قهرماني تيمملي بسكتبال در جامملتهاي آسيا شادي ديگري به ورزش ايران هديه داد. آسمانخراشها پس از 9 برد پياپي به هدفشان رسيدند، هدف فتح آسيا بود كه خوشبختانه به آن رسيديم. اما با سومين قهرماني در قاره كهن نبايد چشممان را بر واقعيتها ببنديم.
چهار سال طول كشيد تا يك جام ديگر به ويترين افتخارات فدراسيون بسكتبال اضافه شود، فيليپين پايان انتظار چهار ساله بود. مهمد بسيروويچ طي اين دو سالي كه سكان هدايت تيمملي را به دست داشت تيمي را براي اعزام به جام ملتها مهيا كرد كه اكثر تيمها در مصاف با آن خود را از پيش باخته تصور كنند، تنها يكي دو تيم آرزوي شكست بسكتبال ايران را در سر ميپروراندند كه آرزوهاي آنها نيز نقش بر آب شد. تيمي به مانيل اعزام شده بود كه از هر نظر شايستگي بالاي سر بردن جام و صعود به جام جهاني 2014 را داشت. در چند سال اخير همواره يك يا دو بسكتباليست ايراني در تيم منتخب قاره كهن حضور داشتند و اين بدان معناست كه پتانسيل بسكتبال كشورمان بالاتر از سطح آسياست. اين حال و روز امروز بسكتبال است اما سؤال اينجاست كه آيا از اين ظرفيت تاكنون استفاده بهينه شده يا با بازنشسته شدن نسل طلايي مجبوريم قيد افتخارآفريني بسكتبال را بزنيم؟
جام بيست و هفتم به خوبي نشان داد كه همچنان فاصله نفرات اصلي تيمملي با بازيكنان جانشين بسيار زياد است. سرمربي اسلوونيايي در طول 9 بازي انجام شده بارها ريسك كرد و به نيمكتنشينان در حساسترين لحظات بازي داد اما بازيكنان جانشين هرگز نتوانستند پاسخ اعتماد سرمربي را بدهند. تيم دوم در بيشتر موارد با از دست دادن توپ و موقعيت حريف را در وضعيت ايدهآل قرار ميداد. همه اين مسائل موجب ميشد بسيروويچ براي جمع كردن اوضاع و جبران امتيازهاي از دست داده و بعضاً عقب افتاده تركيب اصلي را به ميدان باز گرداند. همه ديدند در 9 بازي برگزار شده مهدي كامراني و حامد حدادي چگونه در لحظات حساس به داد تيم رسيدند و با جمع كردن اوضاع شرايط را به نفع ايران عوض كردند سؤال دوم اين است كه اگر نبودند اينها چه سرنوشتي گريبانگير تيمملي ميشد؟ بايد پذيرفت كه بازيكنان شناخته شده تيمملي پا به سن گذاشتهاند و سرمربي تيمملي نيز پيش از اعزام به اين موضوع اذعان كرد. حتي چهرهاي چون صمد نيكخواه بهرامي در اين دوره نتوانست درخشش هميشگي را داشته باشد. در جريان جام ملتهاي 2013 تصور اينكه يك بازي را بدون حدادي يا كامراني و آفاق و نيكخواه بهرامي پشت سر بگذاريم غير ممكن بود. به هر حال با تمام بضاعتي كه در اختيار كادر فني بود تيمملي يك بار ديگر در سكوي نخست ايستاد و ثابت كرد ديگر آسيا برايش كوچك است.
منتها نبايد چشممان را روي واقعيت ببنديم. با شرايط فعلي در جهاني اسپانيا و در مصاف با بهترينهاي دنيا قطعاً به مشكل بر ميخوريم. غولهاي دنيا، فيليپين و تايپه و كره نيستند كه در عرض چند دقيقه بازي را وادهند. بايد هر چه سريعتر همچون دهه گذشته استعدادهاي ناب و با انگيزه از دل بازيهاي ليگ و شهرهاي مختلف بيرون كشيده شده و براي جانشيني نسل طلايي آماده شوند. تنها در اين صورت است كه ميتوان موفقيتهاي آتي بسكتبال ملي را در عرصه بينالمللي تضمين كرد.