفند 1336 انطباق خلاق احكام و تصميمات مندرج در اسناد احزاب كمونيست و كارگري كشورهاي سوسياليستي را با شرايط مشخص ايران يكي از وظايف اساسي خود شمرد.(12) در همين پلنوم كميته مركزي حزب توده ايران بيانيه‌ جلسات مشاوره نمايندگان احزاب كمونيست و كارگري كشورهاي سوسياليستي را كه نشانه همبستگي خلل‌ناپذير نهضت بين‌المللي طبقه كارگر و قدم مهمي در راه بسط و تطبيق جهان‌بيني ماركسيستي‌- ‌لنينيستي بر شرايط مشخص تاريخي كنوني است، كاملاً تأييد كرد.

حزب توده در پلنوم هفتم (وسيع) خود كه در تير و مرداد 1339 برگزار شد، بر درآميختن اصول اساسي ماركسيستي‌- ‌لنينيستي با شرايط واقعي و مشخص كشور و پيوند ميان استواري اصولي در روش خود با نرمش در عمل تأكيد ورزيد.(13) در همين پلنوم ترجمه آثار ماركسيستي در حد امكان توصيه شد.(14)

در قطعنامه كنفرانس وحدت مركب از پلنوم هفتم (وسيع) كميته مركزي حزب توده ايران و پلنوم كميته مركزي فرقه دموكرات آذربايجان، مسئله اختيار نام حزب كمونيست ايران براي حزب واحد طبقه كارگر سراسر ايران به كنگره آينده حزب واحد طبقه كارگر (كنگره سوم حزب توده ايران) احاله شد.(15)

رونمايي از هويت يك حزب

در برنامه مصوب پلنوم هفتم (وسيع) حزب توده ايران بر سرنگوني حكومت ارتجاعي شاه و استقرار حاكميت خلق به صورت ايجاد جمهوري دموكراتيك ايران تأكيد شد. در اساسنامه مصوب اين پلنوم نيز از حزب توده ايران به عنوان سازمان سياسي طبقه كارگر در سراسر ايران ياد شد و براي نخستين‌بار تصريح شد جهان‌بيني حزب توده ايران ماركسيسم‌- ‌لنينيسم است و اصول تشكيلاتي آن از اين جهان‌بيني ناشي مي‌شود.(16)

در برنامه حزب توده ايران مصوب پلنوم پانزدهم حزب در تير 1354 حزب توده ايران حزب تراز نوين طبقه كارگر خوانده شد كه مشي سياسي و سازماني آن از انطباق خلاق اين جهان‌بيني علمي و انقلابي بر شرايط ويژه جامعه ايران ناشي مي‌شود.(17) در اين پلنوم همچنين برنامه حكومت جمهوري ملي و دموكراتيك ايران اعلام شد.(18) در آذر 1354 در برنامه جديد حزب توده يك بار ديگر بر ماركسيسم‌- ‌لنينيسم در مقام جهان‌بيني حزب توده ايران تأكيد شد.(19)

ايدئولوژي رسمي حزب توده، پس از علني شدن و رسميت يافتن ايدئولوژي ماركسيستي در حزب، ماركسيسم‌- ‌لنينيسم روسي بود كه از آغاز اتخاذ و اعلام رسمي اين ايدئولوژي تا پايان حيات اتحاد شوروي همراه با تحولات ساختار قدرت و فراز و نشيب‌هاي درون‌حزبي در شوروي دنبال شد. پيش از رسميت يافتن و آشكار شدن اين ايدئولوژي، ماركسيسم‌- ‌لنينيسم روسي در واقع ايدئولوژي غالب و مسلط در حزب بود.

به اين ترتيب، حزب توده در آغاز در دهه 1320 بي‌ آنكه رسماً اعلام كند، استالينيست بود و پس از مرگ استالين و جانشيني خروشچف كه با استالين‌زدايي در آن كشور همراه شد، حزب توده نيز از جريان ايدئولوژيك حاكم بر شوروي كه مي‌توان نام خروشچف‌گرايي (خروشچفيسم) را بر آن نهاد، تبعيت كرد.

اختلافات ايدئولوژيكي، بستر انشعابات

چنانكه در موضوع انشعابات حزب توده، اختلافات ايدئولوژيكي در بستر انديشه ماركسيستي از عوامل اصلي مجموعه انشعاب‌ها در حزب توده بود. موضوع ايدئولوژي علاوه بر تأثير مستقيم در انشعابات حزب توده، به‌گونه‌اي غيرمستقيم نيز در تكوين اين انشعاب‌ها مؤثر بود. برخي از انشعاباتي كه حزب توده با آن مواجه شد، بازتاب فضاي بيروني و بين‌المللي و نتيجه مناقشات ميان قطب‌ها و قدرت‌هاي كمونيستي بود كه علاوه بر مسائلي چون جنگ قدرت و رقابت بر سر هژموني در جهان كمونيسم، به نوع رابطه با نظام‌هاي غيركمونيستي و اردوگاه رقيب، اختلافات مرزي و مسائلي از اين قبيل، اختلافات ايدئولوژيك درون اردوگاه كمونيسم و تفسيرهاي متفاوت كشورهاي كمونيستي از ماركسيسم مربوط مي‌شد. بر اين مبنا اين انشعاب‌ها به‌ويژه از دهه 1340 به اين سو، همراه با تشكيل سازمان‌ها و گروه‌هاي كمونيستي متنوع در ايران به تكوين طيفي از ايدئولوژي‌هاي ماركسيستي متفاوت با ماركسيسم رسمي حزب توده انجاميد، به عنوان نمونه سازمان انقلابي با وفاداري به استالينيسم در آغاز به هواداري از كوبا و سپس چين روي آورد و پس از تجربه كاستروئيسم و مائوئيسم، همچنان به طرفداري از چين كه مائوئيسم را كنار نهاده بود پرداخت؛ سازمان توفان، وفادار به استالينيسم به مائوئيسم گراييد و با وفاداري به اين مكتب به مخالفت با مواضع چين پس از مائو برخاست و حزب كمونيست كارگران و دهقانان با هواداري از آلباني با مائوئيسم و چين مخالفت ورزيد. اين گروه‌ها مواضع و رويكردهاي ايدئولوژيك حزب توده را اپورتونيسم (فرصت‌طلبي) و رويزيونيسم (تجديدنظرطلبي) مي‌خواندند.

به اين ترتيب، حزب توده ايران و مجموعه سازمان‌ها و گروه‌هاي كمونيستي منشعب از آن طي چند دهه طيفي از كمونيسم روسي، كوبايي، چيني و آلبانيايي را نمايندگي كردند و ايدئولوژي ماركسيسم‌- ‌لنينيسم را در اشكال متفاوتي چون استالينيسم، خروشچفيسم، كاستروئيسم و مائوئيسم ظاهر ساختند.

پي‌نوشت‌ها:

(1) يرواند آبراهاميان، ايران بين دو انقلاب، از مشروطه تا انقلاب اسلامي، صص 254- 255.

(2) همان، صص 254- 339- 340.

(3) انور خامه‌اي (ب)، فرصت بزرگ ازدست رفته، ص 21.

(4) اسناد و ديدگاه‌ها، (حزب توده ازآغاز پيدايي تا انقلاب بهمن 1357)، ص 307.

(5) ايرج اسكندري، خاطرات، ص 10.

(6) سيروس بهرام، درباره حزب، ص 88.

(7) اسناد و ديدگاه‌ها، پيشين، ص 65.

(8) يرواند آبراهاميان، پيشين، ص 285.

(9) همان، صص 296- 299- 341- 347.

(10) همان، صص 418- 419.

(11) اسناد و ديدگاه‌ها، پيشين، ص 380.

(12) همان، ص 383.

(13) همان، ص 403.

(14) همان، ص 405.

(15) همان، ص 409.

(16) همان، ص 425.

(17) همان، ص 667.

(18) همان، ص 692.

(19) ايرج اسكندري، پيشين، صص 6- 7.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار